|
|
آيين گراميداشت جانباختگان سانحه هواپيماي سي ۱۳۰در يزد برگزار شديزد، ايرنا ۸۴/۰۹/۲۱
داخلي. اجتماعي. هواپيما. خبرنگار. سانحه. آيين گراميداشت جان باختگان سانحه سقوط هواپيماي سي ۱۳۰ارتش، دوشنبه شب در مسجد "حظيره" شهر يزد برگزار شد. در اين مراسم كه بههمت ادارهكل فرهنگ وارشاداسلامي و سازمان صدا و سيماي مركز يزد برپا شد، استاندار يزد،امام جمعه، قشرهاي مختلف مردم، روحانيان، خانوادههاي معزز شهدا و اصحاب مطبوعات اين استان حضور داشتند. پنج نفر از جان باختگان اين سانحه دردناك از خبرنگاران يزدي تبار كشور بودند كه سيدمهدي ميرافضلي سر يزدي، عكاس پرتلاش ايرنا، از جمله آنان بود. يكي از استادان حوزه علميه يزد در اين آيين با گراميداشت ياد و خاطره شهداي اين حادثه دلخراش، آن را بهمقاممعظم رهبري، مردمايران و خانوادههاي داغدار آنان تسليت گفت. حجتالاسلام مدرسي گفت: عزيزاني كه دراين حادثه دردناك، جان خود را از دست دادند در مسير ترويج فرهنگ اصيل اسلامي قدم برداشتند و براي تثبيت فرهنگ ولايي و انقلاب اسلامي به شهادت رسيدند. وي دربخشي ازسخنان خودافزود: يكي از ويژگيهاي فرهنگ تشيع، وجود رهبراني است كه نه تنها پيروان آنها به وجودشان افتخار ميكنند بلكه دشمنان هم در طول تاريخ به فضل و مناقب آنها ميپردازند. در اين مراسم، يكي از مداحان اهل بيت در مصائب اهل بيت پيامبر اكرم (ص) مداحي كرد و گروه موزيك تيپ الغدير يزد نيز به اجراي مراسم ويژه پرداخت. ارسال خبر: ۲۰:۲۶ دوشنبه، ۲۱ آذر ۱۳۸۴ |
آيين بزرگداشت جان باختگان سانحه هوايي در مسجد اعظم قم برگزار شد
داخلي. اجتماعي. آيين. سقوط هواپيما.
آيين بزرگداشت جان باختگان سانحه هوايي سقوط هواپيماي "سي "۱۳۰ارتش جمهوري اسلامي ايران دوشنبه شب در مسجد اعظم قم برگزار شد.
در اين مراسم كه حضرات آيات عظام و مراجع تقليد "نوري همداني "، "مكارم شيرازي" و " آيت الله اميني " ، نمايندگان بيوت و دفاتر مراجع تقليد ، فرماندهان نظامي و انتظامي، برخي مديران استان قم ، طلاب و فضلاي حوزههاي علميه و جمعي از مردم حضور داشتند ياد وخاطره شهداي اين حادثه دلخراش گرامي داشته شد.
يكي از اساتيد حوزه علميه قم در اين مراسم با ابراز تاسف از وقوع اين حادثه دلخراش گفت : امروز حرفه خبرنگاري يكي از سختترين و دشوارترين كارها ميباشد چرا كه آنان پيوسته در ميدانهاي "بلا و خطر" زندگي ميكنند.
حجتالاسلام والمسلمين كاظم صديقي افزود: افرادي كه در سانحه هوايي جان خود را از دست دادند كساني بودند كه براي خدمت به نظام عازم ماموريت شده بودند.
وي ادامه داد: اين افراد قصد داشتند مانور قدرت اسلام را در برابر كفر جهاني گزارش كنند و نمايش دهند ولي دست تقدير سرنوشت آنان را به گونهاي ديگر رقم زد.
صديقي اظهار داشت: در ميان اين خبرنگاران عدهاي از نظاميان ارتش مكتبي و ولايي نيز حضور داشتند كه متاسفانه آنان نيز جان خود را از دست دادند.
صديقي خواهان تسريع در شناسايي علل حادثه شد و گفت: اگر چه به قضاوقدر اعتقاد داريم ولي بايد چنين حوادثي بررسي تااز تكرار آنها جلوگيري شود.
اين مراسم به همت مركز مديريت حوزه علميه قم، دفتر تبليغات اسلامي، جامعه مدرسين حوزه علميه قم و آستانه مقدس حضرت فاطمه معصومه(س) برگزار شد.
ارسال خبر: ۲۰:۵۵ دوشنبه، ۲۱ آذر ۱۳۸۴
يک فيلم از سقوط هواپيما
دوربين های کوچک و فيلمبردارهای آماتور دارند چهره جهان را تحت تاثير خود قرار می دهند و شفافيتی به حوادث می بخشند که نظارت مردمی را افزون می کند و امکان پرده پوشی ها را به صفر می رساند. دیشب فيلمی از دو جوان اهل لندن از برنامه خبری بیست و چهارساعته بی بی سی پخش شد که در همان ثانيه های اول انفجار در انبار نفت لندن گرفته شده بود. انفجار و آتش سوزی وسيعی که هنوز تا بامداد دوشنبه ادامه دارد و گفته می شود بزرگ ترين حادثه از اين دست در اروپاست.
در حالی که در ايران و به دنبال سقوط هواپيمای هرکولس سی 130 نظامی همچنان بحث ها درگيرست، مجلس و مقامات کشوری سخن از بررسی ها می گويند، سئوال های بی پاسخ وجود دارد، ترديدهائی درباره علت اعلام شده سقوطی که منجر به کشته شدن هشتاد روزنامه نگار شد بر سر زبان هاست. روزنامه همشهری در اولين شماره خود بعد از وقوع حادثه به علت تاثر از دست دادن همکاری، حساسيت خاص نشان داد و سخن همسر خبرنگار کشته شده اين روزنامه را نقل کرد که از آخرين مکالمه از درون هواپيما سخن می گفت. آن جا که خبرنگار جوان دستور مقامات برای بستن موبايل ها در وقت حضور در هواپيما را نديده می گيرد تا با همسر جوان خود گفتگو کند و بگويد که هواپيما نقص فنی دارد و بعد از اين همه معطلی، می گويند خلبان حاضر به پرواز با اين وسيله نيست. نقل همين گفته در همشهری آتشی شد به انبار احساسات تحريک شده روزنامه نگاران و موج های بعدی بلند شد. موج هائی که معمولا در ارتباط با نظامی ها و نهادهای نظامی در نقل مطبوعاتی، کوتاه می آيند و راه احتياط می گيرند.
در خبرها هست که واکنش بعدی روزنامه همشهری که جلودار ماجرا شده است با هشدار وزير اطلاعات روبرو می شود. اما فضا به گونه ای است که برخلاف دفعات قبلی مربوط به ساليان پيش نمی توان مانع از سئوال ها شد. در توضيحات مقامات نظامی غافلگير شده تناقص هائی پيدا می شود [ مانند ماجرای جعبه سياه که يکی از آنان گفت هواپيماهای نظامی فاقد آنند و ديگری از بررسی آن خبر داد]. در فضائی که عزاداری هنرمندان کارکنان صدا و سيما که بيش تر از هر سازمانی کشته داده اند بر آن اثرها می گذارد، سئوال پشت سئوال است که در هوای می چرخد. جواب ها مانند سخنان احمدی نژاد هنگام بازگشت از سفر سعودی آبی نيست بر اين آتش، بيش تر در اذهان می نشيند که مانند قبل می گذارند چندی بگذرد و همه چيز پايان می گيرد و پرونده اين سقوط هم بسته می شود.
همين تحرک افکارعمومی و تفاوت زمان با زمان است که رييس جمهور سابق را وامی دارد که همراه با لعنتی فاش بگوید که علت اصلی سقوط پی در پی هواپيما ها، تحريم های آمريکاست که ايران را از داشتن قطعات يدکی محروم کرده و هواپيماهای فرسوده را به موجودات خطرسازی مبدل ساخته است. اين سخنی است که در همه اين سال ها ناگفته گذاشته می شد تا مبادا از ارتفاع شعارهای مبارزه با آمريکا بکاهد و محاسبه هزينه و فايده را در سرها اندازد. رييس جمهور فعلی هم ناگزير می شود که با جمله ای سلبی اثر تحريم ها را تائيد کند. گرچه هنوز کسانی هستند که بهتر می بينند چنين سرودی ياد بدمستان داده نشود.
در همين فاصله ارتفاع شايعاتی بدتر از آن چه آقای خاتمی گفت، بر سر زبان هاست، نشانه ناکارآمدی مهارخبری. در اين انديشه بودم که چطور با اين همه دوربين های سبک فيلمبرداری که دست جوانان است کسی فيلمی از هواپيما و لحظه سقوط نگرفته است. با خود می گفتم ممکن نیست که چنين باشد. اما از خود می پرسیدم آيا ترس از عقوبت است که فيلم ها را در خزانه دوربين ها نگاه داشته است. آيا کم بودن ظرفيت انتقال اطلاعات از طريق اينترنت است که مانع از آن شده که فيلمی از ماجرا به بيرون از رسانه های داخلی سربکشد.
در همين زمان يکی از خوانندگان "روز" در پيامی الکترونيکی خبر داد که فيلم کوتاهی از ماجرا در دست دارد. که توانست آن را بفرستد. اين فيلم پانزده ثانیه ای برای افراد غيرمتخصص نکته خاصی را تداعی نمی کند جز آن که نشان می دهد که جوانان تهرانی هم در موج انقلاب اطلاعات و تحول دوربين های سبک بيکار نبوده اند. گرچه که ترتيب پخش فيلمی که دو جوان انگليسی از انفجار انبار سوخت لندن گرفتند، به نوعی ديگرست.
شبکه جهانی بی بی سی ضمن تشويق گيرندگان فيلم، و نشان دادنشان حتما مبلغی هم به عنوان دستمزد به آنان پرداخته است. اين فيلم حتما هيچ نگرانی برای گيرنده آن در پی ندارد و حتما در بررسی هائی که صورت می گيرد از جمله مدارک خواهد بود. همه اين ها به دليل کهنگی بافت بورکراسی ايران، واکنش های عقب افتاده نهادهای مسوول که به شهادت گفته های مهدی کروبی رييس مجلس سابق، حتی نمايندگان مجلس اسلامی هم دارای صلاحيت برای اطلاع از بررسی ها نمی دانند، در ايران فعلا ممکن نمی شود. اما همين شروع هم خوب و به جاست. حتی اگر فيلم ارسالی هيچ کمکی هم نکند. عادت دادن نهادهای ناظر به شرکت دادن مردم در تحقيقات، و عادت کردن مردم به نظارت و آگاهی از رويدادهای جامعه، هر دو خوش حالی آورست.
فيلم ارسالی از تهران را با کليک کردن در اين Download file">نقطه تماشا کنيد. با چند توضيح اضافی:
اول آن که فرستنده فيلم می گويد در جنوب مهرآباد بوده است که متوجه حرکت هواپيمائی و اصابت جسمی به انتهای هواپيما می شود و پس از آن است که دوربين را رو به آسمان می گيرد. به گفته وی در فيلم خط عبور آن چه از زمين به آسمان می رفت پيداست [ در ثانيه دهم]
باز همو برايم نوشته است که فيلم را به کارشناسی نشان داده و وی گفته است که اين خط نمی تواند اثر ناشی از دود هواپيما باشد.
يکی از همکاران شب قبل با تاکيد بر اين که خط هوای موجود در فيلم و هم صدای آن از يک هواپيمای جت است و نمی تواند از هواپيمای هرکولس سی 130 باشد ترديدی را درباره اين که فيلم از هواپيمای مورد نظر باشد در ذهن اعضای تحريری انداخت که همين مانع از استفاده از خبری از اين فيلم شد.
اما به نظر می رسد که از تحرک فيلمبردار نمی توان آسان گذشت. آن انقلاب انفورماتيک که به عنوان نشانه قرن بيست و يکم صحبت ها از آن است، بدون آن که اطلاعات در اين وسايل منتشر شونده راه يابد، بی اثرست. چنان که معجزه حضور وب لاگ ها در عرضه بزرگ راه های اطلاعاتی وقتی معجزه گر خواهد بود که کسانی در آن بنويسند و آن چه را می شنوند و می بينند منعکس کنند، وگرنه بی مايه فطيرست اين همه. چنان که در همين ماجرای سقوط هواپيما هم به اندازه نسبی وب لاگ های متعلق به روزنامه نگاران کار خبری کردند.
در حالی که کسانی می کوشند هم مانع از گشوده شدن چشم و گوش ها شوند، و هم مانع از آن که اين چشم ها و گوش ها همه چيز را ببينند و بشنوند، بهترين راه اصلاح نگاه اقتدارگرايانه به اطلاعات و جامعه، بهره گرفتن از وسايلی است که جهان امروز به فراوانی در دسترس ها گذاشته است. به مجموع فيلم هائی که در لحظه از فاجعه سال گذشته سونامی گرفته شد، دقت کنيد. به نوشته يک کارشناس اولين بارست که دانشمندان و کارشناسان برای بررسی حادثه و جلوگيری از تلفات آينده حوادث مشابه مشکلی ندارند. چون چندان عکس و فيلم و صدا توسط کسانی که بعضی هاشان جان باخته اند از اين حادثه باقی مانده و پخش شده که همين روزها در سالگرد سونامی رسانه های خبری جهان از آن سيرآب است.
اين معجزه اول بار در حادثه يازده سپتامبر رخ داد، ناگهان هزاران فيلم و تصوير رسيد. تنها ماجرای اثرگذار و بزرگ جهانی بود که در لحظه وقوعش بشر سند دارد. از آن پس است که هر دوربين فيلمبرداری و هر موبايل دوربين دار در حقيقت يک شاهدست، شاهدی که انکارش نمی توان کرد. اصولا انکار ديگر دارد در جهان مشکل می شود، گرچه هنوز کسانی به آن مشغولند.
دستور نادرست به خلبان، عامل اصلي سقوط هواپيما
| ۱۶ آذر ۱۳۸۴ - قبل از ظهر ۱۱:۴۵ |
ابلاغ دستور نادرست به خلبان براي بازگشت به مهرآباد تحت هر شرايط، علت اصلي سانحه مرگبار روز گذشته در جنوب مهرآباد بود.
يك منبع آگاه در گفتوگو با «بازتاب» ضمن بيان مطلب فوق افزود: نقص فني در هواپيماي C-130 پس از گذشت هشت دقيقه از پرواز، رخ داده كه در آن لحظه هواپيما در اواسط مسير تهران ـ قم قرار داشته است و اگر اصرار مركز كنترل پرواز و مسئولان حاضر در فرودگاه مهرآباد نبود، اين هواپيما امكان فرود بدون سانحه در سه نقطه فرودگاه امام، اتوبان قم ـ تهران و بيابانهاي جنوب غربي تهران را داشته است.
اين منبع ادامه داد: با توجه به قابليتهاي ويژه هواپيماي C-130، اين هواپيما ميتواند در دشتها و بدون چتر فرود آيد، بر زمين بنشيند و حتي بدون باز شدن چرخ نيز با سينه فرود آيد و در اين صورت، تنها مقداري خسارت مالي به هواپيما وارد ميشود.
وي افزود: خلبان هواپيما پس از دستور مركز كنترل مبني بر بازگشت به مهرآباد، براي كوتاه كردن مسير خود، به جاي دور زدن به صورت مستقيم از منطقه آذري عبور كرده كه به دليل ارتفاع پايين و عدم تعادل، هواپيما سقوط كرده است.
اين منبع در پايان افزود:عليرغم عملکرد رشادت آميز خلبان بابک گوهري، انتخاب ستوان جوان و نسبتا كمتجربه براي هدايت هواپيماي هركولس C-130 ـ كه حامل 94 سرنشين بود ـ نيز از ديگر ابهامات مطرح در عملكرد مسئولان فرودگاه نظامي مهرآباد است.
در همين زمينه روايت يك كارشناس هوايي شاهد سانحه را هم ببينيد.
آيا باز هم تقصيرها را به گردن خلبان مياندازيم؟
| ۱۶ آذر ۱۳۸۴ - بعد از ظهر ۱۷:۴۴ |
فاجعه سقوط هواپيماي «C-130»، فاجعه تلخي بود كه همه ما را منقلب كرد. ديدن هواپيمايي كه بدون تعادل در هوا در حال سقوط است، صحنهاي عادي نيست و همه بينندگان را بر جاي ميخكوب ميكند. شايد درك اوضاع شاهدان واقعه 11 سپتامبر هماكنون براي شاهدان اين حادثه عينيتر باشد.
چند دقيقه پس از سقوط هواپيما، موفق به ورود به داخل شهرك توحيد در سهراه آذري ـ مربوط به خانوادههاي پرسنل نيروي هوايي ـ شدم؛ جمعيت ازدحام زيادي را در درب شهرك ايجاد كرده بودند.
به رغم گفته برخي افراد كه آمبولانسها و آتشنشانيها دير در محل حاضر شدند، بايد گفت حضور آتشنشانها و آمبولانسها ظرف پنج تا پانزده دقيقه، نشاندهنده تلاش سريع همه ارگانها براي كمك رساندن به مصدومان حادثه بود كه با حضور در محل، سريعا به اطفاي حريق ناشي از انفجار هواپيما پرداختند. تلاش آتشنشانها براي راه يافتن به داخل ساختمان و مهار شعلههاي مرگآور آتش، تلاشي قابل تحسين بود. اما چه سود كه انفجار هواپيما همه سرنشينان را روانه ديار باقي كرده بود. تلاش براي نجات ساكنان آپارتمان و منطقه، تنها اميد باقيمانده بود.
همكاري نيروهاي اورژانس، آتشنشاني، هلال احمر و در كنار آنان، پرسنل و سربازان نيروي هوايي، نيروي انتظامي و ساكنان شهرك توحيد، همه را به هيجان آورده بود.
با مهار آتش توسط آتشنشانان در حدود ساعت 15:30 الي 16، تلاش براي خروج اجساد از لاشه هواپيما آغاز شد؛ صحنههايي كه نگفتن آنها بهتر از گفتن است.
در اين ميان، بايد به نكته مهمي نيز توجه كرد: ازدحام بيش از حد مردم در بيرون شهرك توحيد و خيابانهاي اطراف، كار را براي امدادرسانان بسيار مشكل كرده بود. ترويج فرهنگ ايمني در اينگونه مواقع، يكي از كارهاي اساسي صداوسيما و رسانههاي جمعي است كه باعث نجات جان انسانهاي بسياري خواهد شد. اين ازدحام مردم، باعث كندي در آمدورفت ماشينهاي كمكرساني شده بود، به نحوي كه با تمام شدن آب بيشتر ماشينها، عمليات اطفاي حريق، براي مدتي با كندي دنبال شد.



كمكرساني از راه هوا و از طريق بالگردهاي هلال احمر و منطقه هوايي مهرآباد نيز از نكات قابل ذكر حادثه ديروز بود كه به رغم فضاي كم در ميان آپارتمانها براي فرود، تا حد ممكن به زمين نزديك شده و كمكها را به پايين پرتاب ميكردند و حتي در يك مورد، بالگرد هلال احمر نيز در محوطه باز در كنار آپارتمان به طور كامل فرود آمد.

سكنه شهرك توحيد، با بهت تمام به ساختمان خيره شده بودند، ساختماني كه تا ساعتي قبل، شايد بارها به آن رفتوآمد كرده و دوستان و آشنايان و همكاران زيادي در آن داشتند. خوشبختانه طبقه اول آپارتمان كه بال هواپيما به آن برخورد كرده بود، خالي از سكنه بود. اما موج انفجار و حريق، باعث مجروح شدن عدهاي از ساكنان شده بود. عدهاي از ساكنان سخت ميگريستند و عدهاي از آنان نيز در پشت درهاي شهرك، با خواهش و تمنا قصد ورود به شهرك براي يافتن خانواده و بستگانشان را داشتند كه با سد مأموران روبهرو شده و به سختي در حال تلاش براي شكستن سد بودند.
عمق فاجعه زماني آشكار ميشود كه درباره تواناييهاي هواپيماهاي «C-130» بيشتر بدانيم. هواپيماهايي كه اگرچه قديمي هستند، اما به علت تواناييهاي فوقالعاده آنان، به عنوان ايمنترين هواپيماها شناخته شدهاند.
اين هواپيماهاي ترابري كه براي نخستين بار، چهار فروند از آنها در خرداد ماه سال 42 و با نام مستعار «هركولس» به خدمت نيروي هوايي ارتش ايران درآمد، اولين هواپيماي چهارموتوره و نخستين هواپيماي جت ملخدار ترابري به شمار ميرود كه وارد خدمت نيروي هوايي شدهاند. موتورهاي اين هواپيما از نوع توربوپراپ (جت ملخدار) و داراي گنجايش 93 نفر سرباز با تجهيزات كامل يا 64 نفر چترباز با تمام وسايل و يا 73 بيمار با برانكارد و دو نفر پرستار بوده و قادر به حمل حداكثر 22 تن بار و به طور عادي 18 تن بار و مجهز به دستگاه تهويه كامل داخلي و تأمين فشار هوا در ارتفاع بالاست. حداكثر وزن قابل تحمل هنگام برخاستن، 61.234 كيلوگرم بار و وزن عملياتي آن 31.433 كيلوگرم است. شعاع عملش با حداكثر بارگيري 3420 كيلومتر و با 1134 كيلوگرم بار، 4988 كيلومتر است. طول باند لازم براي فرود هواپيما با بارگيري كامل در ارتفاع سطح دريا، تنها 2/1 كيلومتر است.
هواپيماي «C-130» در ارتش آمريكا در عملياتهاي صلحي و جنگي كارآيي زيادي دارد و براي مأموريتهاي مختلف در شرايط آبوهوايي متفاوت و در قطب جنوب از آن استفاده ميشود.
طراحي قابل انعطاف هركولسها باعث تناسب آنها با انجام مأموريتهاي مختلف است و به اين هواپيما اجازه ميدهد تا نقش چند هواپيما را ايفا كند.
«C-130j» آخرين مدل طراحيشده اين هواپيماست كه نسبت به مدلهاي پيشين آن سريعتر و پرقدرتتر است.
پس از طراحي نخستين مدل اين هواپيما (C130A) به تعداد 219 فروند، حدود چهار دهه پيش تاكنون مدلهاي زيادي از آن توليد شده است. «C130B»، دومين مدل آن بود كه در مي 1959 (1338) وارد خدمت نيروي هوايي آمريكا شد و سپس چهار سال بعد به خدمت نيروي هوايي ارتش ايران نيز درآمد.
بعدها نيروي هوايي با مدلهاي جديد و نيرومندتري از اين نوع هواپيما تجهيز شد. اين هواپيماها كه به خاطر قدرتشان به «هركولس» معروفند، توانايي پرواز با دو موتور (از چهار موتور) را نيز دارند. به اين ويژگي بايد تواناييهاي ديگري از جمله فرود با سينه بدون استفاده از چرخ را نيز اضافه كرد.




به اين ترتيب، هواپيماي «C-130» نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي كه ديروز در اثر نقص فني و در مسير بازگشت سقوط كرد، ميتوانست در مكانهايي مانند فرودگاه امام خميني، اتوبان قم و حتي دشتهاي اطراف منطقه نيز فرود اضطراري نمايد. كما اينكه بارها و در كشورهاي مختلف شاهد فرود آمدن اضطراري هواپيماها در اتوبانهاي كشورهاي مختلف بودهايم و به هر حال امكان فرود در مناطق گفتهشده با توجه به وضعيت اضطراري هواپيما و تواناييهاي هواپيماهاي «C-130» گفتهشده وجود داشته است.
متأسفانه در بيشتر اين حادثهها، خلبان مقصر شناخته ميشود در حالي كه در اينگونه موارد، خلبان تنها حلقه آخر و كاملكننده اشتباهاتي است كه ممكن است پيش از آن رخ داده باشد. هيچگاه در اين موارد نبايد تيم فني، آشيانه هواپيما، برج مراقبت، اتاق كنفرانس مديران شركت يا سازمان مربوطه را فراموش كرد. درواقع خلبان در اين موارد تنها نقش دروازهبان را در تيم فوتبال ايفا ميكند كه به هر حال چون حلقه آخر اين زنجيره به هم پيوسته است، اكثرا همه اشتباهات به وي نسبت داده ميشود.
بنده با استفاده از شبيه ساز پرواز ، نقص فني در دو موتور هواپيما را شبيه سازي كردم و ديده شد كه اگر حتي دو موتور از چهار موتور از كار بيفتد باز هواپيما قادر به پرواز است البته بشرطي كه هر دو موتور از چپ يا راست نباشند. در مواقعي كه موتور دچار اشكال مي شود هواپيما قدرت مانور خود را بشدت از دست مي دهد و لذا نبايد با دور زدن يا بي جهت ارتفاع گرفتن به هواپيما فشار آورد چراكه باعث استال مي شود. با توجه به نقص فني گزارش شده ، مرحوم خلبان نهايت تلاش خود را كرده اند و جداً قابل تحسين است ، خدا رحمتشان كند. به نظر بنده اشكال اصلي در نحوه مديريت پرواز بوده است يعني تا جايي كه امكان داشته نبايد هواپيما به مهرآباد بر مي گشت.
2- صدا و سيما خوب گل كاشت! آيا خون حميد خيرخواه كه اينهمه برايش گريه كردند از خون كاپيتان گوهري رنگين تر بود؟ آيا خون فلان جوان 21 ساله صدا و سيما از خون امير ارتش كه پدرش درآمده و عمري از ش گذشته تا امير شده و در صحنه جنگ سالها رشادت داشته رنگينن تر است؟ چرا همه دم از شهداي عرصه خبر ميزنند؟ بقيه چي؟ به هلاكت رسيده اند؟!!!
حاشا به غيرتتان! همه به دنبال پيدا كردن مقصر حادثه اند! بابا جان! علت اين حادثه اينه كه ما نميتونيم هواپيما بخريم و جايگزين كنيم! چرا ؟ پيدا كنيد پرتغال فروش را... اين گرگ سالهاست كه با گله آشناست...
سلام بر شمااصحاب رسانه.باعرض تسلیت.
خلبان این هواپیمایکی از اقوام ما بودند.
ذکرچندنکته لازم است:
_این هواپیما،باری بوده نه مسافربری.
_اخرین خلبانی که با این هواپیما پروازکرده امیدی به فرود نداشته و از فرودموفقیت آمیز خودمتعجب شده.
_وقتی شهیدبابک گوهری از پروازبا این هواپیماامتناع میورزدبه اومی گویند:"دوتاپیچه دیگه تو پروازکن ،خودشون خودبه خودسفت میشن."
_همچنین تصمیم به تعویض خلبان داشته اند.
_شهیدگوهری وهمسرشان منتظر تولد اولین فرزندشان بودند.
_ازقرارمعلوم خلبان چندباراجازه ی فرود در مناطق غیرمسکونی میخواهد که اجازه داده نمیشود.
باتوجه به این نکات ودهها مسئله ی دیگر،ماکه هنوز ربط این سانحه را به قضاوقدرالهی نفهمیده ایم.آقایان کم کاریهای خودشان را با احساسات دینی مردم توجیه میکنند.
ازخدا مایه میگذارند.
واقعا که ........
میخواستم در رابطه با خلبان بابک گوهری که هم دوره ای من بود بگویم
اینکه همیشه مظلوم بود
اینکه در رسانه ها از او یادی نشد
اگر شما ها یادتان رفته میتوانید به آرشیو فیلمهای زلزله بم توجه کنید که بابک چقدر آنجا پرواز کرد و در حمل مجروحان و اجساد کمک میکرد.
میتوانید سابقه درخشان پروازی او را ببینید و اینکه میخواستم به صنف خبرنگاران یادآوری کنم که اون هواپیما خلبان داشته و خلبانش هم آدم بود و مثل بقیه زندگی را دوست داشت. برای خلبان شدن بیشتر از 5 سال زندگی شبانه روزی را تحمل کرد و دوره های سختی را پشت سر گذاشت.
خوشحالم از اینکه در هواپیمای اون خبرنگاران هم بودند!
و گرنه حتی کسی نمیفهمید که بابک شهید شده، باز هم به هوای خبرنگارا اسم اون میاد!
زیاد پیش اومد که خلبانی در حین انجام وظیفه به شهادت رسید ، اما شما در رسانه هایتان این عبارت را بکار بردید:
هر دو خلبان آن جان باختند!
حتی از بکار بردن لفظ "شهید" ابا داشتید!
باز هم خدا را شکر که اینبار بابک بر خلاف دیگر همدوره ایهایم در کنار افراد خبرساز بود! نه مثل :
سروان شهید اکبر قریشی
سروان شهید رضا رحمانی
سرگرد شهید موسی الرضا پور رحمتی
سرهنگ شهید مظاهر رضائیان
و ...
که در همین دو سال اخیر ، به قول شماها، جان باختند!
خداوند همه آنها و ما وشما را بیامرزد و به ما انصاف دهد.
باور کنید اگر کسی برای کشورش بمیرد شهید است حتی اگر خلبان ارتش باشد!!!
خيلي حرفها زده مي شود-اظهار نظر ها زياد است.ولي بايد فقط يكي واقعيت داشته باشد كه ما مطمئين نيستيم كدام است خلبان-برج مراقبت-نقص فني-و...
نبايد از اين حادثه به راحتي گذشت چرا كه آنها هم حق زندگي و حيات داشتند .آنها هم خانواده داشتند.حتي بهتر از خيلي ها بودند كه زنده بودنشان تاثيري در جامعه ندارد(خودم) ريختن خون بي گناه روي زمين عاقبت خوشي ندارد پس كليه مسئوليني كه مي توانند كاري انجام دهند بايد براي پايمال نشدن خون اين عزيزان از دست رفته بپا خيزند و در اين راه فقط به خدا توكل نمايند چون در غير اينصورت در جهان آخرت بايد پاسخگو باشند.
خدايا وحشت و هراس آخرت را از دلهاي ما جدا مكن آمين
بازتاب عزیز وقتی خبرهای تو را می خوانم به من ارامش می داد! چون می بینم به فکر میهن هستید! منتظر خواندن خبرهای خوب از هستند!
متاسفانه باز هم ما فرزندان لایق خود رو از دست دادیم و خانوده های زیادی بی پدر و شوهر شدند.
حال چه کنیم؟
آیا نباید به احترام اون عزیزان حداقل به چندین سازمان غیر دولتی بین المللی نامه ای اعتراض آمیز بنویسیم و از طریق اونها دنیا رو با خبر کنیم که حامیان (مثلا) حقوق بشر با عدم ارسال لدازم یدکی ویا فروش هواپیما موثر در چنین اتفاقاتی هستند؟
آیا نباید دلمان برای فرزندان عزیز خودمون بسوزه؟ چطور به خاطر فلسطینیان به خیابان میرویم و برای آنها دسوزی میکنیم ولی برای فرزندان خود نه، آیا اونها عزیز تر از فرزندان ما هستند؟
آیا نام خلیج فارس مهم تر از جون ماست که توی تمام سایتها برای حفاظت ا زاون تلاش میکنیم ولی اصلا به فکر جون خود و کسان دیگر نیستیم؟
متاسفانه بد لیل استرس زیاد باز هم همه چیز رو فراموش خواهیم کرد ولی این آخرین حادثه نبود ومجددا تکرار خواهد شد. آیا دفعه بعد نوبت خانواده من است یا شما؟
پس بیاید مسئولیت بپزیریم و از مطبوعات و رسانه ها که همکاران زیادی رو از دست دادند بخواهیم که ما رو یاری کنند و با یک اقدام همگانی و اجتماعی نه سیاسی با نوشتن یک نامه در چند زبان وقرار داد ن اون روی یک سایت اینترنی و تایید افراد دیدارکننده دنیا رو با خبر کنیم .
ما هم همچون غربیها باید دفاع کردن از خود را بیاموزیم و برای دفاع از خود به قوانین خود اونها تکیه کنیم و با ارسال نامه به اونها سوال کنیم که آیا حقوق بشر made in west و یا اینکه بین المللی است؟
اگر فقط بری غرب هستش پس چرا ماهانه در مورد حقوق بشر به کشورهای دیگر اعتراض میکنند؟
اگربین المللی هستش پس چرا در موارد یگر (ارسال لوازم یدکی برای سلامت سفر افراد) استفاده نمیشه؟
این تقاضا رو از تمام رسانه ها دارم که حداقل بخاطر همکاران از دست رفته خودشون چاپ کرده و یا ری سایت اینترنت خود بگذارند.
متاسفانه بخاطر 20 سال دور بودن ازا یران نتونستم با کلام و گرامر خوب بنویسم. لطف کنید خطا ها رو اصلاح کنید.
با تشکر
روح همه شان شاد و يادشان گرامي باد...
اميدوارم ديگر شاهد سوانح هوايي و از دست دادن سرمايه هاي كشورمان نباشيم.
پس فقط او هست كه نمي تواند از خودش دفاع كند. پس حتما مقصر است !!!
عقل همه ي ما كار مي كنه بررسي هامن هم دقيقه ولي همه بعد از وقوع واقعه! چرا قبل از هر فاجعه ي راهكاري براي آن نينديشيم؟چرا...........
چرا..........................
انا لله و انا الیه راجعون
| |||||||||
| |||||||||
|
به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس در ابتداي اين مراسم سخنگوي انجمن دفاع از آزادي مطبوعات با اشاره به سقوط هواپيماي C-130 گفت: با يك نهاد مسئول در زمينه اينگونه حوادث مواجه نيستيم .
| |||||||||
سقوط آزاد، سهم روزنامه نگار
۲۰ آذر ۱۳۸۴
سقوط هواپيماي ارتش جمهوري اسلامي و جان باختن دردناک و تاسف آور بيش از صد نفر از هموطنان و فعالين جامعه مطبوعاتي و صدا و سيما، ضمن آنکه افکار عمومي را جريحه دار و همه را عزادار کرد، بار ديگر واقعيت تلخ سهل انگاري دست اندرکاران در حفظ جان انسان ها را آشکار ساخت. واقعيت درد آوري که در طول ساليان اخير، بارها در حوادثي چون سقوط هواپيماهاي مسافربري، حوادث رانندگي پي در پي، جان باختن کودکان در پارک شهر، فقدان تمهيدات لازم در مواجه با بلاياي طبيعي از قبيل زلزله، سيل، و جان باختن تماشاگران فوتبال در ورزشگاه آزادي و غيره مشاهده شده است. به کرات نيز براي سرپوش گذاشتن بر قصورات، از واژه هاي شهيد و شهادت سوء استفاده شده است.
شهيد به کسي اطلاق مي شود که آگاهانه جانش را براي هدفي مقدس تقديم کند. حال چگونه مي توان کساني را که در مخيله آنها هم نمي گنجيده که رهسپار وادي آخرت شوند، شهيد ناميد. تمامي پرونده هاي فوق علي رغم هياهوها و تبليغات بسيار در ابتداي کار، به سرعت به بايگاني سپرده شده و خاطيان مجازات نشده اند. انگار نه انگار که جان آدمي ارزش دارد و چشم هاي بسياري در انتظار عزيزان از دست رفته به سر مي برند ومرگ هر نفر به معناي خاموشي چراغ يک خانواده است.
اما عمق فاجعه در آن جا است که در واقعه اخير، نقص فني هواپيما قبل از پرواز مشخص بوده و علي رغم مخالفت خلبان اوليه، باز با جايگزيني خلباني شجاع! حکم به پرواز داده شده است! اقدامي که به بهاي جان باختن ده ها نفر از زحمتکشان جامعه تمام شد و در واقع آن را بايد جنايت محسوب کرد. معلوم نيست بر اساس کدام ملاک و معياري براي يک مانور نظامي بايد اين همه خبرنگار و عکاس به منطقه اعزام شوند. آن هم در شرايطي که در ساليان متمادي، ناوگان هواپيمايي کشور از نوسازي و تدارک قطعات مورد نياز مطابق استانداردها محروم بوده و در نتيجه تحريم ها، تعداد معتنابهي از هموطنانمان در سوانح هوايي و سقوط هواپيماها جان باخته اند و امنيت پرواز به نازل ترين سطح رسيده است. عاملي که باعث شده تا در آخرين پرده از سوانح پرواز، عده اي از بي پناه ترين و شريف ترين اقشار جامعه که علي رغم سختي هاي بسيار حتي از شمول در مشاغل سخت و زيان آور نيز محروم بودند، جان به جان آفرين تسليم کنند. تا بدين ترتيب هزينه سياست هاي نابخردانه حاکمان از کيسه مردم و فعالين رسانه اي پرداخت شود و مسوولان، آسوده خاطر به دنبال تدارک هواپيماي مجلل با حاتم بخشي از اموال عمومي و بيت المال باشند.
همان گونه که فرد نشسته بر مسند رياست جمهوري و مدعي ساده زيستي در حالي مهياي سفر با هواپيماي امن خود مي شود که فعالين ساده امور رسانه اي با سوارشدن در هواپيماي معيوب ترابري، به استقبال مرگ ناگهاني مي شتابند و برج مراقبت نيز براي آنکه مبادا در مسير پرواز رئيس جمهور مدافع محرومين مشکلي پيش بيايد، آنها را شهروند درجه دوم محسوب مي کند و از مسير پرواز رييس جمهور به دور مي راند. تا بدين ترتيب همگان بدانند که در سال مهرورزي، سهم عکاس سقوط آزاد است.
آري! در قاموس سرمستان قدرت مطلقه، سهم اهالي مطبوعات و رسانه ها، نبايد هم جز جان باختن، روانه زندان شدن، کتک خوردن در ورزشگاه، از کار اخراج شدن، بيکاري، ناسزا شنيدن و سقوط از هواپيما باشد!
داستان تکراري رسيدگي به پرونده مرگ خبرنگاران،
در حضور سرداران و "داد"ستان
مادر با دست هاي چروکيده از رنج، بر سر و صورت مي کوبد واز عمق دل پاره پاره، فرياد مي زند: "بچه ام را بدهيد. من چطور دلبندم را شناسايي کنم؟" مادر، از پسرش مي گويد که رفته خبر "بياورد"، و حالا خبرش "آمده" است. دختر جوان، که هنوز لباس عروسيش، بوي نقل و اي يار مبارک مي دهد، به پهناي صورت اشگ مي ريزد و مي گويد: "فقط دست هايش مانده". و کودک، بابا، بابا مي کند، بي آنکه بداند در کدام گوش. بار ديگر فرزندان و همسران و پدراني رفته اند، و "مقامات" باز، بازي تکراري "تکذيب و تاييد" به راه انداخته اند، و از دشمن خارجي مي گويند.
و باز به مانند همه دفعاتي که بايد، قصه پر غصه اي "لوث" شود، مقامات دارند، پيام هاي تسليت تکراري مي فرستند و قوه قضاييه، بررسي پرونده را به "داد"ستاني سپرده است که کس را از او "داد" در خاطر نيست: سعيد مرتضوي. حضور وي در هر پرونده، نماد و نمود، پنهان کاري عملي خلاف است. و برپايي دادگاهي که در آن عاقبت، مقتول، قاتل است.
"پرونده" سانحه اي که همين هفته گذشته روي داد، پرونده هفته پيش نيست، پرونده سال هاست. سال هايي که بر مادران، و همسران و فرزندان همه جانبازان عرصه قلم چنين رفته است، و هر يک به گونه اي.
ديروز مادران و همسران علي، علي، علي...مي گفتند و حسين، حسين، حسين..و مهدي، مهدي، مهدي... مي کردند و پريروز، معصومه شفيعي از اکبر گنجي گفت که با پشت خميده آمد و چشمان گريان "دو طفلش" را گذاشت و رفت. و پسري هست که فارسي نمي داند و چند ساليست که فقط مي گويد: زهرا. زهرا. زهرا. مادرش. زهرا کاظمي.
آري. ما سال هاست که مي ميريم و زنده مي شويم. و به جرم داشتن قلمي، که ادامه دستان ماست. و دوربيني که جاي چشمان ما را و جاي چشمان آدميان ديگري را مي گيرد که ديدن را به ما سپرده اند. و ما سال هاست، به طول کوري قدرت، مي ميريم، در کنج يک سلول سرد سيماني، يا يک سلول پرنده، که سال هاست پر پروازش شکسته در دعواي صاحبان قدرت.
خبرنگار ايسنا، مي نويسد پس از آنكه "پيكر اسماعيل عمراني با اسكورت رسمي نيروهاي انتظامي، از ميان رديفهاي منظم نخلهاي گرم جنوب گذشت، در ميان جمع هم ولايتيهاي خونگرم اما پريشان كويرياش قرار گرفت؛ تا به سرمنزل موعود رهنمون شود. در مراسم تشييع عمراني، دوستان هم مدرسهايي و هم دانشگاهي، همكارانش در ايسنا - كرمان، همكارانش در ايسنا - تهران، مسوولان محلي و صدها نفر از مردم منطقه كه به صورت نيمه تعطيل درآمده بود، او را تا منزل پدرياش مشايعت كردند؛ تا مادرش آخرين وداعها را با دلبندش انجام دهد، اسفند دود كردند و در مقدمش قرباني كشتند؛ تا همه مناسك عروسياش را كه در انتظار بودند، انجام داده باشند."
"حسن قريب" هم "براي هميشه در قاب قبر ثبت شد". و "در جوار شهيدان دفاع مقدس و مرقد مطهر امامزاده حمزه". او "بر دستان هزاران نفر از هم دانشگاهيان، همكاران، همشهريان و مقامهاي استاني و محلي، تشييع شد و با دستان خانواده و اقوامش، در دل خاك آرام گرفت."
نه "حسن" تنهاست و نه "اسماعيل". آنان را در اين سفر مرگبار "علي" ها و "حسين" هاي بسيار همراه بودند و "مهدي" ها نيز. به نام ها نگاه کنيم: "1ـ صفرعلي رستمي، 2ـ حسين مهاجري، 3ـ سيدهادي حسيني سنگري، 4ـ محمدحسن قريب، 5ـ حسن حيدري، 6ـ عباس واعظي، 7ـ منصور محمودي، 8ـ حسين عرب احمدي، 9ـ [علي] حبيب اسدي كرده، 10ـ مسعود جان نثاري، 11ـ محمد[علي] توران پشتي، 12ـ مجتبي محدث، 13ـ سيدمحمد طاووس شيرازي، 14ـ ميثم قمري [ثمري] 15ـ حسين مشكين، 16ـ علي عمران كيااشكوريان، 17ـ مهدي همتي خشدوني، 18ـ محمد باقر بابارشاني، 19ـ علي رضا ارسطويان، 20ـ علي اصغر سليماني، 21ـ عليرضا حماميان قمصري، 22ـ حميد نظري ملك آبادي، 23ـ سيدامير صحرايي، 24ـ ابراهيم بقايي، 25ـ حسين باباپور، 26ـ مهدي صادقي، 27ـ مجيد عسگري 28ـ سيدمهدي ميرافضلي، 29ـ رسول كاظمنژاد، 30ـ جواد فراهاني، 31ـ مهدي احمدي [احدي] 32ـ اسماعيل عمراني، 33ـ جمشيد مرشدي، 34ـ سپهدار ساجدي رييسي، 35ـ ابوذر نورايي مطلق، 36ـ سيديحيي مهدوي، 37ـ حسن سرگل، 38ـ عليرضا بردران نجار، 39ـ محمدباقر نشاطي ثاني، 40ـ محسن رحيمي نياكان، 41ـ داود حداديان، 42ـ محمدرضا شادروح، 43ـ مهدي عباسي اناري، 44ـ حسين علي تاجي 45ـ قاسم محمدي، 46ـ محمدرضا معصومي، 47ـ علي حبيبي، 48ـ محمدعلي بخشي، 49ـ جليل عيديزاده، 50ـ رضا سوري، 51ـ محمدصادق نيلي احمدآبادي، 52ـ محمدعلي بهلول، 53ـ خداعفو عبديان، 54ـ حسن علي بابايي، 55ـ محمد كربلايي احمد، 56ـ محمدحسين مقصودي، 57ـ حسين مهنامي، 58ـ امير صفر، 59ـ مهدي ابراهيمي، 60ـ جليل سيدعلي روطه، 61ـ محمود ايلبيگي، 62ـ علي عليزاده، 63ـ ناصر عباسي نيكو، 64ـ اسداله عزيزي، 65ـ حسين خسروآبادي، 66ـ بابك گوهري، 67ـ حسن افشاري كرماني، 68ـ روحاله احمدوند، 69ـ عليرضا افشار زنجاني، 70ـ بهمن نصراصفهاني، 71ـ بابك غياثوند، 72ـ امين نيكوكار، 73ـ كاظم يعقوبي، 74ـ محمد طاهري، 75ـ رحمان ميرزايي، 76ـ عليرضا خدادادي، 77ـ حميدرضا خيرخواه، 78ـ يوسف لشكري، 79ـ حميد نداف ازقندي، 80ـ امير جعفري، 81ـ محمدرضا فريس آبادي، 82ـ داود برادري، 83ـ جواد زاهد، 84ـ محمدرضا احمدي، 85ـ مهدي يونسي، 86ـ حسن نجفي، 87ـ مجتبي زهرهاي، 88ـ اميد محمديان،89ـ غلامرضا شهبازيان، 90ـ حسين آزموده، 91ـ موسيالرضا دليلي، 92ـ سيدفخرالدين حسيني، 93ـ علي اكبرينيا، 94ـ حسين جعفري خرمي، 95ـ محمدرضا سليماني، 96ـ سبزعلي عابديان شهركي، 97ـ طاهر دليري ماجلان، 98ـ داريوش شاهيني، 99ـ احسان آرمان نصب، 100ـ محسن پوركرمان".
و اينها تازه کساني هستند که پاره هاي تن شان شناسايي شده است: "از بستگان درجه اول قربانيان كه تاكنون مراجعه نكردهاند يا پيكر عزيزانشان كماكان شناسايي نشده"، خواسته شده است "با در دست داشتن هرگونه مدارك شناسايي كه به تشخيص هويت شهدا كمك ميكند، به مركز تحقيقات علمي و آموزشي پزشكي قانوني كشور در كهريزك واقع در جاده قديم قم، بعد از درب شرقي بهشت زهرا[س] ، ابتداي شهر كهريزك مراجعه و يا با شماره تلفن 9ــ2524800ـ 0229 تماس حاصل كنند." و آمديم و شناسايي هم شد، تازه آغاز ماجراست.
بازي تکراري
"خلبان اول، به دليل نقص فني حاضر به پرواز نشده بود"[ انتخاب] و محمد جواد روح ، روزنامه نگار و وبلاگ نويس هم در وبلاگ خود خبر از "نقص فني" مي دهد: "الان خبري شنيدم كه بسيار تأسف بارتر از اصل حادثه است. عليرضا برادران از عكاسان خوب خبرگزاري فارس كه در جريان حادثه كشته شد، حدود ساعت 11 و 30 دقيقه [يعني قبل از پرواز] در تماسي با همكارانش در خبرگزاري مي گويد: هواپيماي ما نقص فني دارد؛ بطوريكه خلبان حاضر نيست سوار شود. به همين خاطر به دستور مسؤولان، منتظر هستيم خلبان شيفت بعد بيايد و پرواز كنيم؛ مي گويند دل و جرأت او بيشتر است. عليرضا برادران [پيش از پرواز] گفته كه ما داريم وصيتنامه مي نويسيم." و خبرنگار انتخاب، پيگير صحت و سقم ماجرا از زبان مسوولين است، اما پيگيري هايش "بي نتيجه" است. نظاميان، مصاحبه کردن و پاسخ دادن را دوست ندارند، آنها بيانيه مي دهند: "امير سرتيپ نامي جانشين ستاد مشترك ارتش جمهوري اسلامي تاكيد كرد كه هواپيماي سي ۱۳۰حامل خبرنگاران و تصوير برداران رسانهها پيش از انجام عمليات پروازي نقص فني نداشته است." و سردار سخن از اين مي گويد که: "نيروي هوايي به طور ويژه، با دقت و شدت مساله سلامت هواپيما قبل از عمليات پروازي را كنترل ميكند و چنانچه هواپيمايي داراي نقص فني باشد، اجازه پرواز نخواهد يافت." و چه اهميت دارد که يک نماينده مجلس، بگويد: "اين هواپيما دچار نقص فني شده و در حال بازگشت به فرودگاه بودند. پس در اينكه هواپيماي ياد شده دچار نقص فني شده است، ترديدي وجود ندارد." اصل اين است که سردار بر نظري جز اين است: "نقص فني نبوده." همين. او حتي با "رد اين مساله كه هواپيماي مذكور بيش از ظرفيت خود حامل ۱۰۰ نفر بوده است" تاكيد مي کند كه "مسافران هواپيما به اندازه ظرفيت آن بودند." و چون اعداد را پيش رويش مي گذارند، باز بيانيه مي دهد، و دستان و چشماني را ناديده مي گيرد، چرا که در قاموس وي "هواپيماي سي ۱۳۰هواپيماي ترابري است كه هم باري تلقي ميشود و هم ميتواند ۹۴نفر را جا به جا كند" و نه بيشتر. حالا بگذار مخبر کميسيون امنيت ملي، بپرسد که: "چرا تعداد زيادي خبرنگار، عكاس و فيلمبردار را در اين هواپيما سوار ميكنند، آن هم مسافريني كه خود قصد سفر ندارند، بلكه يك رسالت و وظيفه آنها را به اين سفر واميدارد." و فکر کند: "سوار كردن شهروندان غيرنظامي در اين هواپيما، آن هم شهرونداني كه ما در مقابل صيانت از جانشان وظيفه مضاعف داريم، غير قابل توجيه است."
دو سوي يک قصه
داستان، دو روايت دارد. و دو سوي روايت، سخت در تناقض است با يکديگر: "دستور نادرست به خلبان، عامل اصلي سقوط هواپيما" ست. اين را "بازتاب" مي گويد و مي افزايد: "اگر اصرار مركز كنترل پرواز و مسوولان حاضر در فرودگاه مهرآباد نبود، اين هواپيما امكان فرود بدون سانحه در سه نقطه فرودگاه امام، اتوبان قم ـ تهران و بيابانهاي جنوب غربي تهران را داشته است... ابلاغ دستور نادرست به خلبان براي بازگشت به مهرآباد تحت هر شرايط، علت اصلي سانحه مرگبار روز گذشته در جنوب مهرآباد بود." از قول يک منبع آگاه هم در توضيح ماجرا مي نويسد: "نقص فني در هواپيماي C-130 پس از گذشت هشت دقيقه از پرواز، رخ داده كه در آن لحظه هواپيما در اواسط مسير تهران ـ قم قرار داشته است و اگر اصرار مركز كنترل پرواز و مسوولان حاضر در فرودگاه مهرآباد نبود، اين هواپيما امكان فرود بدون سانحه در سه نقطه فرودگاه امام، اتوبان قم ـ تهران و بيابانهاي جنوب غربي تهران را داشته است." روزنامه همشهري نيز از "اطلاعاتي" خبر مي دهد که "افشا" خواهد کرد، اگر به موضوع "رسيدگي" نشود. اما به هر حال هيچکدام، نه مي گويند آن "مسوولان حاضر در فرودگاه" چه کساني بودند، و چرا آنجا بودند، و نه کسي از علت"اصرار" بر لزوم نشستن هواپيما در فرودگاه مهرآباد، سخن مي گويد. سخن هم نخواهد گفت، به تجربه.
و در اين سو مقامات نظامي، در روز روشن همه چيز را تکذيب مي کنند، و شايد اگر لاشه هواپيما نبود، و دستان در هم قفل شده قربانيان، اصلا سقوط هواپيما را تکذيب مي کردند و آن را شايعه اي مي خواندند منتسب به"دشمن کور دل خارجي و عوامل خود فروش داخلي". و در نهايت هم اينکه: "آنان به مقام منيع شهادت نايل آمدند" و آرزو مي کنند "استحقاق پيوستن" به آنان را داشته باشند.
- خبرگزاري شايعه"
و ما مردمان، خبرگزاري شايعه را مرور مي کنيم: "هواپيماي محمود احمدي نژاد در آسمان بوده و آن مسئولان بي نام، با کور شو و دور شو، هواپيماي از دور خارج شده و داراي نقص فني سي 130 را وادار به بازگشت به فرودگاه مهرآباد کردند. آنها براي نمايش قدرت، روزنامه نگاران را وادار به سوار شدن در هواپيمايي کردند که نقص فني آن بر همگان روشن بود. همان ها که با صلوات، هواپيما هار ا به آسمان مي فرستند و با صلوات، لاشه آن را پس مي گيرند. همان ها که براي تن هاي بي سر، و صورت هاي بي چشم، ختم هاي مفصل مي گيرند و گريه به راه مي اندازند، که گريه آنان را زنده نگاهداشته است... و در عين زنده بودن آرزو مي کنند که لياقت پيوستن به خيل شهدا را داشته باشند..."
و ما مردمان، جز آنکه دعا کنيم اينان صاحب چنين لياقتي بشوند و به اين فيض نايل ـ هم دعاي اينان اجابت شود و هم مردماني رها ـ چه مي توانيم بکنيم؟ در انتظار "داد" ستان هايي بمانيم که خود با کفش بر سر روزنامه نگاران مي کوبند و مرگ آنان را موجب مي شوند؟ که زهرا کاظمي را جاسوس مي خوانند و دوربينش را شيئي نامحرم که بايد به زور شکست؟ شايد هم بايد منتظر "ژنريک شان" بمانيم که در حادثه اي به عظمت 18 تير، تنها يک نفر را به جرم سرقت يک ريش تراش محکوم و سپس تبرئه کردند. يا همان قاضي عادلي که پرونده قتل هاي زنجيره اي را پيش مي برد؟ يا آن ديگري که وبلاگ نويسان را وادار به اعتراف هاي رنگارنگ مي کند، روزنامه ها را يک شبه مي بندد.... منتظر کدام يک؟ به ويژه آنگاه که مي دانيم اين "داد" ستانان و قاضيان "عادل" چون از راه مي رسند معنيش آن است که بايد گناهي را "پنهان" کرد و بيگناهاني را بر دار.
و حالا همه نگراني آن است که مامور بيچاره برج مراقبت، قرباني شود در پاي اين سرداران و اين قاضيان عادل. بي جهت نيست که به طرفه العين، آثار بر جا مانده از خبرنگاران، به همت لباس شخصي ها، از بين رفته است. انتخاب در اين باره مي نويسد: "با توجه به زمان سپري شده از برخاستن هواپيما از مهرآباد تا لحظه درخواست فرود اضطراري و دور زدن، خبرنگاران فرصت داشتهاند تا از صحنههاي پيش از فرود عكس گرفته و احتمالا تصويربرداري كنند. اين نظريه كه سرنشينان هواپيما از فرود اضطراري مطلع نشدهاند، منطقي نيست چرا كه به علت حضور افراد ارتشي در ميان خبرنگاران، وضعيت موجود از سوي كادر پروازي براي آنها شرح داده شده است. از سوي ديگر حتي در صورت عدم آگاهي سرنشينان از فرود، افراد نظامي بر اثر تجربه قادر بودهاند از راه تحليل صداي موتورها، تكانها و باز شدن چرخهاي هواپيما، به نقص فني و فرود اضطراري پي ببرند." ضمن آنکه "روز سهشنبه به دنبال مشاهده يك تلفن موبايل سالم در ميان لاشههاي هواپيما، احتمال سالم بودن دوربين خبرنگاران افزايش يافت. اين در حالي است كه باقيمانده بدنه دوربينهاي عكاسي و تصويربرداري بر اثر حضور و رفت و آمد جمعيت در محل حادثه، زير پاها از بين رفته و حتي ممكن است آن تجهيزات از محل حادثه سرقت شده باشند." و چه کساني بيشترين رفت و آمد را داشته اند؟ گروه تحقيقاتي RESCUE SQUAD در اطلاعيه اي: "با مشابه خواندن صحنه حادثههاي شهرك توحيد، مسجد ارك تهران و پاركشهر، با اشاره به ناهماهنگي نيروهاي امدادرسان و وجود نداشتن مديريت مشترك، به حضور افراد لباس شخصي غيرمسئول" در محل حادثه، اعتراض و "حضور اين افراد را بحراني جديد و باعث اخلال نظم محل حادثه و فعاليت امدادگران عنوان" مي کند. در اين اطلاعيه آمده است: "بايستي محل حادثه بلافاصله مسدود شده و از ورود مردم عادي و نيروهاي غيرمسئول جلوگيري ميشد. در حالي كه مسدود شدن خيابانها و تقاطعهاي اطراف محل حادثه و خارج كردن عابران و ساكنين محل، يك ضرورت است، اما افراد لباسشخصي در عوض همكاري با پليس در دور كردن جمعيت از محل حادثه، به برخورد با خبرنگاران عكاس پرداختند." به گفته سردار نامي، اين هواپيما "جعبه سياه" هم که ندارد ـ که اگر داشت هم باز فرقي نمي کرد، تا زماني که سرداران چنين اند و قاضيان چنان.
تنها در عجبيم اينان که يک شبه "قپه" مي دهند و "درجه"، چرا براي خنکاي دل مادري که فرزندش را تکه تکه نمي خواهد، اين درجه ها وقپه ها را نمي کنند، حداقل براي يک شب؟ نمي دانند که وقتي مردمان درجه ها و قپه ها را بکنند، ديگر پس دادني در کار نيست؟ تاريخ، فراموش شان شده؟
به دنبال ترديدهائی درباره علت سقوط هواپيما
هشدار وزير اطلاعات درباره اخبار سانحه هوائی
۲۰ آذر ۱۳۸۴
اختصاصي روز- به دنبال سقوط هواپيماي نظامي ترابري هركولس سي - 130 ارتش جمهوري اسلامي ايران در شهرك توحيد و کشته شدن تمامي سرنشينان آن (از جمله بيش از چهل خبرنگار و تصوير بردار در آن) مجدداً يک هواپيماي حامل خبرنگاران با نقص فني مواجه شد. اين هواپيمايي بود که به دنبال حادثه و در پي ارسال نمابر روابط عمومي ارتش به رسانه ها جهت معرفي خبرنگاران براي اعزام به منطقه و پوشش خبري و مانورنظامي، مجدداً به منطقه عملياتي ارسال شده بود. در نوبت دوم، خبر نگاران با هواپيماي فوكر به منطقه مانور اعزام شده بودند كه اين بار نيز هواپيماي مذكور حدود يك ساعت بر فراز فرودگاه مقصد در حال گردش بوده، زيرا به دليل نقص فني چرخ هاي هواپيما باز نمي شده اند.
هشدار وزارت اطلاعات
از سوي ديگر، خبر مي رسد که در پي تهديد روزنامه همشهري به افشاي اطلاعاتي در مورد سانحه هوايي ، محسني اژه اي وزير اطلاعات، زائري سردبير روزنامه همشهري را احضاركرده و به او، در مورد عواقب عملي کردن اين تهديد هشدار داده است. همشهري، به دنبال سانحه سقوط هواپيما، در يادداشتي کوتاه آورده بود: "پس از وقوع حادثه تلخ سقوط هواپيما اطلاعات دقيقي در خصوص مسائل مربوط به اين حادثه به روزنامه رسيده است. ازجمله اظهارات كاركنان خدوم وپرتلاش برج مراقبت فرودگاه كه منكر تقصير خود و شايعه موجود هستند و از مسائل ديگري سخن مي گويند. روزنامه همشهري ضمن حفظ محرمانه منابع (منابع محرمانه) اين اطلاعات به دليل حساسيت شرايط در حال حاضر از انتشار آنها تا زمان اعلام نتيجه قطعي اقناع كننده افكار عمومي خودداري مي كند. طبيعي است در صورتي كه اين بار نيز بدون پيگيري جدي مقصران، چون هميشه پاسخ هاي فرمايشي و بي حاصل به افكار عمومي عرضه شود روزنامه همشهري به وظيفه حرفه اي خود بدون ملاحظه عمل خواهد كرد."
فشار وزارت اطلاعات براي عدم انتشار اخبار مربوط به سانحه سقوط هواپيما، در شرايطي صورت مي گيرد که در روزهاي اخير، موضوع "اسامي اعلام نشده تعدادي از کشته شدگان سانحه سقوط هواپيما" نيز، به ابهامي جديد در ماجراي سقوط هواپيماي نظامي تبديل شده است. به واقع، در ليست اعلام شده در باره قربانيان حادثه هوايي در شهرك توحيد، اسامي 69 نفر اعلام شده است؛ در حالي که تعداد مسافران هواپيما، بر اساس اعلام رسمي 94 نفر بوده است. معاون پزشكي قانوني كشور، در گفت وگو با ايسنا در توضيح اين اختلاف اعلام كرده كه براي 6 نفر از اجساد تا كنون هيچ خانواده اي به پزشك قانوني مراجعه نكرده است. وي در ادامه گفته كه احتمالا اين شهدا جزو عابراني بوده اند كه در زمان وقوع حادثه در محل برخورد هواپيما با زمين در محل تردد داشته اند. اين در حالي است كه شهرك توحيد شهرك خانواده هاي نظامي بوده و امكان اين كه افراد غريبه به راحتي بتوانند در آن تردد كنند بسيار بعيد بوده. بنابراين، برخي خبرنگاران مي خواهند بدانند آيا افراد مجهول الهويه اي که اعلام شده كسي سراغ جسد آنان را نمي گيرد، جزو مسافران هواپيما بوده اند؟
واکنش احمدي نژاد
خبري در خبرگزاري ايسنا حکايت از آن دارد رئيس جمهور پس از بازگشت از عربستان نمايندگان با سئوالات خبرنگاران روبرو شده که مي گفتند قبل از پرواز سى-۱۳۰ خبرنگاران در تماس هايى با رسانه هايشان گفته بودند هواپيما نقص فنى دارد. خبرنگاران پرسيده بودند كه چرا با اين وجود آن هواپيما پرواز كرد و حالا كه حادثه ايجاد شده، مى گويند به موقع و بدون نقص پريد. و چرا كسى پاسخگو نيست؟
رئيس جمهور در پاسخ تاكيد كرده: اين موضوع حتماً از سوى مسئولان پيگيرى خواهد شد. وى شغل خبرنگارى را سخت و پرخطر دانست و افزوده: خبرنگاران مجبورند براى تهيه خبر به قلب حادثه ها بروند. مانور هم يكى از همين حادثه ها است و ممكن بود براى هر كسى حتى رئيس جمهور نيز اين اتفاق بيفتد. از رئيس جمهور سئوال شد كه چرا خبرنگاران را با هواپيماى نظامى انتقال داده اند؟ وى پاسخ داده: بالاخره مانور نظامى بوده و ممكن بود اين اتفاق در جريان مانور بيفتد، همه بايد صبر داشته باشند.
خبرنگارى پرسيده كه آيا قول مى دهيد اين موضوع را با جديت پيگيرى كنيد؟ احمدى نژاد گفته: پيگيرى اين مسئله در دستور كار دولت به شكل جدى خواهد بود تا اينكه به نتيجه قطعى برسيم. خبرنگار ديگرى پرسيده آيا نتايج تحقيقات مانند قضيه سقوط هواپيما در رودخانه كن نخواهد بود؟ رئيس جمهور گفته: اگر در مورد مسئله اى اطلاع رسانى نشود به اين معنى نيست كه كارى نشده، مطمئناً همه اين اتفاق ها بررسى شده و تا دست يابى به نتايج نهايى ادامه خواهد داشت. وى ادامه داده: در بسيارى از جوامع جهانى براى تحقيقات در مورد نوع، نگهدارى و ساخت هواپيماى جديد، از تجربيات هواپيماهاى ساقط شده استفاده مى شود.
اشاره کروبي به سانحه اي مشابه
در همين حال مهدى كروبى رييس مجلس سابق هم به جمع انتقادکنندگان از پرده پوشي هاي مقامات مسوول پيوست و گفت : "در اواخر مجلس ششم يك هواپيماى سى-۱۳۰ كه نيروهاى مسلح در آن بودند در كرمان سقوط كرد. نمايندگان كرمان بعد از سقوط هواپيما پيش من آمدند و گفتند در اين ارتباط جلسه اى را تشكيل مى دهيم و مسئله را مورد بررسى قرار مى دهيم چون خانواده آنها مى خواهند بدانند علت سقوط چيست. من اين مسئله را به مسئولان مربوطه منتقل كردم و آنها نيز پذيرفتند كه اين مسئله با برگزارى جلسه اى مورد ارزيابى قرار گيرد. بررسى اين قضيه با برگزارى انتخابات مجلس هفتم و ردصلاحيت نمايندگان مجلس ششم همزمان شد. بعد از آن دوباره نمايندگان از من درخواست كردند كه جلسه را برگزار كنند. من نيز دوباره به همان فرد مربوطه گفتم كه ما مى خواهيم جلسه اى را در اين ارتباط با حضور نمايندگان برگزار كنيم. آن فرد چون مى ديد من و نمايندگان، ۷۰ روز ديگر بيشتر در اين جايگاه نيستيم، به ما گفت اينها پرسنل ما بودند. من مى خواهم بگويم، پرسنل تان بودند يا بنده زر خريد شما. من خود در بنياد شهيد حضور داشتم مى توانستم هر اتفاقى كه مى افتاد، بگويم اينها پرسنل من هستند. ببينيد چه استدلالى را مى آورد، مى گويد پرسنل ما بودند."
در برخوردهاي خبري روزهاي اخير نيز، مقامات نظامي در برابر تاثر جامعه مطبوعاتي بابت از دست دادن هشتاد عضو خود و اصرار روزنامه ها به پي گيري و علت يابي، به حضور يک سردار ارتش [معاون روابط عمومي ستاد] در بين کشته شدگان اشاره کرده و گفته ما نيز خود شهيد داده ايم و مساله را با جديت بررسي خواهيم کرد.
اين بررسي ها در حالي لازم آمده است که براي اولين بار مقامات ايراني به تحريم هاي آمريکا به عنواني علتي براي سقوط هواپيماهاي ايراني اشاره مي کنند، امري که در بيست و شش سال گذشته هرگز رخ نداد و حتي در مواردي که چنين اشاره اي شد، مقامات نظامي و دولتي به تکذيب ضمني آن پرداختند.
تحريم آمريکا
روز شنبه، سه روز بعد از حادثه محمد خاتمي رييس جمهور پيشين در گفتاري آمريکا و تحريم فروش قطعات هواپيما به ايران را که بعد از گروگان گيري توسط دولت کارتر وضع شد، عامل اصلي سقوط هواپيما دانسته و به آن "جنايت" عنوان داد.
اميرحسين مهدوي در همين زمينه در سرمقاله روزنامه شرق نوشت: «محمد خاتمى در دوران رياست هشت ساله بر دولت بيش از ديگر بخش هاى اقتصاد نقص و ايرادهاى صنعت ترابرى را شناخت. تغيير چهار وزير راه و ترابرى، دو برابر شدن تلفات سوانح جاده اى، قربانى شدن وزير راه در سقوط "ياك ۴۰" و آتش سوزى مهيب قطار در نيشابور را تجربه كرد. و يك وزير ديگرش[ مهندس دادمان که خود در سقوط هواپيماي توپولف کشته شد] را دست تقدير و پرنده كهنه روسى از دولت گرفت.»
به نوشته همين نويسنده تحريم هوايى، فروش هواپيما به ايران با سهم بالاتر از ده درصد ساخت آمريكا را ممنوع مى كند. از همين رو در سال هاى اخير هيچ هواپيماى مسافربرى نو از محصولات دو كارخانه اصلى سازنده يعنى بوئينگ و ايرباس توسط شركت هاى ايرانى خريدارى نشده و ترميم ناوگان داخلى به تملك و اجاره پرنده هاى روس و اوكراين و استفاده ملكى و استيجارى از محصولات دست دوم دو سازنده مادر محدود شده است. اين اقدام ايالات متحده باعث شده ناوگان كهنه ايرانى هر سال هزينه تحريم را با يك سقوط مى پردازد.
اما عماد افروغ نماينده مجلس دو روز پيش در گفتگو با خبرنگاران گفت ايران نسبت به اينکه ايران تحت تحريم هوايي باشد و مانعي براي خريد هواپيماهاي نو داشته باشد ابراز ترديد کرد.
رضا طلائي نيک رئيس کميته دفاعي مجلس نيز گفت که بنابر مقررات بين المللي، شرکتها و کشورهاي سازنده هواپيماهاي نظامي و غيرنظامي متعهد به تأمين قطعات و خدمات نگهداري هواپيماهاي ساخت خود هستند و مسائل سياسي مانع از عمل به تعهدات آنان در تأمين قطعات و خدمات پس از فروش نمي شود.
به گفته طلائي نيک، در ارتباط با سقوط هواپيما احتمالات گوناگون مطرح شده، از جمله اينکه اين هواپيما پيش از پرواز نقص فني داشته و به همين دليل پرواز آن با شش ساعت تأخير انجام شده و همچنينابهاماتي در مورد چگونگي هدايت هواپيما از جانب برج مراقبت و امکان فرود اضطراري آن در خارج از باند فرودگاه مطرح است.
ظاهراً "ابهامات موجود در مورد چگونگي هدايت هواپيما از جانب برج مراقبت"، بخشي از موضوعاتي هستند که روزنامه همشهري، پيشتر تهديد به افشاي اطلاعاتي در مورد آنها کرده بود. با توجه به هشدار وزير اطلاعات در مورد عواقب افشاي اطلاعات مزبور، بايد منتظر ماند و ديد، آيا خبرهاي جديدتري در مورد دلايل سقوط هواپيماي سي – 130 انتشار خواهد ياقت، و يا يا آنکه نهايتاً، اين بار هم خطاي خلبان مقصر اصلي سانحه معرفي خواهد شد؟
| |||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||
|
| "نداشتن" ، هيچگاه به تلخي فراموش كردن يك " داشتن " نيستبيروت ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ۸۴/۰۹/۱۹
حسن فتحعلي - بيروت همه ما دوستان خوب و عزيز ، " سپهدار ساجدي " و " سيد مهدي ميرافضلي " را داشتيم اما اكنون ناباورانه آنها را از دست دادهايم و چقدر تلخ است خاطرات با اين خوبان بودن را بار ديگر از ذهن گذراندن. با گذشت چند روز از حادثه تاسف بار سقوط هواپيماي حامل خبرنگاران و گزارشگران ايران عزيزمان به ويژه دو همكار از دست رفته ساجدي و ميرافضلي هنوز باور اين موضوع برايم مشكل است اما گريز از واقعيت نتوان كرد ، بايد اين واقعه دردناك را پذيرفت و از آن درس گرفت. بارها و بارها در قالب ماموريت سازماني با " سپهدار " در عمليات و تمرينهاي نظامي در شرق و جنوب ميهن عزيزمان حضور داشتم و از او مهرباني ، شاد زيستن ، جديت و كم اعتنايي به دنيا را ديدهام. آن شهيد بيادعا چه زماني كه در گروه اجتماعي با هم خبرنگار بوديم ، چه موقعي كه در شهرستانها به عنوان خبرنگار و يا مسوول خدمت ميكرد كمترين تكبر و غرور نداشت و هركاري را كه سازمان انتظار داشت تا سرحد امكان و به خوبي انجام ميداد و اين برايم آموزنده بود. ميرافضلي را هم كمي ميشناختم،آرام ، بيادعا و به دنبال كاري كه بتواند موجب اعتلاي كاري سازمان در عرصه هنر عكاسي باشد. با او در ماموريتي در سرزمين مصيبت زده "بم" همراه بودم ، چند روز پس از واقعه اسفناك زلزله اين شهرستان با سيد مهدي و دوربينش در كوچهها و معابر ويران شده بم بوديم. او دردها و مصيبتها را به تصوير ميكشيد اما نگاهش نشان ميداد چقدر دلش از مرگ هموطنانمان در اين حادثه غمناك است. موقع ناهار زير چادري كه گروه اعزامي خبرگزاري جمهوري اسلامي مشغول تدوين و ارسال اخبار و تصاوير اين حادثه هولناك بود ، با وجود خستگي و گرسنگي از فرط تاسف و ناراحتي تمايلي به خوردن غذا نداشت. درد و محنت مردم او را بشدت ميآزرد اما كاري جز ثبت تصاوير آلام و مصايب از دستش بر نميآمد. اي كاش ميشد اشك را تهديد كرد ، مدت لبخند را تمديد كرد. يادشان گرامي . ارسال خبر: ۱۱:۳۲ شنبه، ۱۹ آذر ۱۳۸۴ رييس جمهوري ويتنام وقوع سانحه هوايي را به ملت ايران تسليت گفتكوالالامپور، ايرنا ۸۴/۰۹/۱۹
رييس جمهوري ويتنام با ارسال پيامي خطاب به همتاي ايراني خود وقوع سانحه هوايي و كشته شدن شماري از هموطنانمان در اين حادثه را تسليت گفت. به گزارش روز شنبه سفارت جمهوري اسلامي ايران در ويتنام،"تران دوك لوونگ" در پيام خود به آقاي احمدي نژاد مراتب همدردي خود و ملت ويتنام را با دولت و ملت ايران ابراز كرد. يك فروند هواپيماي سي ۱۳۰ارتش جمهوري اسلامي ايران كه حامل خبرنگاران، گزارشگران و تصويربرداران شماري از رسانههاي جمعي بود، سهشنبه گذشته، در جنوب غربي تهران سقوط كرد و تمامي ۹۷سرنشين آن جان باختند. "سپهدار ساجدي " خبرنگار، "سيد مهدي ميرافضلي" عكاس خبرگزاري جمهوري اسلامي، "مهدي اناري"و"ابراهيم بقايي" دانشجويان دانشكده خبر نيز از جمله سرنشينان اين هواپيما بودند كه در اين حادثه به جوار رحمت حق شتافتند. |
كارمندان دفتر خبرگزاري كويت در تهران شهادت خبرنگار وعكاس ايرنا را تسليت گفتندتهران ، ايرنا ۸۴/۰۹/۱۹
كارمندان دفتر خبرگزاري كويت در تهران ، در پيامي به مديرعامل ايرن ا، شهادت " سپهدار ساجدي"، خبرنگار و "سيدمهدي ميرافضلي"، عكاس ايرنا را به "احمد خادمالمله"، و همكاران اين دو شهيد، تسليت گفتند. در اين پيام كه نسخهاي از آن به ايرنا، نمابر شد، آمده است، شهادت دو تن از همكاران ايرنا را به خانواده محترم خبرگزاري جمهوري اسلامي و تمام هم صنفان، تسليت عرض كرده و تسلي خاطر بازماندگان اين حادثه را از خداوند خواستاريم. |
گزارش تصويري مراسم يادبود سيدمهدي ميرافضلي عكاس شهيد ايرناتهران، خبرگزاري جمهوري اسلامي ۸۴/۰۹/۱۹
داخلي. اجتماعي. سقوط هواپيما. يادبود. مراسم يادبود درگذشت سيد" مهدي ميرافضلي " عكاس خبرگزاري جمهوري اسلامي (ايرنا) يكي از شهداي سانحه سقوط هواپيماي C -۱۳۰ ارسال خبر: ۱۷:۲۵ شنبه، ۱۹ آذر ۱۳۸۴ |
به ياد شهيد "خداعفو عبدياني" پرواز را به خاطر بسپار،شهادت ماندني استياسوج، خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران ۸۴/۰۹/۱۸
اينجا ما شاهد يك كوچهي غمگين از صدها كوچه غصهدار روزهاي تب دار ياسوج هستيم. درب ششم، ضجهآخر، پرنده به آشيان نرسيده، برادر مويه ميكند، صدا ميزند: خداعفو همان رزمنده صحنههاي دفاع مقدس كه همراه با جمعي از خبرنگاران و تصويرگران ۱۵آذرماه ۸۴در سانحه هواپيماي" سي "۱۳۰ارتش ايران، به آسمان پركشيد. عبدياني چه زود شاهراه هستي را به پايان رساند، رسالت خداعفو، بدرقه فرشتگان در قلب آسمان بود تا بر شانههايشان بنشيند و تا انتهاي افق پرواز كرده، به خورشيد حقيقت بپيوندد. ديشب مراسم دعاي كميل در سراي پر از رنج پدري خداعفو خوانده شد، مردم گرد هم آمده بودند، آنان به سوگ نشسته بودند و آسمان تجلي گاه رنج عميق آنان شد. قاري كه ميخواند بند بند وجود آدمي به لرزه ميافتاد، يك خانه آنسوتر ، جايگاه خاطرات دل انگيز عزيز از دست رفته است. اكنون تمامي ما خداوند را با كلمات پرشكوه از آتش هجرعزيزان از دست رفته صدا ميكنيم، تيرهاي رنج برپيكر خونين و گرم قلبها فرود ميآيد، در روياهاي شبانه خواب شهيدانمان را ميبينيم و دستهاي سبزشان را در دستهاي زمينيامان حلقه ميكنيم. ليكن خداعفو ميخندد، ميگويد كه زنده است، شادمانه ترانه وصل محبوب را ميخواند و تو را به ديدار نه چندان طولاني نويد ميدهد، اما ما كه زندهايم، حس ميكنيم مردهايم و به مرگ تدريجي روح تبدارمان پي ميبريم. فرزندان عبدياني، نامي پر رسالت، سالهاي متمادي در پشت دربهاي تودر توي خانه به انتظار كوبيدن مشتي خواهند بود تا در آغوش پدر جاي گيرند ، روح پرتلاطم خود را سكوني دوباره بخشيده و برشانههاي ستبر اوهايهاي بگريند. امااي فرزندان شهيد بيكفن، پرنده به عرش رسيده زنده است، چونان مرغ دريايي ملكوتي كه در هواي پرواز زودهنگام به سوي افق در شكن شكن صوت و در گرماي خورشيدي خداوند ابدي ميسوزد. ميسوزد، ذوب ميشود، به پاكي دست مييازد و به حيات حقيقي نايل ميآيد. پيامآوران حقيقي،پلهاي پردهشت عبور به سوي ذات اقدس را چه سريع پيمودند، بي تحمل سووال و جوابي و بيتحمل ديدن ذات پليد ناپاكي. اينان در فضاي سرشار از نور،پا بر حرير سپيد و به سرعت نور، پل ارتباطي بين بقاي حقيقي و فناي كذب را چه سرخوشانه طي كردند، در چشم به هم زدني و در كوتاه زمان سوختن و منفجر شدن. اگر همسر خداعفو،وي را ازانگشتان دستهاي سوختهاش ميشناسد، اگر پيغام آور شهيد در خشونت آتش سوخت و پرپر شد و اگر لبان داغمه بسته فرزندانش به هجي كلمات "پدر پدر" گشوده شد اما بر فراز افق،آنجا كه آسمان پايان مييابد و سرخي طلوع و غروب خورشيد آغاز ميشود،عبدياني با دستهاي گشاده پر از گلهاي وحشي شقايق به انتظار ملاقات معشوق مهربان پرواز ميكند. ميدانم، دردناك است كه مردان، تمامي رنج دل كندن را در اشكهاي ناياب گرمشان پنهان كنند و زنان مويهكنان در زيرچادرهاي سياه و تن پوشهاي بلند، از سر سوز گريه كنند. اينك بويراحمد نالان و عزاداراست و سراسر سياه پوشيده دست برسينه ميزند. فرزند عبديان گريه ميكند و مداح ميخواند كه شهادت افتخار است. چشمهايم را ميبندم، هيچ انديشه ديگري تسلي خاطر من نيست، ميدانم كه بايد امروز نقش كلمات نازيبا را تصوير كنم. تصوير چهره خداعفو لبخند ميزند، فرزند چشم روشن او اشكهايش را از گونه پاك ميكند و خيسي گريه تن پوش فرزند را ميآلايد و من زمزمه ميكنم: ارسال خبر: ۱۸:۴۴ جمعه، ۱۸ آذر ۱۳۸۴ |
ياران چه غريبانه رفتند ازين خانهتهران، خبرگزاري جمهوري اسلامي ۸۴/۰۹/۱۹
داخلي . اجتماعي . ميرافضلي كجايند مردان بي ادعا...// براي خبرنگاراني كه خود خبر شدند و اين بار خبرنگاراني كه همواره رسالت سنگين اطلاع رساني را بر عهده داشتند و هميشه خبرسازي مي كردند در حادثه اي تلخ، خود 15 آذر را براي هيمشه ماندگار كردند. خبرنگاراني كه همواره بدون ادعا، با كمترين امكانات رويدادها را در واژه واژه آگاهي و تكليف به مردم عرضه مي كردند اين بار خود در ميان غربت واژه هايي از جنس اشك و آه خبري آفريدند كه داغي شد بر پيشاني بلند عرصه اطلاع رساني...
| |||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| تهران:۱۲:۰۹ , ۱۳۸۴/۰۹/۱۸ | ||
| 6 جان باخته سقوط هواپيمای C130 شناسايی نشده اند | ||
| معاون تشخيصی آزمايشگاهی پزشکی قانونی کشور گفت: خانواده 6 نفر از قربانيان حادثه سقوط هواپيما برای شناسايی جان باختگان هنوز به پزشکی قانونی مراجعه نکرده اند. | ||
|
دکتر محمد حسن عابدی در گفتگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری مهرافزود: در اثرحادثه سقوط هواپيما 106 نفر جان خود را از دست دادند که تاکنون 100 جسد شناسايی شده و جسد 6 نفر از جان باختگان نيز شناسايی نشده اند. وی خاطر نشان کرد: هويت 97 سرنشين هواپيمای C 130 که شامل خبرنگاران ، عکاسان و تصوير برداران رسانه ها بودند و همچنين کادر پرواز و 3 نفر از ساکنان شهرک توحيد بودند تشخيص داده شده اما چند نفر باقی مانده احتمالا شهرستانی بوده و تاکنون کسی برای شناسايی آنها مراجعه نکرده است. معاون تشخيصی پزشکی قانونی تاکيد کرد : چنانچه خانواده اجساد 6 جان باخته حادثه به اين مرکز مراجعه نکنند ، با نظر و تصميم قاضی ، پزشک قانونی با روشهای مختلف اقدام به شناسايی آنها خواهد کرد. | ||
| ||
| 12/7/05 |
| Special judge assigned to investigate Iran's C130 plane crash |
|---|
|
Tehran, Dec 7, IRNA-Tehran's prosecutor has ordered probe into reasons for the December 6, C130 plane crash near Mehrabad International Airport, which resulted in death and injury of 116 people, mostly journalists. Public Relations Department at the Judiciary said a special judge has also been assigned to investigate the incident. An Iranian military transport plane crashed into a 10-story apartment building as it was trying to make an emergency landing on Tuesday, killing at least 116.
![]() All 94 people aboard were killed, most of them Iranian journalists who were heading for Chabahar port city, southeast Iran, to cover a military wargame. 25 residents of the apartment building also died and 90 others injured. Based on another report, head of the Defense Committee of the Majlis National Security and Foreign Policy Commission Reza Talaie-Nik told IRNA that his committee has put probe into the plane crash on its agenda.
Burial of Hassan Gharib and Esmaeil Omrani, ISNA journalists (story) Talaie-Nik said the Committee will consider in its investigations all the probable factors resulting in the tragic event, including human error or technical fault before the take-off or other issues relevant to control tower management. He said a meeting will be held at the Committee on Sunday, where officials from the ministries of defense and roads and transportation as well as army will participate. The Majlis Defense Committee will inform the public of the result, he added.
![]() IRIB reporters who died in the crash Meanwhile, managing director of the Persian daily Kayhan, Hossein Shariatmadari, in an interview with IRNA on Wednesday called for investigation into the incident to see whether there had been any shortcoming prior to the flight. Shariatmadari said the journalists and reporters heading for Chabahar to cover the military exercise had in their contacts before the flight referred to several hours of delay in their trip due to the technical problem of the plane. "It should be made clear whether the technical fault had been removed or not," said Shariatmadari. At the first glance, he said, no one can really be blamed, especially considering the fact that the pilot and the flight crew have also been martyred. The attempts to find the main reason behind the accident cannot make up the losses and return the dead back to life but one can at least prevent repetition of similar incidents and further disasters, said Shariatmadari. The Kayhan editor called on officials concerned to follow up the issue closely and investigate the causes, if any, to remove them. Since the plane had been a military one belonging to the Islamic Republic Army, the investigations are needed to be made by the same organ, he concluded. |
| ||||||||
|
|
||||
| |||||||||||
|
| |||||||||||
| |||||||||||
|
| |||||||||||
|
| |||
|
| |||
| |||
| |||
|
|
تسليت سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى
شرق: سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى ايران در نمابرى سانحه سقوط هواپيماى سى۱۳۰ را به اصحاب رسانه تسليت گفت. در اين نمابر آمده است: سانحه دلخراش سقوط هواپيماى سى ۱۳۰ و جان باختن جمعى از هموطنان، به ويژه گروهى از اصحاب رسانه ها را به ملت بزرگ ايران و خانواده هاى داغدار آن عزيزان سفر كرده تسليت مى گوييم و از خداوند منان شفاى عاجل براى مجروحان، صبر و سلامتى براى بازماندگان و رحمت و غفران الهى براى جان باختگان مسئلت داريم.
|
|
پيام فرمانده سپاه به مناسبت سقوط هواپيما
مهر: فرمانده كل سپاه و نماينده ولى فقيه در سپاه ضايعه سقوط هواپيماى سى ۱۳۰ را تبريك و تسليت گفتند و اعلام كردند: نام اين عزيزان بر تارك بلند آب هاى نيلگون خليج فارس براى هميشه محفوظ خواهد بود. در پيام مشترك سرلشگر رحيم صفوى و حجت الاسلام موحدى كرمانى آمده است: انا لله و انا اليه راجعون ،جمعى از عزيزانمان از بوستان ارتباطات و اطلاع رسانى و خدمتگزارى نيروهاى مسلح به جوار حق شتافتند و با اين پرواز ابدى ملت ايران را به سوگ نشاندند. از خداى حى قادر براى خانواده ها، بازماندگان و اصحاب رسانه ها براى اين مصيبت، صبر جميل مسئلت داريم. بدون ترديد از دست رفتن اين تعداد از برادرانمان در امر روابط عمومى و اطلاع رسانى و كسانى كه چهره هاى تابناكشان را از دوران پرشكوه دفاع مقدس در خاطره ها داريم، در سازمان صدا و سيما، خبرگزارى ها، مطبوعات، ارتش و ساير نهادها، ثلمه اى است كه به اين زودى ها جبران نمى شود. كارنامه درخشان اين كاركنان مومن و متعهد رسانه اى كشور در به تصوير كشاندن و بازگويى صحنه هاى اقتدار نظامى ميهن اسلامى در يادها باقى خواهد ماند و دلاورمردان عرصه دفاع نام اين عزيزان را بر تارك بلند آب هاى نيلگون خليج فارس براى هميشه محفوظ خواهند داشت.
|
|
بررسى سقوط هواپيما در هيات دولت سابق
ايسنا: مجموعه دولت سابق در نشستى با حضور سيد محمد خاتمى رئيس جمهور سابق كشورمان موضوع حادثه سقوط هواپيماى سى۱۳۰ و همچنين گزارشى از سفر هاى خاتمى به اسپانيا و لبنان را مورد بررسى قرار دادند. عبدالواحد موسوى لارى وزير سابق كشور درباره اين نشست اظهار داشت: اين جلسه در ادامه سلسله جلساتى است كه بعد از اتمام كار دولت آقاى خاتمى و در ماه هاى پايانى آن قرار بر اين شد كه به صورت دوره اى برگزار شود و اين ماه هم به ميزبانى آقاى حاجى برگزار شد. وى افزود: در اين جلسه تبادل اخبار مهم كشور صورت گرفت و يكى از مهم ترين اخبار تلخ، حادثه سقوط هواپيما و از بين رفتن تعدادى از عزيزان به خصوص جامعه مطبوعاتى و اطلاع رسانى بود كه فضاى تلخى را بر جلسه حاكم كرد. وى افزود: همچنين آقاى خاتمى گزارشى از سفرشان به لبنان و اسپانيا ارائه دادند.
|
|
همه سرنشينان هواپيماى سى۱۳۰ شهيد هستند
ايسنا: معاونت فرهنگى و تبليغاتى دفاعى ستاد كل نيرو هاى مسلح در اطلاعيه اى با تسليت مجدد حادثه سقوط هواپيماى سى ۱۳۰ نيروى هوايى ارتش جمهورى اسلامى ايران اعلام كرد: كادر پروازى و سرنشينان اين هواپيما شهيد محسوب مى شوند. در اين اطلاعيه آمده است: برابر تدبير مقام معظم رهبرى و فرمانده كل قوا، نظر نهايى براى تعيين مصاديق شهادت با ستاد كل نيرو هاى مسلح است. اين اطلاعيه مى افزايد: از آنجا كه عزيمت هواپيماى ياد شده به سوى منطقه رزمايش آبى و خاكى عاشقان ولايت جزء رزمايش تلقى مى شود، برابر بند ه ماده ۱۰۷ قانون ارتش، كادر پروازى و همه سرنشينان هواپيما شهيد تلقى مى شوند. در پايان اين اطلاعيه آمده است: در اين حادثه خبرنگاران، گزارشگران، تصويربرداران، عكسبرداران و عوامل فنى صداوسيماى جمهورى اسلامى ايران، خبرگزارى هاى ايرنا، ايسنا و فارس و روزنامه كيهان و همشهرى و مسئولان فرهنگى و روابط عمومى ارتش، به ويژه مسئولان رسانه اى ارتش و مسئولان فرهنگى و روابط عمومى ارتش، به ويژه مسئولان رسانه اى ارتش و ازجمله امير سرتيپ عباس واعظى جانشين معاونت فرهنگى و روابط عمومى ارتش و كادر پروازى به درجه رفيع شهادت نايل شدند.
|
|
تاكيد دولت بر بررسى حادثه سقوط هواپيما
ايسنا: هيات دولت ديروز به رياست دكتر داودى معاون اول رئيس جمهور تشكيل جلسه داد. در ابتداى اين جلسه معاون اول رئيس جمهور با گراميداشت ياد و خاطره شهداى ۱۶ آذر اظهار داشت: تاريخ يكصد ساله اخير ايران مشحون از حوادث و وقايعى است كه هر يك از آ نها منشاء تحولات فراوان و يا نماد صلابت اسلامى و مقاومت ملى در برابر زورگويان بين المللى و عوامل دست نشانده داخلى شان بوده است. وى افزود: ۱۶ آذرماه سال ۱۳۳۲ يكى از اين نمادها است. در اين روز خون پاك سه تن از دانشجويان مسلمان غيور به دست عوامل رژيم كودتايى شاه پيش پاى معاون رئيس جمهور آمريكا در دانشگاه تهران بر زمين ريخته شد تا پرچم مقاومت ملت مسلمان ايران در برابر استكبار جهانى همواره برافراشته بماند و اين علم سرافراز به مثابه نشانه اى از آزاديخواهى و استقلال طلبى بر فراز دستان نيروهاى متعهد به ويژه دانشجويان مسلمان مبارز و آگاه تا امروز در اهتزاز است. داودى همچنين ادامه داد: دانشجويان عزيز كه همواره منادى و مدافع عدالت بوده اند از حركت پرشور عدالت خواهانه اى كه در دولت نهم آغاز شده است، هوشيارانه دفاع خواهند كرد. در ادامه اين جلسه دستگاه هاى اجرايى ذيربط گزارشى از وقوع حادثه سقوط هواپيماى سى ۱۳۰ به هيات دولت ارائه كردند. هيات دولت ضمن اظهار تاسف و تسليت مجدد به خانواده هاى شهداى اين حادثه، تاكيد كرد تا معاون اجرايى رئيس جمهور با سرعت و دقت نسبت به پيگيرى علل وقوع حادثه و رسيدگى به حادثه ديدگان و خانواده هاى معظم شهداى اين حادثه اقدام نمايد. |
جشن نيروي دريايي يا عزاي دريا دلان؟
۱۷ آذر ۱۳۸۴
مانور نظامي که قرار بود نشان قدرت و صلابت نيروهاي مسلح و آمادگي ارتش در برابر تهديدات خارجي باشد، به صحنه ضعف و ناکارآمدي ناوگان هوايي کشور به دليل تحريم خارجي بدل شد. به اين ترتيب با مرگ ده ها خبرنگار عکاس و تصويربرداري که قرار بود قدرت رزمي کشور را به تصوير بکشند، رزمايش آبي- خاکي ارتش بدون پوشش گسترده خبري برگزار شده و تمام تبليغات چند هفته اخير به گونه اي نقش بر آب شد.
جشني که عزا شد
نخستين بار امير دريادار کوچکي فرمانده نيروي دريايي ارتش، حدود يک ماه پيش در اولين سخنراني اش در مراسم صبحگاه نيروي دريايي، خبر از مانور مشترک و بزرگي داد که به زودي در خليج فارس و درياي عمان برگزار مي شود. با اينکه خبر فوق به وسيله روابط عمومي نيروي دريايي به رسانه هاي خبري اعلام شد، با اين حال روز ششم آذر فرمانده نيروي دريايي در يک کنفرانس مطبوعاتي، حاضر نشد جزييات اين مانور نظامي را اعلام کند و تنها به اين بسنده کرد که رزمايش بزرگ و مشترکي در دستور کار قرار دارد.
وي فقط از برپايي جشن بزرگي براي خانواده هاي نيروي دريايي سخن گفت و اينکه همزمان با برگزاري رزمايش آبي- خاکي در جنوب، خانواده هاي ارتشي نيز در تهران به جشن و سرور خواهند پرداخت. اين جشن البته نه تنها هيچگاه برگزار نشد، که براي خانواده هاي نظامي به عزايي تبديل شد.
مانور سري
آنها که اخبار نظامي و مسائل مربوط به نيروهاي مسلح را تنها در سطح راديو و تلويزيون هم پيگيري مي کردند، به خوبي مي دانستند که نيروي دريايي ارتش همه ساله در هفتم آذر ماه به بهانه روز نيروي دريايي، مانور بزرگي را در آب هاي جنوب کشور برگزار مي کند. اما امسال مشخص نبود چرا مانور امسال با حساسيت هاي ويژه اي همراه است و فرماندهان ارتش قصد ندارند نسبت به برگزاري آن اطلاع رساني مناسبي انجام دهند. لذا همه چيز در خفا پيش مي رفت و هيچ فرمانده اي حاضر نبود حتي اشاره کوچکي به آن داشته باشد. گويي همه چيز از مرکز خاصي کنترل مي شد.
سرانجام تاريخ برگزاري مانوري که قرار بود به محوريت نيروي دريايي انجام شود، توسط فرماندهان نيروي زميني اعلام شد. در اين ميان از گوشه و کنار خبر مي رسيد که صبر و انتظار مسئولان به دليل جلسه شوراي حکام آژانس بين المللي انرژي اتمي است. چه آنکه برخلاف هرسال، هفته اول آذر ماه سپري شده اما خبري از مانور نبود.
به اين ترتيب ناظران اين گمانه را مطرح کردند که تهران قصد دارد چگونگي پوشش خبري اين مانور را با توجه به جلسه شوراي حکام تعيين کند. يعني اگر قطعنامه تندي عليه ايران صادر شد، ارتش و سپاه، ساز و برگ جنگي خود را به رخ بکشند و بخش گسترده اي از توان رزمي خود را به نمايش بگذارند و اگر جلسات شوراي حکام با ابراز خوش بيني نسبت به پرونده هسته اي ايران پايان يافت، تنها به برگزاري يک رزمايش نظامي در سطح معمول اکتفا شود. در نهايت براي مسئولان امر مشخص شد که با توجه به وضعيت مناسب ايران پس از اجلاس شوراي حکام، نيازي نيست قدرت نظامي و دريايي ايران با تبليغات گسترده و رعب آور به رخ کشيده شود، به ويژه آنکه هرگونه احساس خطري از جانب کشور هاي حاشيه اي خليج فارس، مي توانست درنهايت به ضرر جمهوري اسلامي تمام شود. اخبار رسيده نيز حکايت از آن داشت که نيروي دريايي قصد ندارد از شناور هاي مطرح خود در مانور استفاده کند و تنها به برگزاري رزمايشي در حد تمرين نظامي و به دور از بهره برداري تبليغاتي مي انديشد. اما اين مانور، البته يک ويژگي نيز داشت و آن مشارکت نيروي هوايي و زميني در انجام آن بود.
همچنان غير پاسخگو
سقوط فاجعه بار هواپيماي C-130 پايان آن همه برنامه ريزي و تدارک براي نشان دادن قدرت و ابهت سپاه اسلام بود. نيروهاي نظامي در منطقه آرايش گرفته اند. مهناويان و درجه داران حاضر بر روي عرشه ناوچه ها و شناورهاي دريايي آماده شنيدن رمز آغاز رزمايش هستند. فرقي هم نمي کند "يا زهرا، يا زهرا، يا زهرا" باشد يا سه بار الله اکبر؛ مهم اين است که ديگر نه تنها کسي براي پوشش خبري مانور در منطقه حضور ندارد، بلکه ديگر کسي علاقه اي به شنيدن اخبار مربوط به در هم کوبيدن دشمن فرضي از خود نشان نمي دهد. در مقابل همه به دنبال پاسخ به سئوالاتي مي گردند که تا به حال هيچ مسوولي به آنها اشاره نکرده است.
از لحظه وقوع حادثه تاکنون روايت هاي مختلفي از"پرنده مرگ" و علل وقوع نقص فني در آن منتشر شده است. سيستم حفاظت اطلاعات ارتش اما به گونه اي است که باعث شده به هيچ کدام از سئوالات مطرح شده پاسخ در خوري داده نشود. سازمان هواپيمايي کشوري از زمان وقوع سانحه از خود سلب مسوليت کرد، فرماندهان ارتش نيز بي آنکه علل وقوع حادثه را تبيين کنند، تنها هر چند ساعت يکبار با انتشار بيانيه هايي، احتمالات مطرح شده از جانب آگاهان را تکذيب مي کنند.
از سويي گفته مي شود معاون ستاد مشترک ارتش هم تنها به شرط سئوال نکردن مجريان صدا و سيما حاضر به گفتگوي تلفني مي شود، چرا که وي در بخش هاي مختلف خبري حاضر مي شود و تنها به ذکر يک داستان تکراري از نحوه بلند شدن هواپيما و نقص فني مي پردازد.
با اين حال وي به اين سئوال پاسخ نمي دهد که چرا هواپيماي سانحه ديده پس از گذشت هشت دقيقه از پرواز و رسيدن به اتوبان تهران قم، به جاي آنکه در فرودگاه امام خميني فرود بيايد و يا آنکه در بيابان هاي جنوب غربي تهران بر زمين بنشيند، که حداکثر سه دقيقه زمان مي برد، به تصميم مسوولين دوباره به فرودگاه مهرآباد برمي گردد که هشت دقيقه ديگر وقت مي برد؟ آن عهم در حاليکه هواپيماي C-130 با توجه به ويژگي هاي خود اين قابليت را داشت که در دشت و بيابان نيز بر زمين بنشيند، و يا حتي بدون باز شدن چرخ با سينه فرود آيد و معلوم نيست برج مراقبت به چه علتي اصرار بر فرود در فرودگاه مهرآباد داشت.
رزمايش غير شفاف
طي 36 ساعت گذشته لحظه به لحظه بر حجم اطلاعات و اخبار دريافتي از هواپيماي سانحه ديده افزوده مي شود. مسوولاني که تا پيش از اين حاضر نبودند در رابطه با جزئيات برگزاري مانور ارتش توضيحاتي ارائه دهند حالا به سکوت خود از نوعي ديگر ادامه مي دهند و از پاسخگويي نسبت به اين حادثه طفره مي روند. سيستم حفاظت اطلاعات ارتش هم دست آنها را در اين زمينه باز گذاشته است. به اين ترتيب همزمان با انتشار حرف هاي در گوشي و شايعات تاييد نشده، رزمندگان آماده مي شوند تا قدرت و صلابت خود را در مصاف با دشمن فرضي به جهانيان عرضه کنند. پاسخگويي و شفافيت هم در اين مانور جايگاهي نخواهد داشت.
با وجود گذشت 24 ساعت از تراژدي هوايي:
مقامات پاسخ گو نيستند،فقط تکذيب مي کنند
۱۷ آذر ۱۳۸۴
با گذشت بيش از سي و شش ساعت از سقوط هواپيماي نظامي سي 130 در شهرک توحيد تهران هنوز هيچ يک از مقامات مسوول درباره علت و چگونگي سقوط اين هواپيما به افکار عمومي پاسخ نگفته است. بر اثر سقوط اين هواپيما تاکنون 128 نفر که بيش از نيمي ازآنها خبرنگار بودند، کشته شدند. در همين حال انتشار اخبار ضد ونقيض از سوي رسانه هاي داخلي در ساعت هاي گذشته بر ابهامات ماجراي سقوط مرگبار افزوده است. در حالي که به گفته خانواده يکي از خبرنگاران کشته شده در اين صانحه او پيش از پرواز به وسيله تلفن اعلام کرده که هواپيما دچار نقص فني است،جانشين ستاد مشترک ارتش اعلام کرده که نقص فني هواپيما صحت نداشته است. همزمان فدراسيون بين المللي خبرنگاران،انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران، بيش از 400 خبرنگارايراني و ساير نهادهاي صنفي روزنامه نگاران کشور با انتشار بيانيه هايي ضمن ابراز تاسف از اين فاجعه خواستار تشکيل کميته اي با حضور نمايندگان خبرنگاران، براي روشن شدن دلايل بروز اين فاجعه شده اند.
تکذيب به جاي پاسخ
ظهر روز سه شنبه خبرگزاري هاي داخلي از سقوط يک فروند هواپيماي سي 130 ارتش در شهرک توحيد حوالي فرودگاه مهر آباد خبر دادند. خبرگزاري ها ابتدا اعلام کردند که اين هواپيما 84 سرنشين و ده خدمه داشته، اما پس از آن آمار هاي مختلفي از کشته شدگان اين حادثه شامل سرنشينان و اهالي شهرک مسکوني توحيد را منتشر کردند.اندکي بعد برخي از مقامات مسوول در برابر پرسش خبرنگاران تلويزيوني اعلام کردند که نمي توانند آمار کشته شدگان و مجروحان اين حادثه را اعلام کنند زيرا ستاد کل نيرو هاي مسلح، اطلاع رساني در اين باره را بر عهده گرفته است. اما عصر ديروز و با گذشت بيش از 24 ساعت از سانحه، سيد شهاب الدين صدر، رييس سازمان پزشكي قانوني، به جاي فرماندهان ستاد کل نيرو هاي مسلح اعلام کرد که: "در كل 106 جسد تحويل گرفتيم كه 97 نفر از آنها را سرنشينان هواپيما تشكيل ميدادند." وي افزود: "در حال حاضر افراد شناسايي شده در پزشك قانوني هستند تا بلافاصله پس از اعلام خانواده به بهشت زهرا منتقل شوند." به گفته صدر، عصر ديروز و پس از گذشت يک روزاز حادثه، يك جسد ديگر نيز در محل حادثه پيدا شده كه هنوز به پزشكي قانون تحويل داده نشده است. او با اشاره به وخامت وضعيت اجساد، گفت: "به دليل اينكه بيشتر اجساد دچار سوختگي شديد شدهاند، شناسايي آنها بسيار سخت و گاهي غيرممكن است." وي خاطرنشان كرد: "كارشناسان ما تلاش ميكنند تا از طريق آزمايشات فني و علمي، اجساد را شناسايي و تشخيص هويت كنند."
اما رسانه هاي ديگر و از جمله تلويزيون دولتي کشور آمار کشته شدگان را بيش از 128 نفر اعلام کرده اند. بيش از نيمي از اين افراد، خبرنگاران و گزارشگران خبرگزاري ها و شبکه هاي تلويزيوني بودند که براي پوشش خبري مانور نيروهاي نظامي در چابهار و به دعوت ستاد کل نيروهاي مسلح عازم اين سفر بودند.
دلايل يک سقوط و 128 مرگ
در حالي که مقامات رسمي در دو روز گذشته از اعلام دلايل سقوط هواپيما خود داري کرده و بيشتر وقت شان را براي تنظيم تکذيبيه هاي گوناگون صرف کرده اند، روزنامه همشهري آخرين گفت و گوي محمد کربلايي احمد، خبرنگار اين روزنامه، با همسرش را منتشر کرد: "ساعت ۷ صبح قرار بود پرواز كنند. مثل هميشه آماده از خانه بيرون رفت. ساعت نزديك ۸ بود كه با من تماس گرفت و گفت: پرواز با تأخير انجام مي شود. سپس برايم آرزوي سلامتي كرد. مكالمه را قطع كرد. دلم شور مي زد. ساعت ۹ صبح مجدداً به او تلفن كردم. او گفت: ظاهرا هواپيما نقص فني دارد و پرواز تأخير دارد. ساعت ۱۰ او دوباره تلفن زد. آنها هنوز پرواز نكرده بودند. محمد گفت: ظاهراً نقص فني دارد و خلبان حاضر به پرواز نيست. حالا نمي دانم اصلا پرواز مي كنيم يا نه؟ به او گفتم: فقط مراقب خودت باش!ديگر از او خبري نداشتم تا اين كه از طريق تلويزيون متوجه سقوط هواپيما شدم."
به دنبال انتشار اين خبر و انتشار خبرهايي از اعلام نقص فني هواپيما توسط خلبان و کادر فني پيش از پرواز به مسئولان مافوق، محمدحسن نامي، معاون ستاد مشترك ارتش نقص فني هواپيما و اعلام آن از سوي خلبان، پيش از پرواز را تکذيب کرد و گفت: "اينكه بگويند هواپيما نقص فني داشته و پرواز كرده، اصلا امكانش وجود ندارد؛ چرا كه روز قبل از پرواز، تمام بدنه و قطعات هواپيما به صورت كامل چك ميشود." او حتا پا را از اين فراتر گذاشت و اعلام کرد: "اين شايعاتي است كه از بيرون القا ميشود." او هم چنين اعلام کرد که اين هواپيما جعبه سياه ندارد و براي بررسي علت سقوط "بايد از طريق مراحل گفت و گو با برج مراقبت و ساير موارد توسط متخصصان فني بررسي شود." اما يکي از سايت هاي خبري با انتشار نظر يکي از کارشناسان هواپيمايي، علاوه بر رد اظهارات اين مقام نظامي، پرسش هاي تازه اي را مطرح کرده است. مهندس محسني مي گويد: "زمان پرواز هواپيما از مبدا تا مقصد حدود 5/1 ساعت بوده و هواپيما داراي 30 تن بنزين بوده است كه براي 5 ساعت پرواز كفايت مي كرده است. ظاهرا اين هواپيما علاوه بر مسافر، حامل قطعات يدكي براي يك فروند هواپيماي سي130 دچار نقص فني شده در بندرعباس نيز بوده است." او مي افزايد: "هواپيما بعد از طي 30 مايل به سمت جنوب، دچار نقص فني مي شود اما متاسفانه عدم هماهنگي لازم موجب شده تا هواپيما به جاي هدايت به فرودگاه امام به سمت فرودگاه مهرآباد بازگردد كه اين حادثه تلخ رخ داده است."
قربانيان تحريم
در همين حال برخي از صاحب نظران مي گويند با گذشت قريب به 28 سال از انقلاب و تداوم تحريم هاي اقتصادي، ناوگان هوايي کشور از هواپيماهايي استفاده مي کند که سال ها از عمر مفيد شان گذشته است. يک کارشناس هواپيما روز گذشته اعلام کرد که عمر مفيد هواپيماي سي 130 ساقط شده پانزده سال بوده، با اين وجود به گفته کارشناسان نظامي هواپيماهاي سي 130 مورد استفاده در ايران در سال 1342 خريداري و تحويل ايران شده اند. با يک حساب سر انگشتي مي توان به اين نتيجه رسيد که قريب به بيست سال از زمان بازنشستگي اين هواپيماي سي 130 که بيش از 130 نفر را با خود به کام مرگ برد گذشته است. با اين حساب مي شود حدس زد که فجايع هوايي ديگري نيز مسافران هواپيماهاي کشور را تهديد مي کند. روز گذشته خبرگزاري رويترز با انتشار گزارشي آمار تلفات ناشي از سقوط هواپيما در ايران در طول بيست سال گذشته را 1368 نفر اعلام کرد.
در 3 نوامبر 1983 يک هرکولس Cـ130 هواپيماي حمل و نقل متعلق به ارتش در حاليکه سعي داشت در فرودگاه زاهدان فرود آيد، به يک کوه برخورد کرد و تمام 130 سرنشين آن به شهادت رسيدند. در 3 جولاي 1988 يک هواپيماي ايرباس Aـ300 بوسيله ناو جنگي آمريکايي در خليج فارس هدف قرار گرفت و تمام 290 سرنشين آن به شهادت رسيدند. در 8 فوريه 1993 يک هواپيماي چارتر ايراني متعلق به شرکت "ايرتور" با يک هواپيماي سوخوي نظامي تصادف کرد و تمام 132 سرنشين آنها و همچنين خلبان و کمک خلبان هواپيماي نظامي نيز به شهادت رسيدند. در 17 مارس 1994 يک هواپيماي هرکولس حمل و نقل A Cـ130 که حامل زنان و کودکان ايراني بود در منطقه مورد مناقشه آذربايجان و ارمنستان در ناگورنو قره باغ سقوط کرد و 19 تن مسافر و همچنين 13 سرنشين اين هواپيما به شهادت رسيدند. در 12 اکتبر 1994 يک هواپيماي فوکر Fـ28 شرکت آسمان به يک هواپيمائي که از اصفهان به سوي تهران پرواز مي کرد در نزديکي نطنز برخورد کرد و تمام 66 سرنشين آن کشته شدند. در 14 مارس 1997 يک هواپيماي نظامي ايراني با 80 سرنشين در کوه هائي در شمال شرق [مشهد] ايران سقوط و تمام مسافران و سرنشينان آن جان به جان آفرين تسليم کردند.
در 2 فوريه 2000 يک هواپيماي Cـ130 در هنگام برخاستن از زمين در تهران کنترل خود را از دست مي دهد و به يک هواپيماي A300 ايران برخورد کرد، هر دو هواپيما صدمه مي بيند و تمام 6 سرنشين Cـ130 دارفاني را وداع مي گويند. در 17 مي 2001 يک "ياک 40" روسي که حامل 29 نفر از جمله رحمان دادمان، وزير حمل نقل و ديگر مقامات ايران نيز بود در استان مازندران سقوط کرد و تمام سرنشينان آن کشته شدند. در 12 فوريه 2002 يک هواپيماي توپولوف 154 روسي به کوهي در نزديکي شهر خرم آباد برخورد کرد و تمام 119 سرنشين آن جان باختند. در 23 دسامبر 2002 يک آنتونوف 140 اوکرايني به کوهي در مرکز ايران برخورد کرد و 49 نفر از سرنشينان آن کشته شدند. اين گروه که از مقامات اوکرايني و روسي بودند براي افتتاح کارخانه هواپيما سازي در اصفهان عازم اين شهر بودند. در 19 فوريه 2003 يک ايلوشين 76 روسي که حامل 276 پرسنل سپاه بود در جنوب شرق ايران سقوط کرد و تمام سرنشينان آن جان باختند. در ژوئن سال 2003 يک هواپيماي در پي سقوط يک هواپيماي C ـ130 و 7 تن کشته شدند. 10 فوريه 2004 يک فوکر 50 متعلق به شرکت هواپيمايي "کيش اير" در هنگام فرود آمدن در شارجه به زمين برخورد کرد و 43 نفر از45 مسافران آن کشته شدند.6 دسامبر 2005 نيز هواپيماي نظامي Cـ130 در منطقهاي مسکوني در شهرک توحيد به ساختماني برخورد کرد و 128 نفر از سرنشينانش و ساکنان شهرک کشته شدند.
يکي از خلبانان با سابقه روز گذشته در مصاحبه با يکي از خبرگزاري ها با اشاره به اتکاي سيستم ناوبري هوايي کشور بر خريد هواپيما از امريکا، گفت: "با توجه به تحريم ايران اوضاع هواپيما ها بهتر از اين نخواهد شد و تنها راهکار اين مساله رايزني با امريکا و خريد هواپيماهاي بوئينگ به جاي ايرباس است." اين درحالي است که ده روز پيش پس از ماجراهاي فراوان يک هواپيماي تشريفاتي که با هزينه بيش از 160 ميليون دلار براي استفاده مقامات عاليرتبه کشور خريداري شده بود تحويل ايران شد؛ و اين درحالي است که چند سال پيش هم خريد شش فروند هواپيماي دست دوم محل منازعه سياسي قرار گرفته بود.
هواپيماي چهل ساله
چهار فروند هواپيماهاي ترابري سي 130 که تاکنون چند فروند از آن در کشور سقوط و موجب مرگ صدها نفر شده است، به گفته کارشناسان هواپيمايي در خرداد ماه سال 42 با نام مستعار "هركولسي" به خدمت نيروي هوايي ارتش ايران درآمد، اولين هواپيماي چهارموتوره و نخستين هواپيماي جت ملخدار ترابري به شمار ميرود كه وارد خدمت نيروي هوايي شده است. اين هواپيما داراي گنجايش 93 نفر سرباز با تجهيزات كامل يا 64 نفر چترباز با تمام وسايل و يا 73 بيمار با برانكارد و دو نفر پرستار و قادر به حمل حداكثر 22 تن بار و به طور عادي 18 تن بار و مجهز به دستگاه تهويه كامل داخلي و تأمين فشار هوا در ارتفاع بالاست. حداكثر وزن قابل تحمل هنگام برخاستن، 61.234 كيلوگرم بار و وزن عملياتي آن 31.433 كيلوگرم است. شعاع عملش با حداكثر بارگيري 3420 كيلومتر و با 1134 كيلوگرم بار، 4988 كيلومتر است. طول باند لازم براي فرود هواپيما با بارگيري كامل در ارتفاع سطح دريا، تنها 2/1 كيلومتر است. هواپيماي "C-130" در ارتش آمريكا در عملياتهاي مختلف كارآيي دارد و براي مأموريتهاي مختلف در شرايط آب و هوايي متفاوت و حتا در قطب جنوب از آن استفاده ميشود. طراحي قابل انعطاف هركولسها باعث تناسب آنها با انجام مأموريتهاي مختلف است و به اين هواپيما اجازه ميدهد تا نقش چند هواپيما را ايفا كند. هواپيماي ساقط شده در ظهر سه شنبه دومين مدل از اين هواپيماهاست كه در مي 1959 وارد خدمت نيروي هوايي آمريكا شد و چهار سال بعد به خدمت نيروي هوايي ارتش ايران درآمد. بعدها نيروي هوايي با مدلهاي جديد و نيرومندتري از اين نوع هواپيما تجهيز شد. اين هواپيماها كه به خاطر قدرتشان به هركوس معروفند، توانايي پرواز با دو موتور [از چهار موتور] را نيز دارند. به اين ويژگي بايد تواناييهاي ديگري از جمله فرود با سينه بدون استفاده از چرخ را نيز اضافه كرد به اين ترتيب، هواپيماي سي 130 نيروي که سه شنبه سقوط كرد، ميتوانست در مكانهايي مانند فرودگاه امام خميني، اتوبان قم و حتي دشتهاي اطراف منطقه نيز فرود اضطراري نمايد.
آنچه اکنون افکار عمومي خواهان پاسخ گويي مقامات رسمي و مسئول در برابر آن هستند، اما نه تنها استفاده از هواپيماي خارج از رده بلکه اين است که چگونه از چنين هواپيمايي براي جابه جايي ده ها خبرنگار استفاده شده در حالي که چنين هواپيمايي حتا در صورت نو بودن هم مخصوص حمل نيروها و ادوات نظامي است.
عزاي ملت، نه دولت
از هنگام سقوط هواپيماي حامل خبرنگاران، بسياري تمامي نهاد هاي مسوول به جاي پاسخ گويي در برابر بروز اين فاجعه، با ايراد سخناني احساسي در صدد فرار از پاسخ گويي برآمده اند. برخي از نهادهاي حکومت اعلام کرده اند که جان باختگان اين فاجعه شهيد محسوب شده و خانواده هاي آنها مي توانند از امکانات مختص خانواده هاي شهدا استفاده کنند. برخي از نزديکان خانواده هاي جان باختگان از اين برخورد مقامات حکومتي شديد ناراضاي هستند و خواستار پاسخ گويي مسوولان شده اند.
در همين حال دبير انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران خبر داد که: "فدراسيون بينالمللي روزنامهنگاران امروز در نامهاي به اين انجمن حادثه سقوط هواپيماي C-130 را به جامعه مطبوعاتي و اطلاع رساني كشورمان تسليت گفت و ازمقامات ايران خواسته كه علت سقوط را هرچه سريعتر روشن كنند." به گفته بدرالسادات مفيدي در بخشي از اين نامه آمده است: "هر روز خبرنگاران و اهالي مطبوعات دفتر كار خود را ترك ميكنند تا وظايفشان را انجام دهند و هر روز با خطراتي روبرو ميشوند كه نميتوان از آنها دور كرد. با توجه به اين موضوع انتظار داريم سئوالات مربوط به امنيت هواپيمايي كه همكاران ما با آن پرواز ميكردند پاسخ داده شود". در بخش ديگري از اين نامه آمد است: "تاكنون سابقه نداشته كه چنين تعدادي از اهالي مطبوعات در يك سانحه كشته شوند. امروز روزي پر غم و اندوه براي روزنامه نگاري است، چراكه همه ما از اين واقعه دردناك رنج ميبريم اما بيشتر از همه اين موضوع براي خبرنگاران ايران دردناك است ما بدين وسيله از صميم قلب با همه شما ابراز همدردي ميكنيم".
نمايندگان انجمن دفاع از آزادي مطبوعات، كانون مدافعان حقوق بشر و انجمن روزنامهنگاران جوان نيزعصر روز چهارشنبه در محل خبرگزاري دانشجويان ايران ، حاضر شدند و به خبرنگاران اين خبرگزاري شهادت دو تن از همكارانشان را در فاجعه سقوط هواپييماي C-130 تسليت گفتند. محمود شمسالواعظين سخنگوي انجمن دفاع از آزادي مطبوعات با اشاره به جلسه اين انجمن گفت: "انجمن دفاع از آزادي مطبوعات شهادت 84 تن از همكاران خود را در رسانههاي گروهي، شنيداري، نوشتاري و ديداري به همه داغديدگان از جمله خانواده آنها تسليت گفته و از مقامات مسوول ميخواهد كه بلافاصله با تشكيل كميته مستقل تحقيق و حقيقتياب براي بررسي علل وقوع اين سانحه و به طور مشخص بررسي و علت تجميع اين تعداد از خبرنگاران و روزنامهنگاران در يك پرواز داخلي و سهل انگاري احتمالي در اين پرواز با توجه به گزارشهاي دريافتي اين انجمن، را روشن کنند." فريبا داودي مهاجر رييس انجمن روزنامه نگاران جوان نيز با تاكيد بر تشكيل كميته مستقل حقيقت ياب جهت بررسي علت سقوط اين هواپيما گفت: "دولت در برابر خانواده هاي اين عزيزان بايد پاسخگو باشد." او تاکيد کرد: "اين خوني نيست كه بتوان به راحتي از آن گذشت و شايسته بود كه براي اين حادثه عزاي عمومي اعلام شود."
با اين همه بسياري معتقدند که نتايج بررسي دلايل سقوط و مسوولان احتمالي آن هرگز منتشر نخواهد شد. تجربه که چنين مي گويد.
هواپیما نقص فنی داشته، امامسئولین تکذیب می کنند:
می خواهيم شکایت کنیم اما به چه کسی
m.memarian@roozonline.com
۱۷ آذر ۱۳۸۴
در حالی که جامعه مطبوعاتی کشور در غم از دست دادن شماری از خبرنگاران وعکاسان نوشتاری وتصویری خود به سوگ نشسته است، سئوال هائی پیرامون چگونگی رخ دادن حادثه در میان افکار عمومی تکرار می شود که اساس آن بر گفته بازماندگان خبرنگارانی که از داخل هواپيما با خانه های خود تماس گرفته اند. در همين حال ستاد نيروهای مسلح که به دستور رهبر جمهوری اسلامی محل تعيين مصداق شهيد است، همه کشته شدگان را "شهيد " شناخت و برای بازماندگان آن ها هم با سرعت نفری سی ميليون تومان خسارت تعيين شد.
علی رغم تکذیب مسئولین ارتش جمهوری اسلامی مبنی براینکه کسی پیش از پرواز از وجود نقص فنی در هواپیمای سی-۱۳۰ مطلع نبوده است، برخی منابع از آگاهی از مسافرین این هواپیما از وجود نقص فنی خبر می دهند. خبری که شوک دوم را پس از وقوع حادثه ایجاد کرده و با توجه به اطلاعات ضد ونقیض منتشر شده درمحافل خبری انعکاس گسترده ای داشته است. روزنامه انگلیسی تلگراف هم می نویسد بستگان بدترین حادثه هوایی ظرف سه سال گذشته در ایران ادعا می کنند که مسئولین از نا امن بودن هواپیما اطلاع داشته اند. هواپیمای آمریکایی سی- ۱۳۰ که سه شنیه همین هفته به ساختمانی در تهران اصابت کرد بعد از اینکه خبر از نقص فنی در هواپیماداد وتلاش کرد فرود اضطراری داشته باشد، دچار حادثه شد.
می خواهیم شکایت کنیم، اما به چه کسی؟
هواپیما حامل روزنامه نگارانی بود که قرار بود برای پوشش خبری مانور نظامی به جنوب کشور بروند. با این حادثه ۹۴ مسافر هوپیما وجمعی از مردمی که در حوالی برخورد هواپیما بودند جان خود را از دست دادند.
مسئولین کشوری خطرناک بودن پرواز هواییما را انکار کرده اند.اما قوه قضاییه گفته است که در خصوص ادعاهای بستگان کشته شدگان تحقیقاتی را به عمل خواهد آورد.
مژگان افشار خواهر خبرنگاری که در هواپیما بود می پرسد: ": چرا انها همه روزنامه نگاران را سوار هواپیمایی کردند که نقص فنی داشته است؟" او می افزاید:" ما می خواهیم شکایت کنیم اما کجا باید ومی توانیم برویم؟" به اعتقاد آنان در پرونده هایی که یک طرف آن دولت ویا مسئولین دولتی باشند هیچ شانسی برای مردم باقی نمی ماند.
پریوش نوری می گوید همسرس که مسافر این پرواز بوده است به او چندین بارقبل از آنکه هواپیما بلند شود تماس گرفته است وگفته است که خلبان نمی خواهد به دلیل مشکلات فنی پرواز کند. اما دبیر ستاد بحران ارتش جمهوری اسلامی می گوید:" هواپیما کنترل های مربوطه را پیش از پرواز گذرانده است."
روزنامه همشهری به اظهارات همسر يکی از قربانيان اشاره کرده که گفته است هواپيمای " سی – ۱۳۰ " سرنگون شده ،روز سه شنبه نزدیک به سه ساعت روی باند قرار داشته چرا که خلبان حاضر به پرواز نمی شده است.
درحال نوشتن وصیت نامه هستیم
محمد جواد روح روزنامه نگار روزنامه شرق جزو اولین افرادی است که خبر از مشکل دار بودن پرواز می دهد. او در پستی که ساعاتی بعد از این حادثه در وب لاگ خود می گذارد وبه سرعت توسط وب لاگ های دیگر لینک داده می شود می نویسد: "الان خبري شنيدم كه بسيار تأسف بارتر از اصل حادثه است. "عليرضا برادران" از عكاسان خوب خبرگزاري فارس كه در جريان حادثه كشته شد، حدود ساعت 11و 30 دقيقه (يعني قبل از پرواز) در تماسي با همكارانش در خبرگزاري مي گويد: "هواپيماي ما نقص فني دارد؛ بطوريكه خلبان حاضر نيست سوار شود. به همين خاطر به دستور مسؤولان، منتظر هستيم خلبان شيفت بعد بيايد و پرواز كنيم؛ مي گويند دل و جرأت او بيشتر است."
روح می افزاید: "برادران حتي گفته كه ما داريم وصيتنامه مي نويسيم؛ حال من مانده ام كه چرا حاضر شده اند سوار هواپيما شوند. شايد به همين خاطر است كه ارتش اطلاع كادر پرواز از نقص فني را تكذيب مي كند."
تکذیب اطلاع کادر پروازی از نقص فنی هواپیما // شهادت۷۸ نفر از پرسنل ارتش جمهوری اسلامی در این سانحه
آنها که به تحریم وقعی نمی گذارند
هواپیماهای نظامی سی-۱۳۰ توسط ایران پیش از انقلاب در سال ۱۹۷۸ خریداری شده اند وهم اکنون بیش از ۲۷ سال از عمر انها می گذرد. تهیه قطعات این هواپیما برای ادامه کارشان در ایران، یکی از موضوعاتی است که به دلیل تحریم های آمریکا ناموفق بوده است. سالها تحریم اقتصادی وانزوا توانایی وایمنی ناوگان هوایی ایران را چنان تحلیل برده است که احتمال سوانح هوایی در کشور به خاطر استهلاک هواپیماهای موجود روز به روز افزایش بیشتری می یابد.
سقوط هواپیمای سی-۱۳۰د رمنطقه ای مسکونی درتهران، اولین حادثه از این دست بعد از سقوط هواپیمای روسی ای-لوشینI1-۷۶ درجنوب شرقی ایران ودر زمستان سال ۱۳۸۲بود که ۳۰۲ مسافر وخدمه دران کشته شدند.
دو دهه بعداز تحریم های آمریکا هواپیماهای ایرانی اندک اندک از دور خارج می شوند واراده جدی در مسئولین کشور برای جلوگیری از وضعیت نابه هنجاری که انتظار می رود در اینده بیشتر نیز شود وجود ندارد. همواره سعی می شود از قطعات تعمیری و جایگزین برای راه اندازی این هواپیما ها استفاده شود که استاندارد های پروازی را در کشور پایین می آورد. یکی از شهروندان تهرانی می گوید :" دولت باید مسئولیت پایین بودن استاندارد پرواز را بپذیرد. تحریم ایران، نتیجه روابط سیاسی اش با دیگر کشورهای دنیا است واین مردم نیستند که باید هزینه بدهند."
شوک در جامعه مطبوعاتی واینترنتی
کشته شدن جمعی از خبرنگاران ومردم کشوردر یک سانحه هوایی، دوسال پس از کشته شدن بیش از ۳۰۰ نفر در سال ۸۲، در میان نویسندگان اینترنتی که می توانند نظرات خودرا راحتتر بیان کنند، روایتی تلخ را به خود اختصاص می دهد. رضا شکر اللهی در وب لاگ خوابگرد با گلایه از این رخداد به خاطره خود از استهلاک این هواپیما در اثنای جنگ اشاره می کند وناامنی که سالهاست بر صنعت هواپیمایی ایران سایه افکنده است. خوابگرد می نویسد: "نمیخواهم بگویم مرگ چه ارزان است اینجا هنوز. نمیخواهم بگویم آسیبی را که تحریم آمریکا به صنعت هوایی ما در اینسالها رسانده نمیشود در سفر به مکهی آلسعود جست. نمیخواهم بگویم که نیروی متخصص و هنرمندی که چنین ساده از کف رفت، چنین ساده باز به دست نخواهد آمد. نمیخواهم بگویم این هواپیمای سی یکصد بوق همان هواپیماییست که ۱۹ سال پیش، لرزان از سرما و افتان از زخم جنگ روی برانکارد شکستهای، چپاندندم گوشهای از آن همردیف شاید دویست زخمی دیگر، هر یک بر ردیفی از طبقهای عینهو بایگانی آشفتهی انباشتهی ادارهای قدیمی. نمیخواهم بگویم که همان زمان وقتی این سی یکصد و بوق به هوا بلند شد از اهواز تا برسد به مشهد، چه تکانی خورد و چه آخی از نهادم بیرون کشید که صورت باندپیچی شدهام خورد به سقف که فاصلهام تا سقف به قدر وجبی بود. نمیخواهم هم بگویم که لعنت به این همه مانور و جنگ و گند و کثافت که برای خبررسانیاش این همه لشکر بکشند و ببرند و بیاورند و... نه، نمیخواهم اینها را بگویم. پس چیست که نمیگذارد امشب بخوابم؟"
پرستو دوکوهکی وب لاگ نویس وروزنامه نگار نیز معتقد است که روزنامه نگاران باید در برابر این حادثه به جای ماتم گرفتن اعتراض کنند. پرستو می نویسد: " دوستان روزنامهنگار، حرفهایها، نيمهحرفهایها، غير حرفهایها از پای اين مونيتورهای مسخره که بوی مرگ میدهند، بلند شويد. ما انجمنی داريم برای صنفمان. بياييد برويم آنجا. جهنم که امروز تعطيل است! مغز ما که تعطيل نيست. مرگ که تعطيلی برنمیدارد. ما که هر وقت به انجمن دعوت میشويم، نمیرويم، اين بار بياييد خودمان را دعوت کنيم به صرف تحصن و تريبون آزاد. شما حرفهایها هم که نمیخواهيد اکتيويست باشيد، بياييد دستکم خبر تحصن يک مشت روزنامهنگار غيرحرفهای اکتيويست را برای رسانههای حرفهایتان منتشر کنيد. دوست صداوسيمايی، انجمن را انجمن خودت نمیدانی؟ همکاران مطبوعاتیات اما تو را همکار میدانند و در غم از دست دادن دوستانت شريکند. بلند شو، بيا!"
هواپیماهایی که با صلوات بلند می شوند وبا صلوات می نشینند
علی قدیمی وب لاگ نویس در یادداشتی با نام ۱۵ آذر روزسیاه خبرنگاران اندوه خود را چنین بیان می کند: " ايران صدر نشين حوادث هوايي در جهان است و روسيه هم سازندهي انواع هواپيما. اگر چه تكنولوژي روسيه زمخت، با ضريب اطمينان پايينتر نسبت به امريكا و اروپا است، اما آيا ايران نميتواند حداقل با وارد كردن هواپيماهاي جديد روسي به ناوگان تجاري و نظامياش درصد سوانح هوايياش را به روسيه نزديك كند و از اين صدر نشيني خلاص شود؟ روسيههم از اين نظر جايگاه مناسبي ندارد اما به هر حال از ايران وضعيت بهتري دارد و اگر ترافيك و وسعت خاك روسيه را هم در نظر بگيريم شايد خيلي هم بهتر باشد! ضمناً نبايد از نظر دور داشت كه هواپيماهاي ترابري روسيه، با نام آنتونوف، هواپيماهاي خوشنامي هستند و در سطح جهان استفاده ميشوند، حداقل اين سی-۱۳۰ هاي خطرناك را كه ميشود بازنشسته كرد، ميگويم خطرناك چون سوخت اين هواپيماها فرار تر از سوخت هواپيماهاي ديگر است، از طرفي فرسودگي قطعات حساس هم ريسك پرواز را بيش از حد بالا ميبرد. دوست پدرم كه سالها خلبان همين هواپيماها بود ميگفت سی-۱۳۰ ها با صلوات بلند ميشوند و با صلوات هم مينشينند!"
نمی توانیم به ایران قطعه بفروشیم
اما ظاهرا باید از خیر خرید قطعات گذشت وچاره ای دیگر ساز کرد. چرا که شرکت های فروش قطعات مطابق قانون امکان فروش قطعات به ايران ندارند. کریس یاتس متخصص امنیت پروازبه بی بی سی می گوید: " مشکل به خاطر مسائل نگهداری وتعمیر است. " در حالی که شرکت "لاکهید مارتین سی-۱۳۰" سرویس های متداولی را به این هواپیما در سراسر جهان می دهد همه هواپیماهای ایرانی در زمان شاه خریداری شده است قبل از انقلاب اسلامی و به خاطر تحریم ها نمی توانند از این خدمات بهره مند شوند.
کریس یاتس می افزاید: "از انجاییکه ایران تحت تحریم های مختلفی از سوی آمریکا است برای ما بسیار دشوار است که بتوانیم قطعات مجزای هواپیما را از کارخانه به ایران بفروشیم. کریس می گوید شاید ایران بتواند قطعات مورد نظر خودرا از بازار سیاه چنین قطعاتی البته با قیمیت گران تر تهیه کند.
به گفته کارشناسان هواپیمایی بیشتر سوانح هوایی ناشی از سه موضوع تعمیرات ونگهداری، هوای نامساعد واشتباه خلبان است. این کارشناس ایمنی وجود هوای غبار آلود تهران ودید ضعیف خلبان می تواند در حادث شدن این رویداد دلخراش نقش داشته باشد: " هر خلبان ماهری تلاش می کند که هنگام رویت بلندی ساختمان ویا برج از آن خودرا دور کند و با توجه به مشاهدات من از این مورد به نظرم خلبان کاملا کنترل خود را هدایت هواپیما از دست داده است.
بعد از انقلاب اسلامی به دلیل تحریم های کشورهای غربی ایران مجبور شده است که بیشتر هواپیماهای روسی را جایگزین خرید های پیشین خود مانند هواپیماهای بویینگ کند.
حال پس از این حادثه باید به انتظار نشست که دولت چه تصمیمی برای حفظ سلامت مردم کشور وجلوگیری از حوادثی مشابه خواهد گرفت. چرا که با توجه به کهنگی ناوگان هوایی کشور، احتمال رخ دادن چنین حوادثی در آینده ای نه چندان دور زیاد نخواهدبود. تحریم های گسترده ایران در بخش هایی مانند صنعت هواو فضا تاثیراتش را به صورت مستقیم روی زندگی مردم عادی می گذارد. دولت باید تصمیم بگیرد که بین انزوای کشور وپرداختن هزینه از جیب مردم و جلوگیری از صدمه خوردن به مردم از راه هایی که عجیب وغریب هم نخواهد بود، یکی را انتخاب کند.
امنيت پرواز براي همه
يك فروند هواپيماي ترابري هركولس سي -۱۳۰ ارتش جمهوري اسلامي ايران، كه حامل خبرنگاران وتصوير برداران رسانه هاي جمعي به منظور پوشش خبري و تصويري مانور نيروي دريايي ارتش در منطقه چابهار بود، پس از برخاستن از باند فرودگاه به دليل نقص فني واعلان وضعيت اضطراري، در زمان برگشت به فرودگاه در شهرك مسكوني توحيد متعلق به كاركنان نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي سقوط كرد. در اين حادثه هوايي تمامي مسافران وخدمه هواپيما كشته شدند. اينكه در هواپيماي مذكور كداميك از مسوولان ويا امراي سپاه يا ارتش حضور داشته اند تا كنون خبري دريافت نشده است. اين حادثه غم انگيز رسانه هاي كشور را در ماتم از دست دادن همكاران خود عزادار كرد و بي ترديد به لحاظ رسانه اي، ماجراي پرونده هسته اي ايران را نيز طي روزهاي آتي، تحت الشعاع اين واقعه تاسف بار قرار خواهد داد.
خبرها حاكي از آن است كه ساعت پرواز هواپيماي هركولس سي -۱۳۰ ساعت هفت صبح بوده كه به دليل نقص فني اين پرواز حدود ساعت يازده صبح صورت گرفته است. هواپيماي ترابري هركولس سي -۱۳۰ ساخت كارخانه "لاكهيد-مارتين" آمريكا است. از اين رو استمرار و تشديد تحريم ها عليه ايران مي تواند در سقوط هواپيماي مذكور دخيل باشد. امسال هم "جرج بوش" رييس جمهور آمريكا پس از گفت و گوهاي فشرده اعضاي كابينه اش، با پيروي از روساي جمهور اين كشور در ۲۵ سال گذشته، تصميم گرفت كه يك سال ديگر تحريم هاي ايران را تمديد كند. تحليل گروهي از دست اندرکاران ايراني اين بوده و هست كه وضعيت جهان و در مجموع تجارت جهاني به گونه اي است كه هر كشور به راحتي مي تواند تمام نيازهايش را بدون نياز جدي به آمريكا، به دست آورد و وضع تحريم هاي يك جانبه عليه شماري از كشورها، تنها ميلياردها دلار از درآمد اقتصاد آمريكا كاسته است. اما آمار سقوط هواپيما هاي ايران از سال ۱۹۸۰ به اين سو ماجرا را به گونه اي ديگر مي نماياند:
۱- ۲۱ ژوئن ۱۹۸۰، سقوط هواپيماي بويينگ ۷۲۷ ايران اير كه از مشهد عازم تهران بود و طي آن حادثه ۱۲۸ نفر كشته شدند.
۲- سوم نوامبر ۱۹۸۶، سقوط هواپيماي هركولس سي ۱۳۰ كه در برخورد به كوه هاي زاهدان منجر به كشته شدن ۱۰۳ نفرشد.
۳- هشتم فوريه ۱۹۹۳ برخورد هواپيماي اجاره اي ايران اير تور با يك فروند سوخوي نظامي كه در آن ۱۳ خدمه و ۱۹ مسافر كشته شدند.
۴- دوازدهم اكتبر ۱۹۹۴ سقوط هواپيماي فوكراف ۲۸ آسمان كه از اصفهان عازم تهران بود و باعث كشته شدن ۶۶ نفر درمنطقه نطنز شد.
۵- چهاردهم مارس ۱۹۹۷ سقوط هواپيماي نظامي با ۸۰نفر سرنشين و خدمه در ناحيه شمالي ايران كه همگي كشته شدند.
۶- دوم فوريه ۲۰۰۰، ازكنترل خارج شدن هواپيماي هركولس سي -۱۳۰ در فرودگاه تهران هنگام پرواز و برخورد آن با هواپيماي اي-۳۰۰ كه خالي از سرنشين بود. در اين حادثه ۶ نفر كشته شدند.
۷- سقوط هواپيماي ياك ۴۰ كه حامل وزير راه [مرحوم دادمان] و تعدادي از نمايندگان مجلس بود. در اين حادثه ۲۹ نفر كشته شدند.
۸- برخورد هواپيماي ايران ايرتور به كوه هاي خرم آباد كه ۱۱۹ نفر كشته شدند.
۹- سقوط هواپيماي نظامي سپاه پاسداران در نزديكي هاي كرمان كه منجر به كشته شدن ۳۰۲ نفر شد.
با اين همه اكنون ايران با پافشاري بر غني سازي اورانيوم در داخل ايران توسط چرخه هاي سوخت هسته اي در اصفهان و نطنز، در معرض ارسال پرونده اش به شوراي امنيت سازمان ملل متحد قرار دارد. اين امر مي تواند اعمال تحريم ها را از آمريكا به ديگر كشورهاي اروپايي و... عليه ايران گسترش دهد.
به تازگي آيت الله جنتي، از فقهاي شوراي نگهبان طي سخناني در خطبه هاي نماز جمعه تهران، از تحريم ايران توسط نهادهاي بين المللي استقبال كرد. اين در حالي است كه ناظران سياسي معتقدند حل مسالمت آميز پرونده هسته اي تهران مي تواند به دغدغه تحريم ها پايان بدهد، و مانند آن چه در مورد توافق هسته اي ليبي با آمريكا صورت گرفت، تحريم هاي هوايي كه واجد تحريم هاي تكنولوژيك نيز هستند خاتمه يابد. به هر روي در اين منازعه، مسوولان نظام ايران، عزت جمهوري اسلامي ايران را در پذيرش تحريم هاي جهاني، در برابر از دست دادن چرخه سوخت هسته اي مي دانند، ضمن آن كه گاه براي اين منظور گاه مجبور به پرداخت هزينه هاي هنگفتي نيز مي شوند.
هفته پيش خبرگزاري انتخاب به نقل ازغلامحسين الهام اعلام كرد كه هزينه خريد هواپيماي تشريفاتي دولت، قريب به شصت ميليون دلار بوده كه بيست ميليون دلار ازقيمت اين هواپيما، صرف تزيينات داخلي آن شده است. سايت بازتاب در توضيح پرداختن هزينه گزاف براي تزيينات داخلي هواپيماي خريداري شده، به كاهش تجهيزات آمريكايي در هواپيمابه كمتر از ده درصد اشاره كرده تا خريد آن شامل قانون تحريم نشود. البته اگر اين اقدام اگر در زمان رياست جمهوري خاتمي صورت گرفته بود، معلوم نبود دولت با بحراني ديگر از سوي نومحافظه كاران روبرو نشود.
با اين همه امنيت پرواز براي مسوولان كشور و از جمله رييس جمهوردر زمره وظايف وزارت راه قرار دارد. البته حتي وزير راه اسبق مرحوم دادمان و نمايندگان همراه وي در حادثه سقوط هواپيما جان باختند، از اين امتياز برخوردار نبودند. اما به طور کلي، مهرورزي و خدمت گذاري حكم مي كند، در پرداختن به اين موضوع حياتي، ضمن پرهيز از نگاه جناحي به آن، امنيت پروازي براي "كليه شهروندان" تامين شود تا بار ديگر با از دست دادن عزيزاني ديگر، شاهد گسترش فضاي غم و اندوه در رسانه هاي جمعي كشور نباشيم.
يك فروند هواپيماي ترابري هركولس سي -۱۳۰ ارتش جمهوري اسلامي ايران، كه حامل خبرنگاران وتصوير برداران رسانه هاي جمعي به منظور پوشش خبري و تصويري مانور نيروي دريايي ارتش در منطقه چابهار بود، پس از برخاستن از باند فرودگاه به دليل نقص فني واعلان وضعيت اضطراري، در زمان برگشت به فرودگاه در شهرك مسكوني توحيد متعلق به كاركنان نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي سقوط كرد. در اين حادثه هوايي تمامي مسافران وخدمه هواپيما كشته شدند. اينكه در هواپيماي مذكور كداميك از مسوولان ويا امراي سپاه يا ارتش حضور داشته اند تا كنون خبري دريافت نشده است. اين حادثه غم انگيز رسانه هاي كشور را در ماتم از دست دادن همكاران خود عزادار كرد و بي ترديد به لحاظ رسانه اي، ماجراي پرونده هسته اي ايران را نيز طي روزهاي آتي، تحت الشعاع اين واقعه تاسف بار قرار خواهد داد.
خبرها حاكي از آن است كه ساعت پرواز هواپيماي هركولس سي -۱۳۰ ساعت هفت صبح بوده كه به دليل نقص فني اين پرواز حدود ساعت يازده صبح صورت گرفته است. هواپيماي ترابري هركولس سي -۱۳۰ ساخت كارخانه "لاكهيد-مارتين" آمريكا است. از اين رو استمرار و تشديد تحريم ها عليه ايران مي تواند در سقوط هواپيماي مذكور دخيل باشد. امسال هم "جرج بوش" رييس جمهور آمريكا پس از گفت و گوهاي فشرده اعضاي كابينه اش، با پيروي از روساي جمهور اين كشور در ۲۵ سال گذشته، تصميم گرفت كه يك سال ديگر تحريم هاي ايران را تمديد كند. تحليل گروهي از دست اندرکاران ايراني اين بوده و هست كه وضعيت جهان و در مجموع تجارت جهاني به گونه اي است كه هر كشور به راحتي مي تواند تمام نيازهايش را بدون نياز جدي به آمريكا، به دست آورد و وضع تحريم هاي يك جانبه عليه شماري از كشورها، تنها ميلياردها دلار از درآمد اقتصاد آمريكا كاسته است. اما آمار سقوط هواپيما هاي ايران از سال ۱۹۸۰ به اين سو ماجرا را به گونه اي ديگر مي نماياند:
۱- ۲۱ ژوئن ۱۹۸۰، سقوط هواپيماي بويينگ ۷۲۷ ايران اير كه از مشهد عازم تهران بود و طي آن حادثه ۱۲۸ نفر كشته شدند.
۲- سوم نوامبر ۱۹۸۶، سقوط هواپيماي هركولس سي ۱۳۰ كه در برخورد به كوه هاي زاهدان منجر به كشته شدن ۱۰۳ نفرشد.
۳- هشتم فوريه ۱۹۹۳ برخورد هواپيماي اجاره اي ايران اير تور با يك فروند سوخوي نظامي كه در آن ۱۳ خدمه و ۱۹ مسافر كشته شدند.
۴- دوازدهم اكتبر ۱۹۹۴ سقوط هواپيماي فوكراف ۲۸ آسمان كه از اصفهان عازم تهران بود و باعث كشته شدن ۶۶ نفر درمنطقه نطنز شد.
۵- چهاردهم مارس ۱۹۹۷ سقوط هواپيماي نظامي با ۸۰نفر سرنشين و خدمه در ناحيه شمالي ايران كه همگي كشته شدند.
۶- دوم فوريه ۲۰۰۰، ازكنترل خارج شدن هواپيماي هركولس سي -۱۳۰ در فرودگاه تهران هنگام پرواز و برخورد آن با هواپيماي اي-۳۰۰ كه خالي از سرنشين بود. در اين حادثه ۶ نفر كشته شدند.
۷- سقوط هواپيماي ياك ۴۰ كه حامل وزير راه [مرحوم دادمان] و تعدادي از نمايندگان مجلس بود. در اين حادثه ۲۹ نفر كشته شدند.
۸- برخورد هواپيماي ايران ايرتور به كوه هاي خرم آباد كه ۱۱۹ نفر كشته شدند.
۹- سقوط هواپيماي نظامي سپاه پاسداران در نزديكي هاي كرمان كه منجر به كشته شدن ۳۰۲ نفر شد.
با اين همه اكنون ايران با پافشاري بر غني سازي اورانيوم در داخل ايران توسط چرخه هاي سوخت هسته اي در اصفهان و نطنز، در معرض ارسال پرونده اش به شوراي امنيت سازمان ملل متحد قرار دارد. اين امر مي تواند اعمال تحريم ها را از آمريكا به ديگر كشورهاي اروپايي و... عليه ايران گسترش دهد.
به تازگي آيت الله جنتي، از فقهاي شوراي نگهبان طي سخناني در خطبه هاي نماز جمعه تهران، از تحريم ايران توسط نهادهاي بين المللي استقبال كرد. اين در حالي است كه ناظران سياسي معتقدند حل مسالمت آميز پرونده هسته اي تهران مي تواند به دغدغه تحريم ها پايان بدهد، و مانند آن چه در مورد توافق هسته اي ليبي با آمريكا صورت گرفت، تحريم هاي هوايي كه واجد تحريم هاي تكنولوژيك نيز هستند خاتمه يابد. به هر روي در اين منازعه، مسوولان نظام ايران، عزت جمهوري اسلامي ايران را در پذيرش تحريم هاي جهاني، در برابر از دست دادن چرخه سوخت هسته اي مي دانند، ضمن آن كه گاه براي اين منظور گاه مجبور به پرداخت هزينه هاي هنگفتي نيز مي شوند.
هفته پيش خبرگزاري انتخاب به نقل ازغلامحسين الهام اعلام كرد كه هزينه خريد هواپيماي تشريفاتي دولت، قريب به شصت ميليون دلار بوده كه بيست ميليون دلار ازقيمت اين هواپيما، صرف تزيينات داخلي آن شده است. سايت بازتاب در توضيح پرداختن هزينه گزاف براي تزيينات داخلي هواپيماي خريداري شده، به كاهش تجهيزات آمريكايي در هواپيمابه كمتر از ده درصد اشاره كرده تا خريد آن شامل قانون تحريم نشود. البته اگر اين اقدام اگر در زمان رياست جمهوري خاتمي صورت گرفته بود، معلوم نبود دولت با بحراني ديگر از سوي نومحافظه كاران روبرو نشود.
با اين همه امنيت پرواز براي مسوولان كشور و از جمله رييس جمهوردر زمره وظايف وزارت راه قرار دارد. البته حتي وزير راه اسبق مرحوم دادمان و نمايندگان همراه وي در حادثه سقوط هواپيما جان باختند، از اين امتياز برخوردار نبودند. اما به طور کلي، مهرورزي و خدمت گذاري حكم مي كند، در پرداختن به اين موضوع حياتي، ضمن پرهيز از نگاه جناحي به آن، امنيت پروازي براي "كليه شهروندان" تامين شود تا بار ديگر با از دست دادن عزيزاني ديگر، شاهد گسترش فضاي غم و اندوه در رسانه هاي جمعي كشور نباشيم.
با ياد رفتگان قلم به دست، دوربين به دوش
m.behnoud@roozonline.com
۱۷ آذر ۱۳۸۴
در اين چهل سال که به حرفه روزنامه نگاري اندرم چهار بار مرگ را در آسمان نزديک ديده ام. يک بار در فرودگاه اندروز در آمريکا، يک بار در وسط اقيانوس اطلس، يک بار در هواي شرجي بندرعباس همراه هيات دولت و يک بار هم در بازگشت از زلزله گلي داغ خراسان در آسمان تربت حيدريه. تجربه اي دارم از اين هر چهار که به باورم براي همه کساني که کارشان اين است تکرار شده.
لحظه اي که بيم جان بر همه سرنشينان پرنده آهنين بال حاکم مي شود. نابه خودي است، رعشه اي از تن مي گذرد. قديمي ها مي گفتند موي عزرائيل. بعد از آنست که ميلي کشنده به حضور در کابين خلبان برجان پنجه مي اندازد، اين ديگر از خصوصيات حرفه اي است که روزنامه نگار مي خواهد در قلب حادثه باشد و شده ثانيه اي قبل از ديگران خبر شود. مي خواهد شاهد باشد و در متن اصلي داستان، ناظر بر کوششي که کساني به کار مي گيرد تا پرنده را بر زمين بگذارند سالم. اين جا ديگر سرنوشت خبرنگار از سرنوشت بقيه سرنشينان جدا مي شود. تبديل به ناظري مي شود انگار قرار نيست با ديگران همداستان شود. انگار تنها اوست که قرارست شهادت بدهد. در اين نقطه بيم جان رنگ مي بازد، يعني فراموش مي شود.
محمود ايثاري فيلمبردار تلويزيون در هنگام سانحه هواپيماي دولت بر فراز بندرعباس کنار من نشسته بود. حال جسميش از همه ديگران بدتر، اما از جا جست، نا به خود جست. مي خواست دوربين خود را به ساز کند. آن هم دوربين هاي سنگين آن زمان که به سبکي و چابکي دوربين هاي سبک امروزي نبود. هر چه داد زدند که کمربندت را ببند و در صندلي خود باش، او که رگ هاي گردنش برآمده بود نمي شنيد. تا سرانجام دوربين را به کف آورد و آن را به راه انداخت. اين حال را بي شک همه عکاساني که در هواپيماي سي ۱۳۰ ديروز بر فراز تهران بال شکسته کج و مج مي شد، بودند گذرانده اند. افسوس که چيزي از هواپيما و اشياي آن سالم به دست نيامده ورنه حتما در آن عکس ها و فيلم هاي نادري بود از درون و بيرون هواپيما.
اما حال خبرنگار و گزارشگر ديگرست. بازگشته به ذات حرفه اي خود، حتي اگر قلمي و کاغذي نجسته باشد، با چشم مي نويسد. با ذهن ضبط مي کند. چنان که من کلمه به کلمه دعاها و استغاثه هاي زني را به در صندلي جلو من در سانحه فرودگاه اندروز نشسته بود به ياد دارم و در ذهن ضبط کرده ام. و وقتي که در همان سفر به هوش آمدم کسي مرا گفت که تا چشمانت را باز کردي و قبل از آن که مغزت باز شود، قلمت را مي جستي که از دستت افتاده بود. جالب اين که مي گفت در تمام مدت بي هوشي کتابچه ام را سفت در دستانم نگاه داشته بودم. انگار که قرارست آن را به دنياي ديگر هم ببرم.
سانحه ديروز جز آن که در هر جاي جهان رخ مي داد، سخت و دلگذا بود و در هر نقطه از وطنمان اتفاق مي افتد جاي ناله و درد داشت اما مضاعف است وقتي که هشتاد نفر – بيش تر جوان – خبرنگار و عکاس و اهل حرفه اطلاع رساني را برده است. هشتاد جفت چشم شاهد. بي ترديدم که بر کاغذها و اگر لپ تاپ هايشان با آن ها بود بر حافظه کامپيوترهاشان چيزهائي نوشته اند در لحظات آخر. همگان در آن لحظات وصيت نامه مي نويسند و روزنامه نگارست که تنها گزارش مي دهد و شرح واقعه مي گويد. در آن لحظات که همگان را بيم مرگ با خود مي کشاند، اينان ، يا دست کم با تجربه هاشان، در صدد بوده اند که گزارش خود را چگونه آغاز کنند و چگونه به زمين برسانند.
بعد از سي و اندي سال از ياد نمي برم وقتي که در صحرائي نزديک تربت حيدريه هواپيماي ما سرانجام بر زمين نشست و خلبان [حاج منيزي که در آن زمان خلبان هواپيماي دولت بود و بعدا رياست ارتاکسي را به عهده گرفت] شادمانه فريادي کشيد که توانسته است از سقوط جلوگيرد. اين کاري است که هر خلباني مي کند. چندان که برگشت تا نشانههاي سپاس را در ما دو تن مسافر خود ببيند، تعجب زده شد. مسافران وي اليزابت کورنل خانم خبرنگار انگليسي بود که در ميان جدال حاج منيري با پدال ها و تکمه ها، اصرار داشت که تکه هائي از گزارش خود را به يک برج مراقبت منتقل کند و نشد. من هم مي نوشتم و با دوربين کوچکم هم عکس انداخته بودم آن قدر که ديگر فيلم در دوربين نمانده بود. لحظاتي گذشت و ما مانديم که از حالا به بعد چه خواهد شد. تازه در آن موقع فرصتي پيش آمد که تشکر کنيم از خلبان که در همان لحظات خطر زمينيان را با خبر کرده و به شگردي باعث شده بود تا نيم ساعت نگذشته ده ها تن براي نجات ما وارد صحنه شوند.
حاج منيري به هر جا که مي توانست گفته بود هواپيما حامل نخست وزيرست و مقامات محل براي خودنمائي هم شده خود را رساندند. ناگهان صحرا پر از نورهاي اتومبيل هائي شد که شب را شکستند که خود را به ما برسانند. مصاحبه اي که در همان فاصله با حاج منيري کرده ايم شنيدني بود، او با عصبانيت جواب مي دهد و مي پرسد که چرا ما در هيجان هايش شريک نشديم. ساعتي بعد همه آن ها که به استقبال آمده بودند وقتي دانستند در هواپيما نخست وزيري نبوده، ما دو خبرنگار را نيمه شبان در شهرناآشنا رها کردند. تا خود را هر طور مي دانيم به تهران برسانيم.
حالا از خود مي پرسم اين همه خبرنگار و عکاس ديروز در آن دقايقي که آن غول - پرنده زخمي روي شهر مي گشت، در چه کار بودند جز نگريستن و نوشتن و عکس گرفتن. وقتي خود را جاي آن ها مي گذارم در منظرم شهري مي نشنيد بي گناه که در خانه هاي کوچکش هر کس به کاري مشغول است. زني رخت هاي شسته را بر بند پهن مي کند، ديگري دارد حياط کوچک را جارو مي زند. مردي با دوچرخه مي گذرد، نان خشگي گاري خود مي راند. اين ها همه سوژه هاي گزارش يک خبرنگارند. که نگران است مبادا اين غول پرنده چندين تني بر سر کسان فرو افتد.
خبرنگاران را مرسوم است چون با هم به سفر بروند، در عين شنگولي و دوستي و نکته پراني مراقبند که از هم عقب نيفتند و سوژه اي را از دست ندهند و خبري را به اصطلاح از هم نخورند. [خبر خوردن به معناي از دست دادن خبري است و خبر زدن به معناي به دست آوردن خبري و دور نگاه داشتن آن از دست رقيبان همسفر] . مسافران اين پرواز مرگ در ذهن تا لحظه اي که به بلوک ۵۳ مجموعه مسکوني نيروي هوائي ساختمان هاي توحيد برخورد کنند، گزارشگر بوده اند و در انديشه کار خود. وضعيت آنان شباهتي به ساير سرنشينان و کارکنان پرواز نمي برده است. اما در ساعت ۱۳ و شانزده دقيقه همه با همه منفجر و همسرنوشت شده اند. قلم ها در دست، برگ هاي نانوشته کتابچه اي در بغل.
حالا بر ديگران مانده است تا گزارش آنان را بنويسند. بپرسند و فرياد کنند که فرودگاه نظامي پر تردد که در شبانه روز مدام از آن پروازهائي صورت مي گيرد در وسط شهر چه مي کند. وقتي اين فرودگاه ساخته شد هفته اي دو سه پرواز بود و مهرآباد روستائي خلوت با چشمه اي و چند درخت بود بيايان در بيابان. از اتفاق در همان روزهاي اول کار فرودگاه مهرآباد هواپيماي آلماني افتاد اما جز گوسفندي را نکشت. اما امروز، در ميان دود و آلودگي چشم سوز، فرودگاه را شهري با ميليون ها تن ساکن از هر طرف احاطه کرده، با کوچه هاي تنگ و خيابان هاي همواره کيپ ماشين. چنان که اتومبيل هاي آتش نشاني و نجات نتوانسته اند تا ساعتي به محل نزديک شوند. قاليباف شهردار خلبان هم خود را با موتورسيکتي رسانده است. شير آب آتش نشاني شهرک مانند بيش تر شيرها بي آب بوده است. مردم هراسان از حادثه و در پي کمک به هم در هم مي لولند. آنان که عزيزانشان در بلوک ۵۳ گرفتارند بر سر زنان.
برخورد هواپيماي غول سي ۱۳۰ با آن همه بنزين که در دلش جا داده خود فاجعه سازست. فاجعه اي که خلبان کوشيده تا شايد از ابعاد آن بکاهد. با صداي فرياد سرنشينان کنجکاو که مي خواهند بدانند چه مي شود.
فرسودگي هواپيماهايي که جوان ترينشان ۲۷ساله اند و باقي مانده از نسلي که بيش ترشان در جنگ و بعد از جنگ از دست رفته اند بي آن که جايشان را نوتري گرفته باشد. هواپيماهائي که قرارست آنقدر بپرند که روزي با چنين سرنوشتي پودر شوند و با خود عده اي را هم پودر کنند. بايد جاي بچه هائي که در سي ۱۳۰ بودند گزارش کنيم. کارشان ناتمام مانده است. يادشان گرامي.
|
روزانه ۱۱ ميليون ليتر بنزين در تهران مصرف مى شود • با وجود تعطيلى، آلودگى هواى تهران ديروز به مرز اضطرار رسيد
شهر آلوده است
|
|
تعطيلى هم موثر نبود
تهران همچنان در وضعيت اضطرار
مهدى افروزمنش
روز گذشته به رغم تعطيلى كامل ادارات، سازمان و نهادهاى دولتى و نيمه دولتى و برخلاف انتظار همگان استمرار شرايط پايدار جوى افزايش ميزان آلاينده ها به خصوص منواكسيدكربن و ذرات معلق را به همراه داشت. اين مسئله به نحوى بود كه غلظت مواد آلاينده در اكثر مناطق به بيش از دو برابر حد مجاز رسيد. سازمان هواشناسى نيز هواى تهران را ظرف ۲۴ ساعت آينده صاف تا كمى ابرى همراه با غبار غليظ پيش بينى كرد كه براساس آن ميزان آلاينده منواكسيدكربن موجود در هوا روند صعودى خواهد داشت. در چنين شرايطى دبير كميته كاهش آلودگى هوا نيز با توصيف كردن امروز به عنوان «روز اوج آلودگى هوا» ابراز اميدوارى كرد «از صبح جمعه شاهد سير نزولى در ميزان آلاينده ها باشيم.» وى براى چندمين بار از شهروندان به خصوص بيماران قلبى و تنفسى خواست از هرگونه فعاليت در هواى آزاد خوددارى كنند. اين خواسته در حالى صورت مى گيرد كه ظرف چند روز گذشته و پس از بحران كم سابقه آلودگى در هواى تهران ابتدا استاندارى تهران تمامى مقاطع تحصيلى شهر تهران و سپس هيات وزيران تمامى ادارات، سازمان ها و نهادهاى دولتى را براى دو روز تعطيل اعلام كردند. اداره راهنمايى و رانندگى تهران بزرگ نيز پس از گذشت نزديك به ده سال براى دومين بار پس از انقلاب ۱۰ كيلومتر به محدوده طرح ترافيك افزود. رئيس اداره راهنمايى و رانندگى شهر تهران همچنين ديروز اعلام كرد كه در صورت تداوم شرايط جوى و كاهش نيافتن ميزان آلودگى طرح موقتى تردد زوج و فرد خودروها به اجرا گذاشته مى شود. اين طرح معمولاً به عنوان آخرين راهكار متوليان اداره شهر در مواجهه با آلودگى هوا به شمار مى آيد كه تنها در مواقع بسيار بحرانى به اجرا گذاشته مى شود. آخرين نمونه اجراى اين طرح به سال ۱۳۷۷ بازمى گردد كه متوليان شهر در مواجهه با بحرانى مشابه روزهاى اخير اين طرح را به مرحله اجرا گذاشته و تنها يك روز بعد به دستور شوراى تامين استان تهران و به دليل پاسخگو نبودن شبكه حمل ونقل عمومى و احتمال وقوع عوارض اجتماعى، سياسى و امنيتى اجراى آن را متوقف كردند. • دوازده ميليون سفر روزانه با خودرو مديران انتظامى و ادارى شهر تهران طى روزهاى اخير در حالى با برگزارى جلسات بلندمدت در ساعات مختلف روز درصدد كنترل بحران آلودگى هوا و عوارض ناشى از آن برآمده اند كه با وجود گذشت ۵ سال اجراى طرح جامع كاهش آلودگى هواى تهران همچنان معوق مانده است. جلوگيرى از تردد خودروهاى آلاينده، خارج كردن خودروهاى فرسوده از جريان تردد، گازسوز كردن خودروها و حذف سرب از بنزين، تدوين استاندارد خودروهاى توليد داخل و تقويت ناوگان حمل و نقل عمومى از اصلى ترين محورهاى اين برنامه به شمار مى آيند كه تا به امروز تنها در بخش حذف سرب از بنزين و تدوين استاندارد خودروهاى توليد داخل تحركات قابل تاملى مشاهده شده است. بخش گازسوز كردن خودروها نيز كه در اوايل تصويب برنامه شاهد تحركاتى بود پس از تب و تاب اوليه به فراموشى سپرده شد. اين در حالى است كه ظرف سال هاى گذشته ميزان سفرهاى روزانه شهر به طور متوسط هرساله پنج درصد رشد داشته است. در تهران هم اكنون ۱۲ ميليون سفر در روز (سه برابر سفرهاى دبى) انجام مى شود كه سهم ناوگان حمل و نقل عمومى شهر در اين جابه جايى چيزى كمتر از ۴۰ درصد است. بنابر اين شرايط، بيش از نيمى از خودروهاى سراسر كشور در تهران استقرار يافته اند كه بخش عمده اى از آنها براساس طرح جامع كاهش آلودگى هوا فرسوده و آ لاينده به شمار مى آيند. با چنين واقعيتى، مديران مرتبط همواره در پشت كلمات و تصميمات مخفى شده و آميزه اى از مشكلات ادارى، موانع ساختارى و كمبودهاى مالى را به عنوان اصلى ترين علل وضعيت كنونى اعلام مى كنند حال آنكه شايد در اين رابطه بتوان به گفته شهردار تهران صحه گذاشت كه براى نخستين بار از «بحران مديريت» در اين بخش سخن گفت. بنابراين همانند تمامى سال هاى گذشته شهروندان تهرانى باز هم بايد در انتظار وزش نسيمى باشند كه از عمق فاجعه در حال شكل گيرى بكاهد. |
|
اين هواپيماى غول پيكر و محكم بيش از دو دهه پيش در زمان رژيم پهلوى توسط شاه كه به اين نوع هواپيما علاقه داشت خريدارى شد.ايران يكى از كشورهاى محروم و ناامن در سيستم هوايى ارتشى و غيرارتشى است. از سوى ديگر فرودگاه شصت ساله مهرآباد زمانى ساخته شد كه خارج از تهران بود و حالا در اطراف آن ساختمان هاى مختلفى است كه اين خود يكى از عوامل خطرناك است. اين هواپيماى غول پيكر چهارموتوره، در صورتى كه مهارت خلبان نيز براى هدايت آن در نظر گرفته شود، حتى با يك موتور نيز بر زمين مى نشيند.
«هواپيما را ديدم، دود از موتور آن خارج مى شد، به سرعت به طرف ساختمان مى آمد، بالش به طبقه چهارم گرفت و زلزله اى به وقوع پيوست كه ساختمان را لرزاند و شيشه ها را مانند تركش كرد.» «شدت گرما و آتش وحشتناك بود، انگار در جهنم گير افتاده ام.» اينها گفته هاى برخى از ساكنين محل است كه در بيمارستان لقمان بسترى شده اند.مقامات ايرانى مى گويند: «اگر هواپيما داراى نقص بود، هرگز از زمين بلند نمى شد.» شدت اين سانحه زمانى بيشتر شد كه هنگام سقوط با ايستگاه گاز فشارقوى برخورد كرد و يك انفجار عظيم روى داد. اين حادثه سومين سانحه هوايى در طول چهار سال در ايران است كه بيش از يك صد نفر قربانى گرفته است. اما در سانحه روز سه شنبه سقوط هواپيما در تهران از ديگر موضوعات دلخراش به غير از مرگ خبرنگاران و عكاسان رسانه ها، تعدادى كودك نيز جان باخته اند و دليل آن بسته بودن مدارس به دليل آلودگى بوده است. «در خانه نشسته بودم كه پنجره شكست، صداى كركننده اى بلند شد و آتش از پنجره ها به داخل آمد.» اين نيز سخن يكى از آسيب ديدگان شهرك ارتش است كه در بيمارستان بسترى بود. نكته مهم در اين پرواز با تاخير انجام شده اين است كه خلبان لحظاتى پس از بلندشدن، با برج مراقبت تماس گرفت . هنوز مدتى نگذشته بود كه انفجار عظيمى در شهرك توحيد روى داد، اين هواپيماى قديمى در ميان دو ساختمان مسكونى سقوط كرد و تمامى سرنشينان آن جانشان را از دست دادند. «شما خبرسازان امروز هستيد، اخبارى كه از زندگى شما هزينه شد.»
منابع:CNN / BBC / ABC / Reuters / Outlookindia / Turkish weekly
| سقوط يک هواپيماى ديگر; اين بار مرگ خبرنگاران | ||||||||||||||||||||
گروه اجتماعي
سيناقنبرپور:
حوادثهوايي ايراندر دههاخير
آذر 84:برخوردهواپيماي نظاميc - 130 با يك ساختمان مسكوني.تعداد كشته ها116نفر.
بهمن83: سقوط هواپيماي ايراني در فرودگاه شارجه در امارات . كشته ها43 نفر.
بهمن82: سقوطهواپيماي باربري نظاميدر جنوب ايران تعداد كشته ها302 نفر .
آذر81: سقوطيك هواپيماي كوچك حامل متخصصان فضايي در ايران .تعداد كشته ها 46 نفر .
بهمن81: سقوط هواپيمايTu -154 ايراناير در كوههاي غرب ايران . تعداد كشته ها117 نفر .
فروردين76 : سقوط يك هواپيماي نظاميدر غرب ايران.تعداد كشته ها80 نفر .
بهمن 72: برخوردهواپيمايTu - 154 با يك هواپيماي نظاميدر نزديكي تهران .تعداد كشته ها132 نفر .
* * * * * * * * *
امروز روزجهاني هواپيمايي است. جانسختترين هواپيماي موجود درايران نيز نتوانست از تپيدن نبض حوادث هوايي كشور ما جان سالم به در برد و درحالي كه حامل 94 سرنشين نظاميو غيرنظاميبود، دقايقي پس از برخاستن از مهرآباد سقوط كرد.78 خبرنگار، عكاس و تصويربردار صداوسيما به همراه دو اميرارتش و خدمه هواپيماي سي 130 ساعت 13 و 45 دقيقه 15 آذرماه 84 (ديروز) بر اثر نقص فني و در پي آن سقوط در شهرك توحيد به جمع قربانيان حوادث هوايي ايران پيوستند.هواپيماي سي 130 كه ديروز قرار بود تيم خبري به چابهار ببرد، لحظاتي پس از برخاستن از باند فرودگاه مهرآباد دچار نقص فني شد.خبرگزاري فارس به نقل از يك شاهد حاضر در محل گزارش داده است، هواپيما در حالي كه قصد بازگشت به فرودگاه را داشته از ناحيه يكي از بالها دچار آتشسوزي شده و دقايقي بعد با يك ساختمان مرتفع در مسير خود برخورد كرده است.از ساعت 13 و 45 دقيقه بعدازظهر ديروز كه اين هواپيما به بلوك 50 آپارتمان 10 طبقهاي شهرك توحيد برخوردكرده تا حدود ساعت 16 و 30 دقيقه به دليل وقوع حريق و انتشار آن در واحدهاي آن مجتمع امدادرساني متمركز بر اطفاي حريق صورت گرفت.آخرين خبرها تا غروب روز سهشنبه حكايت از آن داشت كه تمامي94 سرنشين جانسختترين هواپيماي ايران و به عبارتي دنيا در اين سانحه جان باختهاند. گرچه احمد ضيايي مديرعامل سازمان آتشنشاني و ايمني تهران ساعت 17 روز گذشته در مصاحبه با ايرنا اعلام كرد; هيچ يك از ساكنان مجتمع نيروي هوايي كشته نشدهاند اما خبرهاي متعددي حكايت از آن داشت كه دستكم 6 تن در اين حادثه جان باختهاند.خبرهاي غيررسمي نيز حكايت از آن داشت كه هواپيما با طبقه خالي از سكنه برخورد كرده ولي انتقال مجروحان و مصدومان سانحه به 8 بيمارستان خبر از وسعت حادثه و تلفات آن ميداد. رقم 116 تا ساعت 18 سهشنبه ابعاد اين سانحه را تصوير ميكرد. ميرعبداللهي مدير كل روابط عمومي وزارت كشور اين خبر را داد.ايسنا نيز نخستين خبرگزاري بود كه خبر سقوط هواپيما را اعلام كرد. پس از آنكه اين خبرگزاري در ساعت 14 و 20 دقيقه اين حادثه را خبر داد، خبرگزاري فارس ساعت 14 و 28 دقيقه و سپس ايرنا در ساعت 14 و 35 دقيقه به انعكاس ماجرا پرداختند . درحالي كه همچون ديگر سوانح و حوادث بزرگ تهران و كشور امدادرساني و مديريت ماجرا به دليل ازدحام مردم و هجوم رهگذران به سختي صورت ميگرفت رفته رفته تا غروب آفتاب اطلاعات بيشتري درباره چگونگي ماجرا منتشر شد.اين اطلاعات نشان ميداد كه هواپيما درحال بازگشت اضطراري به فرودگاه و در حالي كه دچار حريق از ناحيه يكي از 4 موتور خود شده بود، منفجر شده و تنها بال هواپيما به بلوك 50 اصابت كرده است.
| ||||||||||||||||||||
|
روزنامه نگاران جهان سوگوار روزنامه نگاران ايران
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در حالی که رسانه های ايران از احتمال سهل انگاری به عنوان دليل سقوط هواپيمای خبرنگاران سخن می گويند فدراسيون بين المللی روزنامه نگاران اين حادثه را بدترين فاجعه ای که تا کنون برای رسانه ها پيش آمده توصيف کرد.
در بيانيه اين فدراسيون گفته شده است که روزنامه نگاران سراسر جهان امروز سوگوار 68 نفر از روزنامه نگاران ايرانی هستند که در حادثه سقوط هواپيمای نظامی ارتش ايران کشته شدند. آيدن وايت دبير فدراسيون در پيام همدردی خود به انجمن صنفی روزنامه نگاران ايران گفت: "امروز روز اندوه و استيصال برای روزنامه نگاری است." "تحمل اين تراژدی برای همه ما دشوار است. در اين لحظات تاريک برای روزنامه نگاری جهان ما عميق ترين همدردی خود را با همه شما اعلام می کنيم." فدراسيون بين المللی روزنامه نگاران همچنين آمادگی خود را برای حمايت مالی از خانواده های قربانيان اعلام کرد و اين حادثه را مرگبارترين حادثه ای که تا کنون برای روزنامه نگاران و دست اندرکاران رسانه ها پيش آمده توصيف کرد. دبير فدراسيون همچنين به خطرناک بودن شغل خبرنگاران اشاره کرد ولی گفت در اين مورد بخصوص "ما خواستار پاسخگويی به سوالات ايجاد شده در باره ايمن بودن پرواز با اين هواپيما هستيم." پرواز مرگبار سقوط هواپيمای ترابری ارتش ايران که به کشته شدن بيش از يکصد نفر و زخمی شدن دهها تن ديگر منجر شد سئوالاتی در مورد امکان سهل انگاری مسئولان و درخواست تحقيقات در اين زمينه را در پی داشته است.
بعد از ظهر روز سه شنبه، 6 دسامبر، يک فروند هواپيمای ترابری نظامی از نوع هرکولس سی - 130 متعلق به نيروی هوايی ارتش ايران پس از برخورد با يک ساختمان مسکونی در نزديکی فرودگاه مهرآباد تهران سقوط کرد و دستخوش آتش سوزی شد. اين هواپيما حامل گروهی از خبرنگاران و عکاسان ايرانی بود که برای تهيه گزارش يک مانور نظامی آبی - خاکی رهسپار بندر چابهار در جنوب اين کشور بودند.
هواپيما کوتاه مدتی پس از برخاستن از باند پرواز فروگاه مهرآباد دچار نقص فنی شد و هنگام تلاش برای فرود اضطراری، با يک مجتمع آپارتمان های مسکونی برخورد کرد و آتش گرفت. احتمال سهل انگاری مقامات مسئول به گزارش خبرنگار بی بی سی در تهران، رسانه های گروهی ايران با درج گزارش هايی احتمال سهل انگاری مسئولين را در آماده سازی فنی هواپيما و نحوه مديريت پرواز آن مطرح کرده اند. برخی از رسانه گفته اند که خلبان هواپيما با پی بردن به وجود نقص فنی کوتاه مدتی پس از ترک باند پرواز دو بار از برج مراقبت مهرآباد درخواست اجازه بازگشت و فرود اضطراری کرد اما به دليل ترافيک سنگين فرودگاه با اين درخواست موافقت نشد. همچنين، گفته می شود که قرار بود پرواز هواپيمای حامل خبرنگاران در ساعت 7 بامداد روز سه شنبه صورت گيرد اما به دليل بروز نقص فنی برای چند ساعت به تعويق افتاد. همسر يکی از قربانيان به روزنامه همشهری چاپ تهران گفته است که همسرش در ساعت 8 صبح از داخل هواپيما با او تماس گرفت تا به او خبر دهد که به دليل نقص فنی در هواپيما هنوز پرواز نکرده است. همسر محمد کربلايی عکاس همشهری گفت که در ساعت 10 صبح وی مجددا با همسرش تماس گرفته است و همسرش گفته است که خلبان به دليل وجود نقص فنی از پرواز خودداری کرده است. سرمقاله همشهری از مقامات خواسته است تا توضيح دهند چرا به هواپيمايی که نقص فنی داشته اجازه پرواز داده شده است.
براساس برخی گزارش های تاييد نشده، يک هفته قبل نيز همين هواپيما به دليل بروز نقص فنی نزديک بود در يک منطقه کويری سقوط کند. رسول خادم عضو شورای شهر تهران نيز به روزنامه شرق گفته است: " تاکی بايد استفاده از هواپيماهای غيراستاندارد خارج از رده ادامه داشته باشد و مردم تا کی بايد تاوان اين نوع تصميم گيری ها را بپردازند؟" خبرنگار بی بی سی می گويد مقامات ارتش به شدت هر نوع سهل انگاری را تکذيب کرده اند و از آنجا که اين هواپيما در يک ماموريت نظامی شرکت داشت، در مورد روش های جاری آمادگی پرواز سئوالات صريحی مطرح نمی شود. در عين حال، خبرگزاری ايرنا گزارش کرده است که تعدادی از خبرنگاران رسانه های گروهی در نامه ای به دادستان عمومی و انقلاب تهران خواستار پيگيری سقوط هواپيما و علت اين حادثه شده اند. سعيد مرتضوی، دادستان عمومی و انقلاب تهران، روز چهارشنبه گفت که به دادگاهی در نزديکی فرودگاه دستور داده است تا حادثه سقوط هواپطما را پيگيری کند: "اگر کسی از وظايف قانونی خود تخطی کرده باشد مشخص خواهد شد و نتيجه به مردم اعلام می شود." همدردی با قربانيان سانحه سقوط هواپيما حامل خبرنگاران در تهران ابراز تاثر مقامات چندين کشور و سازمان خارجی را در پی آورده است. به گزارش خبرگزاری دولتی ايران - ايرنا - جک استرا، وزير خارجه بريتانيا که کشورش در حال حاضر رياست دوره ای اتحاديه اروپا را برعهده دارد، به نمايندگی از سوی بيست و پنج کشور عضو اين اتحاديه با وزير خارجه جمهوری اسلامی تماس گرفته و همدردی خود را با خانواده های کشته شدگان و مجروحان این حادثه ابراز داشته است. روزنامه ها و خبرگزاری های ايران - از جمله خبرگزاری های ايرنا و ايسنا - که تعدادی از همکاران خود را در اين حادثه از دست داده اند با چاپ مقالات و گزارش هايی تاثر عميق خود را از اين حادثه ابراز داشته اند. همچنين وزارت ارشاد، که نظارت بر فعاليت های رسانه های همگانی را در ايران بر عهده دارد، اعلام داشته است که با همکاری رسانه هايی که همکاران خود را از دست داده اند مراسمی در بزرگداشت قربانيان حادثه سقوط هواپيما برگزار می کند. نيروی هوايی ايران از 15 فروند هواپيمای هرکولس سی 130 به عنوان هواپيماهای ترابری سنگين استفاده می کند که قبل از انقلاب سال 1979 از ايالات متحده خريداری شده اند.
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
ادامه مطلب
هواپيمای نظامی بر خانه های نظامی افتاد
پرنده مرگ بر فراز تهران
۱۶ آذر ۱۳۸۴
براساس اين گزارش ساعت ۱۳ و ۵۳ دقيقه ديروز هواپيماى سى ۱۳۰ ارتش با ۶۸ خبرنگار، عكاس و تصويربردار، ۱۰ نفر كادر پرواز و شمارى از مسئولان ارتش در شهرك توحيد تهران در حوالى ميدان آزادى تهران سقوط كرد و حادثه اى بزرگ رقم خورد.هواپيماى سى ۱۳۰ نيروى هوايى ارتش ظهر ديروز پس از ساعت ها تاخير تهران را به مقصد بندرعباس ترك كرد. خلبان و خدمه پرواز وظيفه داشتند ۶۸ خبرنگار، عكاس و تصويربردار صدا و سيما را به بندرعباس منتقل كنند. قرار است مانور خاكى _ آبى ارتش جمهورى اسلامى در منطقه چابهار برگزار شود و گروه خبرنگاران براى پوشش خبرى اين مانور به بندرعباس منتقل مى شدند.هواپيمايى كه حامل خبرنگاران بود، ۲۶ سال عمر داشت و بيشتر براى حمل و نقل بار از آن استفاده مى شد. اين نوع هواپيماى نظامى مى تواند ۷۰ هزار و ۳۰۷ كيلوگرم بار را حمل كند و ظرفيت سوختى آن ۲۸هزار و ۵۴۰ ليتر است. البته ظرفيت بار براى اين هواپيما ۲۰ هزار و ۴۱۲ كيلوگرم تعريف شده است. يكى از عكاسان حاضر در پرواز ساعت ۱۱ صبح سه ساعت قبل از مرگ در تماس با دوستش اعلام كرده بود، قرار بود ساعت شش صبح هواپيما پرواز كند، اما خلبان از پرواز خوددارى كرده و گفته اين هواپيما قادر به پرواز نيست. تاكنون پرواز انجام نشده است و ما منتظر خلبان رزرو هستيم.
سرانجام ظهر ديروز هواپيما پرواز خود به سوى بندرعباس را از فرودگاه نظامى مهرآباد آغاز كرد. چند لحظه پس از شروع پرواز، خلبان متوجه نقص فنى در يكى از موتورها شد. او بلافاصله موضوع را به برج مراقبت اطلاع داد و خواستار بازگشت به فرودگاه شد.بلافاصله پس از اطلاع همه امكانات در فرودگاه مهيا شد تا اين هواپيما به زمين بنشيند هيچ كس در آن زمان تصور فاجعه بزرگى را نمى كرد كه قرار بود در شهرك مسكونى توحيد در جنوب غرب تهران و حوالى ميدان آزادى رخ دهد.ساعت ۱۳ و ۵۳ دقيقه شنيدن صداى انفجار مهيبى در شهرك توحيد سرآغاز اين فاجعه بود. بلافاصله پس از صداى انفجار كه تا فاصله چند كيلومترى شهرك شيشه خانه ها را لرزاند، شعله هاى آتش و دود از بلوك ۵۲ زبانه كشيد.دقايقى بعد گروه هاى امدادى بدون اطلاع از عمق فاجعه در محل حاضر شدند.صداى آژير آمبولانس هاى اورژانس، پليس و آتش نشانى در فضاى اطراف شهرك شنيده مى شد. آنها با سرعت به سمت شهرك توحيد در حركت بودند.۲۰ دقيقه پس از حادثه اولين عكاسان و خبرنگاران در محل حادثه حاضر شدند.
آنها از هويت مسافران هواپيما اطلاعى نداشتند و هنگام ورود به شهرك با ممانعت نگهبانان روبه رو شدند.خبرنگاران و عكاسان براى ورود به شهرك خود را به آب و آتش مى زدند و نگهبانان سرسختانه در برابر درخواست آنها مقاومت مى كردند. «به ما دستور داده اند فقط نيروهاى امدادى و پليس اجازه ورود به داخل محوطه شهرك را دارند.»اين تلاش خبرنگاران مدت زيادى نپاييد. در آن همهمه به يكى از عكاسان اطلاع داده شد، يكى از مسافران هواپيما همكار شما است. با اين جمله انگار ديگر هيچ عكاس و خبرنگارى ميلى به تهيه عكس و خبر نداشت.خانواده ساكنان شهرك توحيد وقتى متوجه اين حادثه شدند خود را به مقابل در ورودى شهرك توحيد رساندند. اما نگهبانان اين بار نيز از ورود افراد غيرمسئول جلوگيرى كردند.تعدادى از افراد حاضر در محل با ماموران بگومگو كردند كه دقايقى بعد به زدوخورد تبديل شد.در اين حين آمبولانس هاى اورژانس بودند كه وارد شهرك مى شدند و مجروحان ساختمان آسيب ديده را به بيمارستان منتقل مى كردند. تمام سرنشينان هواپيما جان باخته بودند و مجروحان فقط ساكنان بلوك ساختمانى و احتمالاً عابران بودند.
در ابتدا اعلام آمار تلفات جانى اين حادثه كم بود تا آنجا كه اعلام شد هيچ گزارشى از كشته شدن ساكنان مجتمع ارائه نشده است.» ضيايى رئيس سازمان آتش نشانى با اعلام اين خبر افزود: هم اكنون ماموران ما در حال اطفاى حريق در يك ساختمان ۱۰ طبقه در شهرك هستند. يكى از شاهدان در گفت وگو با خبرنگار ما گفت: «نزديك ساعت ۲ بعدازظهر متوجه اين هواپيما شدم كه در ارتفاع پايين پرواز مى كرد. از يك بال هواپيما دود بلند شده بود و تعادل نداشت. هواپيما پس از دور زدن در شهرك كنار بلوك ۵۲ سقوط كرد. صداى انفجار خيلى بلند بود.»هواپيما در ميان دو بلوك مسكونى سقوط كرده بود. درست در محلى كه ايستگاه تقليل فشار گاز شهرك قرار داشت. سه طبقه اول دو بلوك ۱۰ طبقه بر اثر شدت انفجار تخريب شد و ساعتى بعد ۶۰ واحد بلوك ۵۲ طعمه حريق شد.سه ساعت از زمان حادثه گذشته بود و هيچ آمارى از تعداد كشته شدگان منتشر نشده بود. سرانجام ساعت ۱۷ سرهنگ مهدى احمدى رئيس مركز اطلاع رسانى ناجا سكوت اطلاع رسانى را شكست و گفت: «متاسفانه در اين سانحه هوايى كليه ۹۴ سرنشين هواپيما كشته شدند. اين هواپيما ۹۴ سرنشين داشت كه ۶۸ نفر از آنها را گروه هاى خبرى، ۱۰ نفر را خدمه پرواز و بقيه را مسئولان ارتش تشكيل مى دادند. در اين حادثه همچنين تعدادى از ساكنان مجتمع جان خود را از دست دادند و بيش از ۳۵ نفر نيز مجروح شدند كه مجروحان به بيمارستان هاى لقمان، فياض بخش، شريعت رضوى و يافت آباد منتقل شده اند.»اين آمار در حالى اعلام شد كه عمليات اطفاى حريق و امدادرسانى به مجروحان نيز به پايان رسيده بود.
سه هلى كوپتر نيز با پرواز بر فراز شهرك به عمليات امدادرسانى كمك مى كردند.در اين زمان نوبت به مقامات مسئولى رسيد كه با حضور در محل از نزديك موضوع را بررسى مى كردند. سردار مرتضى طلايى فرمانده نيروى انتظامى تهران بزرگ كه هميشه در مواقع اضطرارى با حضور در محل حوادث از نزديك بر عملكرد نيروهايش نظارت مى كند، پس از حضور در محل در محاصره خبرنگاران و مردم قرار گرفت. درخواست خبرنگاران و عكاسان اجازه ورود به داخل شهرك بود «چون منطقه نظامى است ما نمى توانيم اين اجازه را صادر كنيم و مسئولان ديگرى اين اجازه را بايد صادر كنند.»دكتر محمدباقر قاليباف كه پس از اطلاع از ماجرا جلسه خود را با خبرنگاران ناتمام رها كرده بود، نيز در محل حادثه حاضر بود.قاليباف در مصاحبه با خبرنگاران از عملكرد ماموران آتش نشانى حمايت كرد و گفت: در حالى كه استاندارد زمانى براى حضور آتش نشانى در محل حادثه چهار دقيقه است، آتش نشانى تهران در اين حادثه توانست در كمتر از سه دقيقه در محل حاضر شود _ ايستگاه آتش نشانى نزديك شهرك بود _ و اجراى عمليات خود را آغاز كند.
به گزارش ايرانيوز وى با اشاره به اينكه در اين حادثه بلافاصله شخصاً همراه ساير شهرداران مناطق در منطقه حاضر شده است، گفت: در امدادرسانى به اين حادثه تلخ تمامى مسئولان شهردارى توانستند عملكرد مطلوبى را كه لازمه شرايط فوق العاده و حوادثى اينچنينى است، به اجرا درآورند و البته در نظر داريم پس از پايان كارهاى مربوط به شرايط پيش آمده در اين حادثه براى بهبود بخشيدن به ركورد تيم هاى عملياتى خود از قبيل آتش نشانى براى شرايط خاصى كه ممكن است در آينده نيز ايجاد شود، برنامه ريزى كرده و آن را بهبود ببخشيم.شهردار تهران يادآور شد: در جريان اين حادثه همچنين بلافاصله عمليات تخليه مجروحان و آسيب ديدگان به بهترين نحو به اجرا درآمد و آسيب ديدگان طبقات پايينى ساختمان ها بلافاصله تخليه و آسيب ديدگان طبقات فوقانى به پشت بام انتقال داده شده و سپس در شرايط مناسب تخليه و به بيمارستان انتقال يافتند.دكتر قاليباف در پاسخ به اين سئوال كه چه تمهيداتى براى كاهش آسيب پذير بودن ساختمان ها در شهر تهران بايد پيش بينى و انجام شود و مشكلات موجود در اين زمينه تا چه حد در اين حادثه موثر بوده است، گفت: مهمترين موضوع در حوزه شهرى و به خصوص شهرك هاى حومه شهر بحث ضرورت وجود آب است كه تاكنون متاسفانه در اين زمينه پيش بينى هاى لازم انجام نشده و شير آب در شهرك هاى شهر تهران براى اين منظور در نظر گرفته نشده است كه باعث بروز مشكلاتى در اينگونه حوادث كه نياز فورى و مبرم براى اطفاى حريق وجود دارد، مى شود و همچنين مشكلات بسيارى را براى امدادرسانان با اين حجم ترافيكى به وجود مى آورد
.در اين حين خودروهاى شيشه دودى تشريفات نيز ديده مى شد كه وارد محوطه شهرك مى شدند.سرانجام پس از حدود سه ساعت خبرنگاران اجازه ورود به محوطه را پيدا كردند. در محل سقوط هواپيما همه چيز سوخته بود.هيچ اثرى از لاشه هواپيماى غول پيكر سى ۱۳۰ نبود. بلوك ۵۲ كاملاً سوخته بود. تعداد زيادى از خودروهاى پارك شده در محل حادثه كاملاً از بين رفته بودند. به گفته اهالى، پس از سقوط هواپيما، پرت شدن تكه هاى شعله ور آن به اطراف محل حادثه باعث گسترش آتش سوزى شده بود.يكى از عكاسان كارت شناسايى عليرضا برادران عكاس خبرگزارى فارس را در ميان تكه سوخته هاى هواپيما پيدا كرد.
اما از عكاس خبرگزارى فارس كه هميشه خنده بر لب داشت هيچ اثرى نبود. پيدا شدن اين كارت داغ دل خبرنگاران و عكاسان را تازه كرد.اميرسرتيپ نامى دبير ستاد بحران ارتش نخستين مسئول ارتش بود كه به اطلاع رسانى درباره اين حادثه پرداخت.امير نامى تعداد كشته شدگان اين حادثه را ۱۰۳ نفر اعلام كرد و از كشته شدن شمارى از ساكنان اين شهرك در حادثه خبر داد.وى همچنين خبر اطلاع كادر پروازى از نقص فنى را تكذيب كرد و گفت: اين هواپيما كه حامل جمعى از پرسنل ارتش و خبرنگاران بود و قصد عزيمت به منطقه جنوب را داشت، چند دقيقه بعد از برخاستن دچار نقص فنى شد و خلبان تلاش كرد در فرودگاه مهرآباد فرود آيد كه متاسفانه در ۱۰۰ مترى باند فرود به يكى از ساختمان هاى شهرك توحيد اصابت كرد و منفجر شد.وى دليل اين حادثه را نقص فنى در موتور شماره چهار اين هواپيما اعلام كرد.
اسامی کشته شدگان
روزنامه شرق اسامى ۶۹ نفر از ليست مسافران پرواز هواپيماى سى - ۱۳۰ سانحه ديده را به این شرح اعلام داشت:
۱ - اسماعيل عمرانى - خبرنگار ايسنا ۲ - محمدحسن قريب - عكاس ايسنا ۳، - داريوش شاهين واحد مركزى خبر ۴، - محمود ايل بيگى واحد مركزى خبر ۵، - محمود توران پشتى واحد مركزى خبر ۶ - مجيد عسگرى واحد مركزى خبر ۷، - ابراهيم بقايى واحد مركزى خبر ۸، - سيديحيى مهدوى واحد مركزى خبر ۹، - محمدرضا شادروح شبكه يك گروه اجتماعى ۱۰، - حميدرضا خيرخواه شبكه يك گروه اجتماعى ۱۱، - حسن نجفى شبكه يك گروه اجتماعى ۱۲، - على زاده شبكه يك گروه اجتماعى ۱۳ - رمامى شبكه يك گروه اجتماعى ۱۶، - تاجيك شبكه يك گروه اجتماعى۱۷، - سيدهادى حسينى شبكه يك گروه اجتماعى، ۱۸ - جليل حيدرى زاده شبكه يك گروه اجتماعى ، ۱۹ - كاظم نژاد سرويس عكس كيهان ۲۰، - محمد كربلايى احمد همشهرى ۲۱ - ميرافضلى ايرنا ۲۲، - سپهدار ساجدى ايرنا ۲۳ - مسعود جان نثارى صدا راديو ۲۴، - امير صحرايى صدا راديو ۲۵، - بابك غياوث وند مستندسازى معاونت سيما ۲۶، - ميرزايى مستندسازى معاونت سيما ۲۷، - فريس آبادى مستندسازى معاونت سيما ۲۸، - نصرالله زاده عوامل فنى واحد سيار ۲۹، - رحيمى عوامل فنى واحد سيار ۳۰ - استوار سجاد اسدى عوامل فنى واحد سيار ، ۳۱ - غلامرضا بيات عوامل فنى واحد سيار ،شبكه خبر ۳۲، - عليرضا افشار ،خبرنگار صدا و سيما ۳۳ - حسين عرب احمدى ۳۴، - مهدى انارى ۳۵ - حسن حيدرى ۳۶، - جواد فراهانى ۳۷ - محمدرضا احمدى ۳۸، - حبيب اسدى ۳۹ - منصور محمودى ۴۰، - مهدى يونسى ۴۱ - حسين باباپور ۴۲، - حسين خسروآبادى ۴۳ - سپهدار مهاجرى ۴۴، - مكى آبادى ۴۵ - خداعفو عبديانى ۴۶ - سيدحسن شيرازى روابط عمومى نيروى دريايى ارتش جمهورى اسلامى ايران ۴۷، - محمدعلى بخشى ۴۸، - ناوبان يكم عليرضا ارسطويان ۴۹، - ناوبان دوم مهدى صادقى ۵۰ - ناوبان دوم محمدباقر بابارشانى ۵۱ - مقصودى ۵۲، - روح الله احمدون ۵۳ - ناواستوار وظيفه على عليزاده ۵۴ - قمصرى ۵۵ - عليرضا خدادادى، ۵۶ - مهناوى يكم حسين آزموده، ۵۷ - آرمان نسب ۵۸ - ستوان بابايى ۵۹ - صفرى ، ۶۰ - محمديان ۶۱ - مهدى ابراهيمى ، ۶۲ - حسين مشكين ، ۶۳ - ناوسروان على اصغر سليمانى ، ۶۴ - ستوان يكم قاسم محمدى، ۶۵ - محمدرضا سليمانى، ۶۶ - حجت الاسلام محدث، ۶۷ - سرتيپ دوم عباس واعظى معاون روابط عمومى كل ارتش جمهورى اسلامى، ۶۸ - صادق نيلى خبرنگار خبرگزارى فارس ۶۹ - عليرضا برادران عكاس خبرگزارى فارس
| ||||||||||||||||||||||
|
محمد حسن عابدي در گفت و گو با خبرنگار اجتماعي فارس افزود: پس از اطلاع رساني به سازمان پزشكي قانوني در ساعت 30/15 امروز آمبولانسهاي پزشكي قانوني به محل حادثه در نزديكي فرودگاه مهر آباد اعزام شدند اما با توجه به اينكه اعلام شده بود حدود 100 نفر در اين حادثه جان باخته اند به علت كمبود آمبولانسهاي پزشكي قانوني، با هماهنگي انجام شده آمبولانسهاي بهشت زهرا نيز براي انتقال اجساد به كمك آمدند.
سقوط هواپيماي C-130 در منطقه مسکوني تهران اين هواپيما که در آستانه فرود در فرودگاه مهرآباد بود، لحظاتي پيش از فرود کنترل خود را از دست داد و در منطقه جنوب فرودگاه مهرآباد بر روي خانههاي مردم سقوط كرد که بر اثر سقوط آن، انفجار مهيبي نيز روي داد. هم اکنون آمبولانسهاي متعدد براي ياري رساندن به مجروحان به سوي محل حادثه در حرکتند. تاكنون اجساد تعدادي از هموطنان كه در اين انفجار سوختهاند، بيرون آورده شده است. خبرنگار «بازتاب» گزارش داد: لحظاتي پيش، يك فروند هواپيماي C-130 در منطقه نزديك به فرودگاه مهرآباد تهران سقوط كرد. اطلاعات اوليه حاکي از آن است که اين هواپيما حامل 94 سرنشين بوده است. هم اکنون در محدوده مهرآباد جنوبي آمبولانسهاي متعدد از نقاط مختلف شهر براي ياري رساندن به مجروحان به سوي محل حادثه در حرکتند. هواپيماي مذکور که از تهران عازم بندر عباس بود پس از پرواز دچار نقص فني شد و به سمت مهرآباد بازگشت ولي پيش از فرود ، سقوط کرد . اطلاعات تکميلي حاکي است،اين هواپيما در منطقه توحيد به يک برج مسکوني 10 طبقه اصابت کرده و هم اکنون زبانههاي آتش از اين برج به بالا ميرود. تعداد زيادي از مردم و نيروهاي امدادي در حال امدادرساني هستند، اما به علت انفجار گاز در طبقه چهارم، امكان امدادرساني به طبقات بالا با مشكل مواجه شده است. در عين حال مأموران آتشنشاني از پشت ساختمان وارد عمل شده و در حال خارج كردن افراد باقيمانده از ساختمان هستند. شهرك توحيد در جوار آذري تعدادي از آپارتمانهاي متعلق به پرسنل نيروي هوايي را در خود جاي داده است. شماري از ساكنان اين برج به دليل نرسيدن ماسك دچار گازگرفتگي شده، جان باختهاند.
گزارش تصويری، آنان که پرکشيدند
سي و هشت نفر از كاركنان صـدا و سيماي جمهوري اسلامـي ايـران در حـادثـه سقوط هـواپـيمـاي سـي 130 در تهـران جـان باختند. كاركنان واحد مركزي خبر
چه مي توان گفت
هواپيما انگار روي ساختمان روزنامه سقوط كرده بود . هر لحظه خبري كوتاه اضطراب و نگراني را بيشتر دامن مي زد و فضاي تحريريه ملتهب تر مي شد. باور نمي كرديم. «محمد كربلايي احمد» پريشب در آستانه در ايستاده بود و براي عزيمت به سفر خداحافظي مي كرد. دوربين در دست داشت و با حساسيت و توجه خاصي نگران همراه نداشتن لپ تاپ بود. مي گفت مي خواهم عكس ها را زودتر به روزنامه برسانم. گفتم اين دفعه را تحمل كن تا دفعه بعد. با عجله خداحافظي كرديم و رفت. امروز وقتي همسر و مادرش پريشان و آشفته در آستانه همان در ايستاده بودند به دوربين عكاسي محمد فكر مي كردم كه چشم ما بود. نمي دانم آن دوربين الآن چقدر سوخته، چگونه خرد شده... آيا خونين در ميان قطعات پراكنده آن مركب ناامن افتاده است... هواپيما انگار روي ساختمان روزنامه سقوط كرده بود. هر لحظه خبري كوتاه... ديگر همه مي دانستند همكارشان ... ناگهان صداي سوزناك ناله اي مادرانه و فريادي از تنهايي و درد روزنامه را به هم ريخت... بچه ها سراسيمه مي آمدند. چه مي توان كرد پريشان و آشفته در راهروي طبقه بالا ايستاده بودم و همكاراني را مي ديدم كه در بخشهاي مختلف روزنامه سوگوارانه مي گريستند. همسر داغدارش از دو فرزند خردسال مي گفت كه هنوز از حادثه بي خبرند و مادر از محمد كه چگونه نماز صبح را خوانده و چگونه خداحافظي كرده و در آخرين تماس تلفني با خانواده از نقص فني هواپيما سخن گفته و ... در اين لحظه كه برايتان از اين خبر تلخ مي نويسم خانواده اش همچنان منتظرند تا آخرين خبر را از من بشنوند... همكاران بي آنكه با هم سخن بگويند در شوراي تيتر اشك مي ريختند و هر كدام از خاطره اي ياد مي كردند... شما هم او را مي شناختيد. شماره هاي گذشته همشهري را ورق بزنيد. در كنار بسياري از عكسها نام او را مي بينيد. خانواده اش در انتظار تماس من هستند... به لحظه هايي فكر مي كنم كه هر بار خبر شهادت عزيزي را به مادري، پدري، همسري داده اند و هر بار اين بار بر شانه اي سنگيني مي كرده كه چگونه چشم در چشم انتظاري تلخ بياندازد و چگونه زبان بگشايد كه ديگر عزيزتان به خانه باز نخواهد گشت... به فرزندان او فكر مي كنم .من و شما هر يك لحظه هاي رفتن از خانه و بازگشتن را تجربه كرده ايم. هر بار در آستانه در خانه ،فرزندانمان به سويمان پركشيده اند و در نگاه مهربان خانواده انتظار و شوق را به تماشا نشسته ايم... اكنون به مادر، همسر و فرزندان مسافران آن هواپيما چه مي توان گفت... نمي دانم. سردبير گروه حوادث: هواپيماي C130 هواپيماي ساها پس از برخورد با يك ساختمان ۱۰ طبقه، منفجر شد و تمامي سرنشينان آن كشته شدندكه بيشتر آنها از خانواده رسانه هاي جمعي بودند و ۴۸ تن از خبرنگاران و عكاسان خبرگزاري ها ، مطبوعات و رسانه هاي تصويري در اين سانحه جان باختند. به گزارش خبرنگار ما، قرار بود اين هواپيما ساعت هفت صبح خبرنگاران و تصويربرداران رسانه هاي جمعي را براي پوشش خبري و تصوير مانور نيروي دريايي ارتش به منطقه چابهار منتقل كند. درپي تاخير پنج ساعته به علت نقص فني، هواپيما ساعت يك بعدازظهر از باند فرودگاه ساها برخاست. اما دقايقي طول نكشيد كه هواپيما به قصد فرودآمدن در فضاي سبز شهرك توحيد به اين محوطه نزديك شد. آن چه شاهدان ديده اند «ليلا» يكي از ساكنين طبقه ۶ ساختمان ۳۶ واحدي بلوك ۵۲ شهرك توحيد مي گويد: «همراه برادرم سعيد در سالن پذيرايي پشت ميز كامپيوتر نشسته بوديم. من از بيرون آپارتمان صداي عجيبي شنيدم. وقتي از پنجره نگاه كردم، يك هواپيما را ديدم كه مستقيم به طرف پنجره ما مي آمد. چرخ ها باز بودند و هنگامي كه به ملخ هاي هواپيما دقت كردم متوجه شدم كه هيچكدام مرتب كار نمي كنند و چرخش آنها طبيعي نيست. چند لحظه بعد شيشه هاي پنجره از انعكاس آتش هواپيما، نارنجي رنگ شد و ما ديديم كه هواپيما با پايين پنجره برخورد كرد. بلافاصله توده اي از آتش و دود شيشه هاي پنجره را شكست و موجي قوي من و برادرم را محكم به عقب پرتاب كرد و ما را به طرف ديواري كه پشتمان بود پرتاب كرد. وقتي مي خواستيم از روي زمين بلند شويم، همه جا سياه بود و هيچ چيزي را نمي ديديم. تنفس دشوار بود. برادرم دست من را گرفت و از روي زمين بلند شديم. سپس روي ديوار دست كشيديم تا دستگيره در را پيدا كرديم. اما در از شدت موج تا حدي محكم بسته شده بود كه چوب آن داخل چارچوب آهني فرو رفته بود. در حالي كه به سختي نفس مي كشيديم، در ديگري را پيدا كرديم. به برادرم گفتم كه نمي توانم نفس بكشم. او با دستش دهانم را گرفت و من را به طرف راه پله كشاند. اگر چند ثانيه ديرتر از آپارتمان خارج مي شديم، حتما خفه مي شدم.» «سعيد»ادامه مي دهد: «شيشه هاي پاگردهاي راه پله شكسته بود و من و خواهرم با پاهاي برهنه پله هايي كه پر از تكه هاي شيشه بود را پايين رفتيم. بعد از اينكه به فضاي باز رسيديم، با جهنمي از آتش و آهن مواجه شديم. من براي كمك به همسايه هايي كه گرفتار شده بودند دوباره به داخل ساختمان برگشتم. ابتدا يك خانم مسن را بر پشتم گذاشتم و به پايين آوردم. مرتبه دوم يك بچه را نجات دادم. وقتي براي بار سوم به داخل ساختمان رفتم، نفسم را از دست دادم و روي پله ها افتادم. چند دقيقه بعد امدادگران آتش نشاني من را از آنجا بيرون آوردند.» «محمدرضا» با دوستانش در پاركينگ مقابل بلوك ۵۲ كنار يك ستون ايستاده بودند و صحبت مي كردند. او مي گويد: «ناگهان يكي از دوستانم با دست به سمتي اشاره كرد و به ما گفت كه آنجا را تماشا كنيم. ما يك هواپيماي غول پيكر را ديديم كه از فاصله ۲۰۰ متري به ما نزديك مي شد. فكر كرديم كه خلبان قصد انجام حركات نمايشي را دارد. پس همانجا ايستاديم و تماشا كرديم. هواپيما در حالي كه تكان هاي شديدي داشت خيلي به ما نزديك شد و از كنار ساختمان عبور كرد اما لحظه اي بعد بال آن با كنار ساختمان برخورد كرد، هواپيما ناگهان چرخيد و با سر به ديوار كوبيده شد. ناگهان موجي از آتش و دود به اطراف بلند شد.» «مسعود»كه همراه محمدرضا شاهد صحنه برخورد هواپيما بوده مي گويد: «من وحشت كردم كه آتش به پمپ بنزين نزديك بلوك سرايت كند. گستردگي دامنه آتش تا حدي بود كه فضاي سبز و درختان اطراف، تا شعاع ۳۰۰ متري سوخته بود. آن لحظه بيشتر از ۲۰ خودرو در پاركينگ پارك بود كه تعدادي از آنها متعلق به يك مؤسسه كرايه اتومبيل بود. مردمي كه در خيابان براي تماشا جمع شده بودند، درهاي مجتمع را شكستند و داخل شدند. تعداد افراد لباس شخصي در حالي كه بيسيم به دست داشتند هر لحظه بيشتر مي شد. امدادگران آتش نشاني و اورژانس تهران به سختي فعاليت مي كردند و مردم و افراد متفرقه مزاحم آنها بودند. من هميشه هنگام تماشاي سريال «هشدار براي كبرا ۱۱» فكر مي كردم كه آن فقط يك فيلم است. اما چيزي كه روز سه شنبه با چشمان خودم ديدم، از تصاوير فيلم ها هم وحشتناك تر بود.» محمد علوي ۱۲ ساله در گفت وگو با خبرنگار ما گفت: همراه بقيه بچه ها در حال بازي فوتبال در بلوك ۰ ۵ بوديم كه ديديم هواپيما مستقيم به طرف زمين مي آيد. انگار كاملا عادي درحال فرود بود اما مستقيم به طرف ما مي آمد. بعد از عبور از بالاي سر ما، بال راست آن به ضلع B بلوك ۵۲ برخورد كرد و هواپيما با صداي مهيبي منفجر شد. در اثر اين انفجار ما همه به عقب پرتاب شديم . يك دختر دانشجو نيز به خبرنگار ما گفت: در حال ورود به شهرك، ناگهان هواپيمايي را ديدم كه به طرف ساختمان مسكوني در شهرك پرواز مي كرد. همان لحظه صداي مهيبي را شنيدم و كل ساختمان قرمز شد. امير سرتيپ نامي، معاون ستاد مشترك ارتش در مورد اين حادثه گفت: ساعت ۱۳ و ۲۴ دقيقه اين هواپيما از فرودگاه مهرآباد پرواز كردو پس از ۸ دقيقه خلبان اقدام به فرود اضطراري به دليل نقص فني نمود. در پي اين تصميم در ساعت ۱۳ و ۴۰ دقيقه هواپيما در منطقه مسكوني اقدام به فرود كرد كه پس از سقوط آتش گرفت.هنوز علت دقيق وقوع اين حادثه از سوي مسئولان ارتشي اعلام نشده است.ميرعبداللهي مديركل روابط عمومي وزارت كشور نيزگفت: علت اين حادثه تا اين لحظه نقص فني هواپيما اعلام شده اما هنوز بررسي در اين زمينه ادامه دارد. عمليات امداد و نجات بنابراين گزارش پس از سقوط هواپيما ماموران ايستگاه ۳۸ آتش نشاني كه خود ناظر سقوط هواپيما بودند بلافاصله در محل حاضر شدند.از اولين لحظات وقوع حادثه سردار طلايي فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ در محل حاضر شد. به دستور وي سه حلقه امنيتي براي حفاظت از منطقه آسيب ديده تشكيل شد. حلقه اول در مركز شهرك توحيد براي حفظ منطقه حادثه ديده، حلقه دوم در داخل شهرك و حلقه سوم در خارج از شهرك تشكيل شد.همچنين به دستور سردار طلايي كار تخليه ساكنان ۶۰ واحد مسكوني آپارتمان ۱۰ طبقه آغاز شد. از سوي ديگر هجوم مردم براي كسب اطلاع از محل وقوع حادثه و نيز تلاش امدادگران براي افزايش سرعت انتقال مجروحان سبب شده بود خيابان هاي اطراف محل حادثه در اثر ازدحام جمعيت بسته شود. با حضور به موقع شهردار تهران محمدباقر قاليباف و سردار طلايي در ميان مردم از آنها درخواست كردند تا متفرق شده و اجازه دهند تا نيروهاي امدادي در محل حاضر شدند. خوشبختانه طبقه چهارم كه مورد اصابت بال هواپيما واقع شده بود خالي از سكنه بوده اما موج انفجار شكستن شيشه ها و ازدحام منجر به مجروح شدن تعداد زيادي از ساكنان شهرك توحيد شده است. موج انفجار منجر به آتش گرفتن ۱۲ خودرو شد. به گزارش خبرنگار ما تا ساعت ۵ بعدازظهر ديروز با هماهنگي ميان چند تن از اعضاي گروه هاي امداد و نجات، هلال احمر و نيروي انتظامي آتش در ساختمان كاملا مهار شد و عمليات تخليه لاشه هواپيما آغاز گرديد.اين عمليات با هدايت سردار ذوالقدر معاون امنيتي وزارت كشور انجام شد. سرعت عمل مسئولان در قطع گاز شهرك توحيد، تخليه گاز لوله ها و نيز قطع آب و برق از عوامل موفقيت سريع عمليات بود. احمد ضيائيان مديرعامل آتش نشاني تهران به خبرنگار ما گفت: تمامي نيروهاي عملياتي ايستگاه هاي ۳۴ ، ۵ ، ۶۲ ، ۳۵ ، ۳۸ ، ۸ و نيز نردبان هاي ۱۸ ، ۳۶ ، ۲۵ و هلي كوپتر امداد يك و پنج در محل حاضر شدند و توانستند در كمترين زمان ممكن آتش را مهار كنند.دكتر پيروي رئيس اورژانس تهران نيز كه از اولين دقايق حادثه در محل حضور داشت به خبرنگار ما گفت: پايگاه هاي امدادي ،۴۶ ۱۸ ، ۱۵ ، ۳۳ ، ۱۲ ، ۱۹ ، ۴۸ ، ،۱۳ ۳۸ ، ۱۷ ، ۵ ، ،۶ شهر قدس، احمدآباد مستوفي، شهريار، يافت آباد به تدريج در محل حاضر شدند. از اين ميان پايگاه هاي ۱۵ ، ۱۲ ، ۵ و شهر قدس در اولين لحظات پس از وقوع حادثه به امدادرساني پرداختند. دكتر پيروي در توضيح حادثه گفت: هواپيما درحال فرود در فضاي سبز شهرك توحيد بود كه بال راست آن به طبقه چهارم ضلع ۵ بلوك ۵۲ برخورد كرد. در اثر اين برخورد هواپيما منفجر شد و آتش و دود آن به داخل ساختمان راه يافت.وي افزود: متاسفانه تمامي مسافران هواپيما جان باخته اند و ما توانستيم مقداري از اجساد را از محل حادثه به پزشكي قانوني انتقال دهيم. دكتر پيروي درمورد حادثه ديدگان ساكن ساختمان توضيح داد: چون هواپيما خارج از ساختمان منفجر شد خوشبختانه ساكنان ساختمان دچار كمترين تلفات جاني شدند. آمار كشته شدگان بنابر آخرين اخبار رسيده تا زمان چاپ اين خبر ۱۱۰ نفر در پي اين سانحه كشته شده اند كه شامل ۹۴ سرنشين هواپيما، و ۱۰ نفر از ساكنان ساختمان كشته و۲۸نفر مجروح شده اند. اسامي برخي از كشته شدگان به اين شرح است: تيم پروازي؛ خلبان كاپيتان بابك گوهري، كمك خلبان حسين جعفري واحد مركزي خبر داريوش شاهيني، محمود ايل بيگي، محمود توران پشتي، مجيد عسگري، ابراهيم بقائي ، سيد يحيي مهدوي كاركنان گروه اجتماعي شبكه يك سيماي جمهوري اسلامي ايران محمد رضا شادروح ، حميد رضا خيرخواه ، عليزاده، حسن نجفي، رمامي، تاجيك، سيد هادي حسيني ،جليل حيدري زاده روزنامه كيهان كاظم نژاد فارس صادق نيلي، عليرضا برادران نجار ايسنا امان زاده ، حسن غريب روزنامه همشهري كربلائي احمد ايرنا مهدي ميرافضلي، سپهدار ساجدي صداي جمهوري اسلامي ايران مسعود جان نثاري، امير صحرائي همكاران مركز مستندسازي معاونت سيما بابك غياثوند، ميرزائي، فريس ابادي عوامل فني واحد سيار نصرالله زاده ، رحيمي، استوار سجاد اسعدي ، غلامرضا بيات شبكه خبر علي رضا افشار، حسين عرب احمدي ، مهدي اناري ، حسن حيدري ، جواد فراهاني، محمد رضا احمدي، حبيب اسدي ، منصور محمودي ، مهدي يونسي ، حسين باباپور، حسين خسروآبادي ، سپهدار مهاجري و مكي آبادي، خداعفو عبدياني، سيد حسن شيرازي كاركنان رسانه اي نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران . خلبان حاضر به پرواز نبود چهره ها اشك آلود بود. همگي در شوك حادثه سقوط هواپيماي حامل خبرنگاران و عكاسان و از همه دردناك تر از دست دادن همكار دوست داشتني مان محمد كربلايي احمد بوديم كه ناگهان صداي گريه سه زن در فضا پيچيد.او ناله مي زد و مي گفت: آخر كار خود را كرد. همسر كربلايي احمد بر سر و صورتش مي كوبيد و گريه مي كرد. همگي اشك مي ريختند. يك بار ديگر حادثه سقوط هواپيما عزيزاني را از ما گرفت. خانواده مرحوم كربلايي احمد با راهنمايي همكاران به اتاق سردبيري رفتند. او آخرين فردي بود كه با همسرش صحبت كرده بود. فضا غم آلود و چهره ها در غم از دست دادن عزيزترين، اشك آلود بود. همسرش اين طور شروع كرد: ساعت ۷ صبح قرار بود پرواز كنند. مثل هميشه آماده از خانه بيرون رفت. ساعت نزديك ۸ بود كه با من تماس گرفت و گفت: پرواز با تأخير انجام مي شود. سپس برايم آرزوي سلامتي كرد. مكالمه را قطع كرد. دلم شور مي زد. ساعت ۹ صبح مجدداً به او تلفن كردم. او گفت: ظاهرا هواپيما نقص فني دارد و پرواز تأخير دارد. ساعت ۱۰ او دوباره تلفن زد. آنها هنوز پرواز نكرده بودند. محمد گفت: ظاهراً نقص فني دارد و خلبان حاضر به پرواز نيست. حالا نمي دانم اصلا پرواز مي كنيم يا نه؟ به او گفتم: فقط مراقب خودت باش!ديگر از او خبري نداشتم تا اين كه از طريق تلويزيون متوجه سقوط هواپيما شدم. محمد علي بخشي، ناوگان يكم علي رضا ارسطوئيان ، ناوبان دوم مهدي صادقي ، ناوگان دوم محمدباقر بابارشاني ، مقصودي ، روح الله احمد وند، ناو استوار وظيفه علي عليزاده ، قمصري ، عليرضا خدادادي، مهناو يكم حسين آزموده ، آرمان نسب ، ستوان بابايي، صفري، محمديان، صوري، مهدي ابراهيمي ، حسين مشكين، ناوسروان علي اصغر سليماني ، ستوان يكم قاسم محمدي ، محمد رضا سليماني ، حجت الاسلام محدث ، سرتيپ دوم عباس واعظي رئيس روابط عمومي كل ارتش بنابر گزارش هاي رسيده اجساد ۹۰ تن به بيمارستان شريعت رضوي و ۲۰ تن به بيمارستان فياض بخش انتقال داده شده است. آخرين گزارشها از انتقال اجساد جانباختگان حادثه سقوط هواپيماي نظامي حاكيست تا ساعت ۱۹ ، ۷۸ جسد از كشته شدگان حادثه به پزشكي قانوني كهريزك انتقال يافته است. سازمان پزشكي قانوني كشور اعلام كرد بستگان جانباختگان حادثه مي توانند از صبح امروز با مراجعه به مركز تحقيقات پزشكي قانوني كهريزك واقع در ابتداي كهريزك، از طريق شناسايي اجساد يا نشاني وسايل جانباختگان اقدام به شناسايي آنها كنند. همچنين اين مركز شماره تماس ۹-۲۵۲۴۸۰۰-۰۲۲۹را جهت پيگيري خانواده متوفيان اعلام كرد. اين در حاليست كه تاكنون هيچ جسدي به دليل شدت سوختگي آنها شناسايي نشده است. اسامي ۳۱ تن از مجروحان حادثه همچنين وزير بهداشت دكتر لنكراني نيز در محل حادثه حاضر شد و بر نحوه انتقال مجروحان و نيز شرايط مجروحان باقي مانده نظارت كرد. اسامي ۳۱ نفر از مجروحان اين حادثه را به شرح ذيل اعلام شد. مجيد ذوالفقاري ، ۲۳ ساله ، بيمارستان فياض بخش دو مجهول الهويه ۶۵ ساله ، بيمارستان فياض بخش بابك ... ۱۶ ساله ، بيمارستان لقمان الدوله بتول ايلانلي ۳۵ ساله ، بيمارستان لقمان الدوله پوريا اقبالي بيمارستان لقمان الدوله رحمان رضايي ۲۴ ساله ، بيمارستان فياض بخش خيرقدم خليلي ۶۵ساله بيمارستان فياض بخش ساناز فروزان ۱۶ساله بيمارستان فياض بخش محمد حسن جوشقاني ۷بيمارستان فياض بخش محسن اكبري ۲۳ساله بيمارستان فياض بخش مرضيه جوشقاني بيمارستان فياض بخش محمد محمودزاده ۲۲ساله بيمارستان فياض بخش افشين شاه سبند ۲۱ساله بيمارستان فياض بخش آرش برات زاده بيمارستان فياض بخش ليلا پورمحمد بيمارستان لقمان الدوله سعيد پور مبارك بيمارستان لقمان الدوله محمد رضا جهانديده بيمارستان شريعت رضوي فاطمه بيات بيمارستان شريعت رضوي ناصر عبدالله زاده بيمارستان يافت آباد حسين سلطاني بيمارستان شريعت رضوي رويا رسولي بيمارستان لقمان الدوله فاطمه غفاريان بيمارستان شريعت رضوي مديركل درمان تامين اجتماعي تهران بزرگ نيز اعلام كرد: تاكنون۲۲نفر فوت شده و۱۸نفر مجروح به بيمارستان فياض بخش و۹نفر مجروح به بيمارستان شريعت رضوي تهران منتقل شده اند. حال تعدادي از اين مجروحان وخيم گزارش شده است . عمليات امدادرساني در محل حادثه پايان يافته است و هم اكنون از ميان مصدومان انتقال يافته به بيمارستانهاي تهران ۲۰ تن بستري شده و باقي مصدومان سرپايي درمان شدند . رؤساي قواي مقننه و قضاييه در پيامهاي جداگانه اي در گذشت جمعي از هموطنان به ويژه خبرنگاران رسانه هاي جمعي را تسليت گفتند. انجمن صنفي روزنامه نگاران نيز در پيام تسليت خود خواستار تشكيل كميته مستقل رسيدگي به علت اين حادثه با حضور نماينده انجمن شده است. چه كسي پاسخ مي دهد؟
هواپيماي سي ۱۳۰ ارتش قرار بود ساعت ۷ صبح ديروز پرواز كند، اما اين پرواز با حدود شش ساعت تاخير انجام شد.
محمد كربلايي احمد لحظاتي پيش از اين كه سوار بر كجاوه مرگ شود، در تماسي با تلفن همراه برادرش از وجود نقص فني در هواپيما خبر داد و اعلام كرد خلبان با پرواز هواپيما موافق نيست. با اين وجود پرواز صورت گرفت و آخرين سفر محمد كربلايي احمد و ساير سرنشينان هواپيماي ارتش را رقم زد. به اين پرسش چه كسي بايد پاسخ گويد كه چرا به هواپيمايي كه نقص فني داشت و نقص آن به طور كامل رفع نشده بود اجازه پرواز داده شد؟
دستم نمیره چیزی بنویسم خدا بیامرزه همه اونایی که دیگه نیستن
| ||||||||||||||||||||||
az خودخودم
...
نگاه ها خیلی عجیبن ،
تا حالا شده دلت بخواد بری توی عمق چشمای یه نفر و بگردی دنبال اصل وجودش؟
بعضی از آدما همه چیزشون توی چشماشونه ...
آدم اگه همش بخواد خودشو از خودش قایم کنه روحش می مونه تو قفس و چشماش انگار
یه جورایی غبار می گیره ...و گاهی این غبارها با هیچ بارونی شسته نمی شن...
بعضی ها نگاهشون زندگی داره ...دلت می خواد یه عالمه نگاهشون کنی و وقتی نگاهشون
می کنی دلت می خواد بخندی...
بعضی های دیگه چشماشون همیشه منتظر بهونه ی باریدنه ...انگار ته نگاهشون همیشه یه
قطره اشک نشسته...پیش این آدما که هستی ...نمی دونم شاید دلت می خواد سکوت
کنی ...حس می کنم این آدما زندگی رو از پشت هاله ای از یه غم دوست داشتنی می
بینن...
...


Burial of 



گفتگو با رويا کريمی مجد، روزنامه نگار در تهران
اگر شاهد اين حادثه بوده ايد مشاهدات خود را برای ما بنويسيد و فيلم يا عکسی را که تهيه کرده ايد برای ما بفرستيد

















